فرایند طراحی شهری(سید حسین بحرینی)
تئوری شکل خوب شهر(کوین لینچ)
سیمای شهر(کوین لینچ)
به سوی شکل پایدار شهر(هیلند براند فری)
تحلیل فضای شهری(بحرینی)
قواعد و معیار های طراحی شهری( محمود توسلی)
ساخت شهر در اقلیم گرم و خشک ایران(توسلی)
طراحی فضای شهری1و2(توسلی)
هنر هندسه(توسلی)
مبانی طراحی شهری(ترفسکی)
محیطهای پاسخده(بن بنتلی)
فضا،زمان،معماری(گیدئون)
کندوکاوی در تعریف طراحی شهری(گلکار)
مفهوم سکونت(شولتز)
شهرسازی واقعیات و تخیلات(شوای)
از شار تا شهر(سید محسن حبیبی)
سبک شناسی معماری ایران(پیرنیا)
معماری اسلامی(پیرنیا)
زیبایی شناسی در معماری(گروتر)
آفرینش نظریه معماری(جان لنگ)
تاریخ شکل شهر(جیمز موریس)
راهنمای طراحی فضای شهری در ایران(پاکزاد)
فضای شهری(راب کریر)
تئوری جدید در طراحی شهری(کریستوفر الکساندر)
روان شناسی محیط و کاربرد آن( مرتضوی)
تجدد فرا تجدد و پس از آن در شهرسازی(بحرینی)
طراحی شهرها(اموند بیکن)
گزیده منظر شهری(کالن)
تفسیر محیط به روش هرمنوتیک،سنتی،و ساختارگرایی(موگروئر )
معماری فرم فضا نظم(چینگ)
آشنایی با طراحی محیط و منظر(سازمان پارکها)
طراحی شهری در خیابانهای شهری(سازمان پارکها
) شهرسازی شهروندگرا(فرانسیس تیبالدز)
آفرینش محلات و مکانها در محیطهای انسان ساخت(چپ من)
معماری زمینه گرا(برولین)
مکتب اصفهان در شهرسازی(اهری)
طراحی فضای شهری(مدنی پور)
شهرسازی معاصر(اوستروفسکی)
انسان شناسی شهری(فکوهی)
شهر همچون چشم انداز(ترنر)
جامعه شناسی شهر(ممتاز)
معماری ایران(پوپ)
فارابی و سیر شهروندی در ایران(فلامکی)
آرمانشهر در اندیشه ایرانی (اصیل)
مبانی طراحی شهرش در بخش مرکزی تهران(توسلی)
طراحی شهری در خیابان کارگر(توسلی)
طراحی شهری در بافت قدیم شهر یزد(توسلی)
بعد پنهان(تی هال)
مرمت شهری(حبیبی)
باززنده سازی بناها و شهرهای تاریخی ایران(فلامکی)
مقدمه ای بر تاریخ شهر و شهرنشینی در ایران(سلطانزاده)
فضاهای شهری در بافت های تاریخی ایران(سلطانزاده)
آغاز شهرنشینی در ایران(کیانی)
نخستین شهر(وایت هاوس)
به سوی شهرسازی انسانگرا(یار احمدی)
شکل گیری معماری در تجارب ایران و غرب(فلامکی)
نگرشی بر روند تهیه طرحهای تفصیلی در شهرسازی(نوریان)
تاریخ معماری مدرن(بنه ولو)
تاریخ شهر(بنه ولو)
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
همنواختي كتيبه و نقوش هندسي در بناهاي
اصفهان عصر صفوي ![]()
![]()
-
چكيده
وجود كتيبهها در معماري اسلامي از خصايص بارز و مهم هر بنايي
است. تزيينات كتيبهاي معماري اسلامي مانند گچبري، آجركاري،
سنگكاري و كاشيكاري، گاهي با كاربرد مجزا و زماني در تلفيق با
يكديگر توسط هنرمندان، نمايشي شگفت از زيباييها پديد آورده است.
هنرمند اسلامي با كنار هم قرار دادن حروف و اشكال تصويري
گوناگون بسيار زيبا و با تنوع فوقالعادهشان كه هر كدام از آنها
تداعيگر شكلی است، توانسته تركيبي تازه و بسيار جذاب پديد آورد.
كتيبهها علاوه بر اين ابزاري براي پيام رساني و انعكاسدهنده كلام خدا،
سخنان اولياء و ادعيه اسلامي است.
ازشاخصههاي ديگر معماري اسلامي از لحاظ ميزان و درجهي اهميت،
نقوش هندسي هستند كه هميشه و در همه جا به چشم ميخورند. استفاده
از نقوش هندسي در مفهوم نمادين و فلسفي آن به منظور تأثيرگذاري
رواني بر نيايشگر و تقويت حس وحدانيت در فضاي مسجد است.
شكلهاي پيچاپيچ هندسي با تكرار تناسبات وابسته به يك نقش نوعي
احساس نظم و هماهنگي ميآفرينند.
اين دو عنصر تزييني بهعنوان دو شاخصه اصلي تزيين معماري
اسلامي در بسياري از بناهاي اصفهان عصر صفوي در تركيب با
يكديگر و بهصورت مكمل ديده شده و با حفظ جايگاه خود معاني تازه و
عميقي خلق كردهاند. قدر مسلم اين كه همراهي مضامين معنوي كتيبهها
با هماهنگي و احساس وحدتي كه نقوش هندسي بهوجود ميآورد پيامهاي
معنوي و روحاني ارزشمند و قدرتمندي دارد كه در روح و انديشه بيننده
رسوخ ميكند. علاوه بر اين، نقوش هندسي و كتيبهها در كنار يكديگر
تركيبهاي بينظيری پديد ميآورند كه به لحاظ زيبايي شناختي حايز
اهميت ميباشند.
اصفهان يكي از شهرهاي تاريخي ايران است كه در دوران اسلامي
بهخصوص در زمان حكومت صفويان بهدليل موقعيت ويژهاش رونق
خاصي در معماري يافت. از ويژگيهاي بنيادي معماري دوران صفويه
نيز توجه و تأكيد بر عنصر تزيين است. از اين رو بناهاي اصفهان در ا
ين دوره منبع مهمي براي بررسي عنصر تزيين در معماري اسلامي
ايران بهشمار ميرود. در مساجد مشهور و مهمي چون مسجد جامع،
مسجد حكيم و...، مدارسي چون مدرسه چهارباغ و مدرسه كاسهگران،
ميتوان شكوه تزيينات معماري اسلامي و از آن جمله هماهنگي و
همنواختي كتيبهها و نقوش هندسي را در كنار يكديگر ديد.
اين مقاله كه با هدف بررسي همنواختي دو عنصر كتيبه و
نقوش هندسي در معماري بناهاي اسلامي شهر اصفهان تنظيم شده، به
دنبال پاسخ به سؤالات زير است:
1- ارتباط ميان نقوش هندسي و كتيبه در معماري بناهاي تاريخي
اصفهان كدام است؟
2- آيا مضامين نهفته در كتيبهها با معاني نمادين نقوش هندسي در ارتباط است؟
3- همپوشاني نقوش هندسي و كتيبه به لحاظ بصری و زيبايي شناختي
چگونه است؟
گردآوري مطالب اين مقاله با استفاده از اسناد و مدارك موجود و تنظيم
آن بهشيوهي توصيفي، تاريخي و تحليلي صورت گرفته است.
واژگان كليدي: معماري اصفهان، كتيبه، نقوش هندسي، همنواختي
مضموني و زيباشناختي.
زمينههاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي عصر صفويه![]()
شاه اسماعيل موسس سلسله صفويه بود كه از سال 1502/908 تا
1736/1149 در ايران ادامه يافت. وي از نوادگان جنيد يكي از
منسوبين شيخ صفيالدين اردبيلي عارف بزرگ قرن هفتم بود و در
تبريز به تخت نشست به همين جهت داراي تمايلات مذهبي شديد بود.
وي نام سلسله صفوي را از نام فرقهاي مذهبي به نام صفوي كه
بنيانگذارش شيخ صفي اردبيلي بود و در شمال ايران بهوجود آمده بود
برگرفت.
پس از تاجگذاري مذهب رسمي ايران را شيعه 12 امامي در ايران
اعلام كرد كه همين مسأله تغييراتي را در هنرهاي اسلامي اين دوره
بهوجود آورد. وي مردي جسور بود و با نيروي فراوان دودمان پادشاهي
تازهاي پديد آورد. بزرگترين هنرمندان به دربار او روي آوردند و
بناهاي بسياري ساختند كه اغلب آنها ويران شدهاند.
شاه طهماسب اول در سال 1523/930 به تخت نشست. وي توجه
فراواني به فرهنگ و هنر ايراني داشت و باعث شد هنرها كه در آن
دوره متأثر از فرهنگ مغولي در اواخر دوره تيموري بودند بازگشتي
مجدد به شيوههاي ايراني داشته باشند ولي دستاورد وي بيشتر در زمينه
هنرهاي زينتي مانند نقاشي- قاليبافي- مينياتور و... ميباشند تا در
معماري. امروز هيچ بناي بزرگي كه بتوان آن را مشخصاً به شاه
تهماسب نسبت داد وجود ندارد و در اسناد مربوط به آن دوره نيز تنها
بنايي كه از آن نام برده شده مسجد جامع قزوين است كه ساخت آن
توسط شاه اسمعيل آغاز شد.[1] پس از وي فرزندش به نام شاه اسماعيل
دوم در سال 1576/984 به تخت نشست و قزوين را پايتخت خود
ساخت.
در سال 1586/995 شاه عباس حاكم هرات شد و در سال 1597/
1006
پايتخت خود را به اصفهان منتقل كرد. با ظهور او عصر زرين
معماري دوران صفوي آغاز گرديد. به خاطر بلند پروازيها، پيگيري،
استعداد درخشان، ذوق هنري او و با كمك ثروتي كه حكومت شايستهاش
پديد آورده بود در معماري دوران تازهاي ايجاد گرديد كه در آن نقش م
ايههاي هنري با رنگهاي بينظير خود به مجموعههايي هنري بسيط
و گويا تبديل شد كه اين دوران عصر اعتلا و آخرين نمايش معماري
اسلامي ايران است بيشتر بناهاي باشكوه امروز ايران متعلق به اين
دوران است. بعد از او شاه صفي، شاه عباس دوم، شاه سليمان و
سرانجام آخرين پادشاه سلسله صفوي با نام شاه سلطان حسين به
حكومت نشستند و در سال 1736/1149 سلسله صفوي منقرض گشت.[
2]
معماري عصر صفويه![]()
هنر معماري اسلامي فراتر از صرف تجربه زيبايي شناختي است و در
واقع جلوهاي نمادين از حقيقتي والاتر است كه انسان را از كثرت جهان
بيرون به وحدت الهي ميرساند و در حقيقت جاي دادن انسان در
حضور خدا از طريق قدسي كردن فضاست.
در اين نوع معماري معمار اعلي خداوند است الله خالق كل شي و
معماري به گونهاي صورت ميگيرد كه سر تعظيم در مقابل خداوند فرود
ميآورد.
در اين هنر تكنيك و زيبايي، وجوه مكمل خلاقيت هنري است و هنر از
صنعتگري و كار صنعتگر از بقيه وجوه زندگي او خصوصاً زندگي
روحاني او جدا نيست.
با توجه به اين كه در دوران صفوي مذهب شيعه به عنوان مذهب رسمي
ايران اعلام شد آنچه كه در دوران صفوي در معماري اسلامي اتفاق
ميافتد توجه به مذهب شيعه و نوعي تصوف است كه اين توجه در
بناهاي متعلق به اين دوران بهوفور قابل مشاهده است.
پادشاهان و هنرمندان و معماران اين دوران تأكيد بر ايجاد نوعي وحدت
و يكپارچگي بين مردم دارند تا بدين ترتيب بتوانند تداعيكننده وحدت
الهي باشند و اين امر به ايجاد سبكي در معماري اسلامي ميانجامد كه
معروف به شيوه اصفهاني است و يكي از چهار شيوه معماري اسلامي
ايران ميباشد. اساس اين سبك بر مبناي سادگي هر چه بيشتر در
طرحها و هندسهي بنا ميباشد تا به اصول سادگي كه اساس اسلام است
تداعي بخشد. ضمناً از ديگر اصول اين سبك يكسان بودن تناسبات در
بنا ميباشد كه همان مساوات و برابري انسانها در پيشگاه عدل الهي را
تداعي ميكند.
از آنجا كه پيدايش سلسله صفويه منجر به ايجاد غرور ملي شديدي شد،
در آغاز درگير شدن در جنگ از ايجاد هرگونه معماري در مقياس
وسيع مانع ميگرديد. با ظهور شاه عباس اول عصر زرين معماري
صفوي آغاز شد. اين معماري گرچه درخشانترين عصر معماري ايران
نبوده ولي عصر اعتلا و آخرين نمايش معماري اسلامي ايران است.
اصفهان كه از سوي شاه عباس به پايتختي برگزيده شد از مساجد،
كاخها، پلها، خيابانها و باغهاي زيادي بهرهمند شد. اولين پروژه
بزرگ وي پس از به تخت نشستن، چهار باغ بود. يك خيابان شاهانه كه
اتصال ميان اسكان قديميتر اطراف مسجد جامع و رودخانه را ميسر
ميساخت وعلاوه برآن از طريق پل الله وردي خان از سال 1602/1011
ادامه پيدا ميكرد و به جلفاي جديد ارامنه و سپس باغ پهناوري
ميرسيد.[3]
توسعه اصفهان در زمان شاه عباس دوم همچنان با دو بناي تاريخي كه
حاكي از به هم پيوستن فضاهاي داخلي و خارجي به صورتي پيچيده و
عالمانه بود، ادامه يافت. بازسازي و مرمت عمارت كلاه فرنگي چهل
ستون يكي از آن دو بناست كه در مقابل يكي استخر طويل مستطيل شكل
قرار دارد. اثر تاريخي ديگر زمان شاه عباس دوم، با دو خصوصيت
ظرافت هنري و كاربري آن، پل خواجو مربوط به سال 1650/1060
است.
توسعه بناي شهرها در دوره صفويه باعث شده در دوره كوتاهي
شهرهاي ايران بتواند با شهرهاي استانبول و دهلي كه پايتخت ديگر
كشورهاي اسلامي بودند، به رقابت بپردازد. در معماري صفويه رنگ و
تزيين نقش بسيار مهمي دارد و چنانكه گفته شد بناهاي بسياري از اين
دوره به جاي مانده كه اگرچه به لحاظ اصول معماري قابل توجه نيستند
اما از لحاظ تزيين و شكل ظاهري بسيار زيبا و بيبديلند.
در واقع معماران دوره صفوي به جاي نوآوري مستقيم ترجيح ميدادند تا
بخشهايي از بناهايشان را تذهيب و آراسته نمايند. اشكال سنتي كه در
اين دوره بدون تلاش چنداني به مقياس عظيمي به كار ميرفت، به
نهايت كمال خود رسيد.
بهطور كلي سبك معماري در دوره صفويه روبه سادگي هرچه بيشتر
دارد. هندسه بنا ساده است و شكلها و خطهاي شكسته به جاي خطوط
پيچ در پيچ گذشته متداول است و از پيمون بندي و تناسبات يكسان در
ساختمان استفاده شده است. اما تكنيكهاي تزييني متنوعي از قبيل
آجركاري، كاشي كاري، كتيبهنگاري، گچبري، آئينهكاري، تزيينات
چوبي و حتي برخي از عناصر معماري مانند تويزههاي كاذب، مقرنس
و سه كنج در حد كمال خود در اين دوره مورد استفاده معماران و
هنرمندان قرار گرفت.[4]
جايگاه كتيبه در معماري عصر
صفويه![]()
معماري اسلامي در طول تاريخ هميشه از ارزش و توجه خاصي
برخوردار بوده و در برگيرندهي تمام خلاقيتهاي هنرمندان مسلمان
است. فضاي باز معماري اسلامي با هماهنگي و نظم نقشها، كتيبهها و
رنگها، محيطي با عظمت همراه با خلوص معنوي پديد ميآورد. انسان
با ورود در اين اماكن خود را در ميان دنيايي معنوي مييابد كه يادآور
بهشتي است كه قرآن از آن سخن به ميان آورده است.
در دورهي صفويه خط كوفي در كاشيكاري بناها به وفور استفاده شده.
خط بنايي كه همان كوفي زاويهدار است، از ترسيم اشكال هندسي مربع،
لوزي، مستطيل و خطوط موازي و متقاطع حاصل ميشود. در واقع نوع
خط در ابتداي اين دوران خط كوفي و ثلث است كه براي نگارش متون
مقدس از آن استفاده ميشد، ولي خط غالب در كتيبههاي اين دوران،
خط تعليق، خط رايج ملي دوره صفوي است و در دوره شاه عباس خط
نستعليق كه آميزهاي از نسخ و تعليق ميباشد ابداع شد. از نمونههاي
اين مصاديق به مسجد شيخ لطف الله، مسجد امام، مدرسه نيمآورد
اصفهان و... ميتوان اشاره نمود. در دورهي صفويه مضامين كتيبهها
در اثر تغيير مذهب به شيعه تغييراتي ميكند. اين كتيبهها يا به صورت
دعايي ميباشند و يا به صورت حديثي و كتيبههايي كه تاريخ ساخت،
نام معمار و... را مشخص ميكنند نيز همچنان مشهود است.
كتيبههاي بناهاي اسلامي معمولاً از آجر، كاشي، سنگ، گچ و چوب
ساخته شدهاند. متن عبارات كتيبه معمولاً اسماء مبارك حق تعالي، آيات
و سورههاي قرآن، نامهاي مبارك حضرت رسول (ص) و ائمه
طاهرين، دعاها، مناجات، شعارهاي مذهبي نام سفارش دهنده اثر، نام
حاكم و يا سلطان وقت، نام سازنده اثر، نام كاتب و خطاط، تاريخ
ساخت اثر، اشعار فارسي و عربي، گفتههاي بزرگان و حكما، فرامين
پادشاهان و عهدنامهها و پند و اندرز را شامل ميگردد.
براساس كتيبههايي كه تاكنون بهدست آمده ابتدا كتيبه نويسي با خط كوفي
شروع شده و اين خط تا حدود قرن پنجم هجري تنها خط جهت كتيبه
نويسي بوده و از اين تاريخ به بعد است كه خطوط ديگر نيز به صورت
محدود مورد استفاده قرار ميگيرد. تا قرن هفتم اكثر كتيبهها به خط
كوفي نوشته ميشده و از قرن هشتم به بعد است كه خط ثلث در نوشتن
كتيبهها بيشتر مورد استفاده قرار ميگيرد، البته كتيبههاي كوفي نيز
همچنان متداول است.
نكته مهم در مورد خط كوفي اين است كه از زماني كه خط كوفي در
كتيبهها مورد استفاده قرار گرفته به فرمها و شكلهاي مختلف و بديعي
در آمده كه هرگز در خوشنويسي و كتابت ديده نشده و نقوش خطي و
كتابتي يكي از مهمترين موضوعات تزييني متون اسلامي است كه اين
تزيينات بيشتر در نوشتن كتيبههاي بناها به وجود آمده است و حتي
فرمهايي از خط كوفي وجود دارند كه فقط در كتيبههاي بناها امكان ايجاد
آنها وجود دارد كه بهترين شاهد آن خط كوفي بنايي ميباشد كه با
كتيبهنويسي بناها شروع و رشد و نمو يافته و به كمال رسيده است.
وجود كتيبهها در معماري اسلامي از خصايص بارز و با اهميت فراوان
هر بنايي است و در اينجا ميتوان دو ويژگي مهم اين كتيبهها را
برشمرد.
1ـ استفاده از خطاطي در معماري به عنوان عنصر تزييني و عامل
همسان نمودن انواع مختلف بناهاي اسلامي است. تقريباً تمامي
بناهاي اسلامي شامل كتيبههايي با مضامين قرآن، دعا و حديث بر
سطوح خارجي و داخلي خود ميباشند. محلهاي مشخصي هم جهت
نگارش اين خطوط مورد استفاده قرار ميگرفت به عنوان مثال در
قسمتهاي خارجي بنا همانند منارهها، سردرها، و پايه گنبدها و در
قسمتهاي داخلي محراب، قبله و پايه داخلي گنبد. تقريباً ميتوان گفت
هر فضاي خالي با عناصر نوشتاري تزيين مييافت. كلمات منفرد
همچنين بهصورت تكراري با ايجاد طرح يا الگويي بر سطوح داخلي
ديوارها نوشته ميشدند. كلماتي كه بدين صورت مورد استفاده قرار
ميگرفتند اكثراً بر گرفته از آيات قرآني بودند كه به خط كوفي بنايي
نگارش مييافتند.[5]
2ـ جداي از زيبايي تزييني كتيبهها، آنها در برگيرنده معاني و
مفاهيمي هستند كه انعكاس دهنده شرايط اجتماعي، مذهبي و فرهنگي
زمان نگارش آنها و از طرفي ديگر نمايانگر تمامي خلاقيتهاي
هنرمندان مسلمان و ظهور خلوص معنوي آنها ميباشد.
بهنظر ميرسد كه آيات قرآني بهعنوان بيشترين تزيين بنايي سطوح
خارجي و داخلي ساختمانها كاربرد داشته است. كتيبههاي قرآني
اغلب در برگيرندهي جملاتي در اظهار ايمان و اعتقادات مسلمانان
ميباشد. اين اعتقادات اغلب به خط كوفي، معنوي ترين خط عربي
نشان داده شده دور بنا و خاصه نزديك محراب كه جهت تجمع و تمركز
مسلمانان ميباشد، جاي گرفته است
از طرف ديگر در مطالعه دقيق كتيبههاي قرآني درمييابيم كه برخي
سورهها در بسياري از جاها تكرار شده است بدين جهت ميتوان
اينگونه اظهار داشت كه شخصي كه اين متنهاي قرآني را انتخاب
نموده ميبايست با تمام قرآن آشنايي داشته باشد و يا بهواسطه معناي
خاصي كه در اين سورهها و آيات وجود داشته آنها را انتخاب كرده
است. بدون شك علما و يا اشخاص دانشمند مذهبي، نقش مهمي در
انتخاب اين آيات داشته اند زيرا كه آنان به علت انس خاص با قرآن،
از مفاهيم و معاني ظاهري و باطني آن بيشتر اطلاع داشتهاند كه البته
در بعضي موارد خطاطان خود، آيات را انتخاب ميكردند.
در كنار استفاده از قرآن در كتيبهها، به گروهي از كتيبهها برميخوريم
كه در اهميتي يكسان همانند آيات قرآني مورد استفاده قرار گرفتهاند. اين
دسته كه دعا ناميده ميشوند ميتوان به سه گروه مهم و مشخص
تقسيمبندي كرد: گروه اول، نامهاي زيباي خداوند را توصيف ميكنند،
خداوند را ستايش ميكنند و بازگوكننده تواناييهاي شگرف خداوند
هستند. مثالهاي زيادي از اين نوع اول در دوره صفوي قابل مشاهده و
بررسي است. گروه دوم، ستايش و دعا به پيامبر را در جملات
گوناگوني مدنظر دارند و گروه سوم، امام علي (ع) حضرت فاطمه (س)
دختر گرامي پيامبر (ص) و حضرت امام حسن (ع) و امام حسين (ع)
را مورد ستايش قرار ميدهند. در اين گروه ما همچنين شاهد ستايش
ديگر امامان شيعه تا امام دوازدهم كه هر يك پس از ديگري مسئوليت
هدايت انسانهاي آزاده را برعهده داشتند، ميباشيم.[7]
يكي از دعاهاي معروف در ستايش خداوند دعاي جوشن كبير ميباشد
كه شبيه جملات و واژههاي آن در محراب مسجد حكيم اصفهان ديده
ميشود. سبحان الله، الحمدلله، الله اكبر، الملك لله، تا به آخر.... در
محراب مسجد حكيم نيز شكر و ستايش خداوند در نامهاي مختلفي در
ستارههاي هشت پر نشان داده شده و در بعضي از اين ستارهها نام
حضرت محمد (ص) و حضرت علي (ع) به صورت منفرد يا با هم
آورده شده است. همچنين نام دوازده امام با خط زيباي ثلث در حاشيه
طاق محراب حك شده، وجود دارد. در اينجا هنرمند مسلمان توصيف و
ستايش خداوند را با ستايش پيامبر (ص) و حضرت علي (ع) و حتي
ديگر امامان شيعه آميخته است. اين نوع از كار انعكاسي از افكار شيعي
زمان و تداعي اين پيام ميباشد كه هر كس به دوستي امامان معتقد باشد
متعاقباً دوستي با خدا را به ارمغان آورده است.[8]
نوع ديگري از ادعيه، خطاب به حضرت محمد (ص) است. يكي از اين
دعاها كه در جاهاي بسياري آورده شده، «صلوات» ميباشد در اين دعا گفته شده: «اللهم صل علي محمد و آل محمد» خداوندا درود فرست بر
محمد (ص) و خاندان محمد. بهعنوان نمونه مسجد امام گنبد مدرسهي
چهارباغ و مدرسهي كاسه گران اصفهان همگي دربرگيرنده اين دعاي
معروف شيعي هستند. اين دعا يكي از معروفترين دعاها در ميان
مسلمانان شيعه است كه در هر موقعيت و زماني قرائت ميشود. بهطور
كلي مسلمانان شيعه با اين دعا پرورش مييابند و بزرگ ميشوند.
«صلوات» دعايي است كه ابتدا خطاب به حضرت محمد (ص) سپس به
خاندانش كه شامل حضرت فاطمه (س) و امام علي (ع)، اولين امام
شيعه، امام حسن (ع) صابر زمان و امام حسين (ع) شهيد كربلا، و
سپس به ديگر امامان شيعه ارجاع داده ميشود.[9]
كلمه شهاده يا فرمول «لا اله الا الله»، «محمد رسول الله»، غالباً در
مساجد دوران اسلامي ديده ميشود كه دربرگيرندهي دو اصل اساسي
اعتقادات مسلمانان كه اصطلاحاً توحيد و نبوت ناميده ميشوند، ميباشد.
يكي از اين مكانها مدرسهي نيم آورد اصفهان است كه ترتيبي زيبا با
نقوش هندسي بهوجود ميآورده است.[10]
اما در برخي مساجد و اماكن مذهبي صفوي ما به جمله ديگري
برميخوريم كه به دو جمله يا فرمول شهاده اضافه شده است و آن كلمهي
«علياً ولي الله» (علي دوست و يار خداوند است) ميباشد، كه به امامت
از اصول شيعه اشاره دارد. در ايوان مركزي مسجد جامع اصفهان كلمه
شهادهي لا اله الا الله، محمد رسول الله، علياً ولي الله مشهود است. در
اينجا حضرت علي (ع) بهعنوان جانشين پيامبر (ص) و اميرالمؤمنين
توصيف شده است. تركيب كلمات الله، محمد (ص) و علي (ع) در ا
ينگونه نمونهها انعكاس دهندهي اعتقادات مسلمانان شيعه زمان ميباشد
و روشن ميسازد هر آنكس به عشق خداوند معتقد باشد ميبايست به
دوستي پيامبر (ص) و امام علي (ع) اعتقاد داشته باشد. در اين مثال
هنرمند سعي كرده است كه ارزش و والايي حضرت علي (ع) را
بهعنوان ياور خداوند و محترم در نزد او به نمايش درآورد. همچنين او
تلاش كرده است كه بيان كند حضرت علي (ع) دانش و علم كافي در
رابطه با اسلام دارد كه به عنوان فردي اهل دين و عالم در نظر گرفته
شود. او قابل ستايش است و از ما بهعنوان مسلمان انتظار ميرود كه او
را دوست داشته باشيم و ستايش كنيم
«الله، محمد، علي» ترتيب اين نامهاي مبارك در خيلي از مساجد و
اماكن مقدس صفوي ديده ميشود. ديوارها اين نامهاي مبارك را در
كوفي بنايي جلوه گر ميكند. كاربرد اين نمونه از تزيينات كتيبهاي
دعاگونه همچنين در مدرسه نيمآورد و مسجد امام اصفهان قابل مشاهده
است. البته ترتيب نامهاي «الله، محمد، علي» در هر در تمام دوران
اسلامي بكار برده شده است. اما مشخصاً استفاده از نام علي (ع) در
مساجد و اماكن مذهبي زمان صفوي بيشتر ميباشد و نكتهي ديگر اينكه
در همهي اين موارد، هنرمند سعي كرده است كه ترتيب آوردن نامهاي
«الله، محمد، علي» را حفظ كند و هرگز سعي نكرده است كه نام
محمدص) قبل از الله و نام علي (ع) را قبل از پيامبر (ص) منعكس كند.[
12]
گروه ديگري كه در تقسيمبندي دعا در كتيبهها قابل توجه است، ستايش
حضرت علي (ع) به تنهايي است. هنرمندان مسلمان دوران صفويه با
نوشتن و نگاشتن دعا خطاب به حضرت علي (ع) بر زمينه و اشياء
مختلف، احترام و اعتقاد قلبي خود را نسبت به آن حضرت اعلام
ميداشتند.
متوسل شدن به حضرت علي (ع) در مصائب و سختيها يكي از
نمودارها و جلوههاي دلبستگي به اهل بيت در ميان مردم زمان است كه
آنها علي را تنها ياور خود در مقابل مشكلاتشان مييابند.[13]
«علي علي علي» يكي از مشهورترين تجلي امام علي (ع) در كتيبه
نگاري است كه تقريباً در بيشتر اماكن مقدسهي صفوي ديده ميشود. اين
كلمه مباركه همراه با تكرار فراوان مورد استفاده هنرمندان خوشنويس
جهت تزيينات اماكن مقدس صفوي بوده است.
ستايش دوازده امام هم در مثالهاي زيادي آورده شده است و بر طبق
عقايد شيعي، آنها جانشينان برحق پيامبر(ص) هستند، آنها دانش كافي
و عميق در رابطه با اسلام دارند و آنها از انجام گناه معصوم ميباشند.
در چوبي امامزاده اسماعيل اصفهان و محراب مسجد شيخ لطف ا…
اصفهان از جمله نمونههاي اين بخش ميباشد.[14]
اهميت كتيبه با مضمون دعا در اين است كه آنها يادآور حضور خداوند
در همه جا هستند، نتيجه اين كه، دعا به شخصي كه آنها را قرائت
ميكند نوعي عرفان و تصوف ميبخشد. معنويتي كه از قرائت اين
ادعيههاي حك شده بر در و ديوار مساجد و ديگر اماكن مذهبي در
شخص مسلمان ايجاد ميشود تقرب او را به خداوند و ائمه بيشتر ميكند
و قلب او را از شبهات و هر آنچه كه حجاب بين او و خداوند است پاك
ميگرداند و او با آمادگي بيشتري، حضور قلب و توجه به عبادت در
خانه خدا ميپردازد.
دسته سوم كتيبهها كه مزين بخش اماكن مذهبي ميباشند، گروه احاديث
قدسي و نبوي هستند.
استفاده از احاديث هم نوع ديگري از كتيبه نگاري است. حديث كه
بازگو كننده و منعكس كننده كلمات پيامبر و امامان است در كتيبه نگاري
بناهاي صفوي فراوان استفاده دارد. در مدرسه مذهبي نيمآورد و ايوان
ورودي مسجد جامع اصفهان احاديثي از پيامبر به چشم ميخورد.[15]
تكرار فراوان كتيبههاي مأخوذ از قرآن كريم بر روي ديوارهاي مساجد
و ساير ابنيه انسان را يادآور اين حقيقت ميسازد كه تار و پود حيات ا
سلامي از آيات قرآن تنيده شده و از لحاظ معنوي متكي بر قرائت قرآن
و نماز ميباشد. اگر بتوان فيضي را كه از قرآن كريم سرچشمه ميگيرد
يك ارتعاش معنوي خواند بايد بگوييم تمام هنر اسلامي خصوصاً
خوشنويسي بهصورت كتيبهي مساجد اثر اين ارتعاش را در بردارد و
اين نكته اثبات ميشود كه اينگونه هنر از معناي لفظي يا صورت كلام
قرآن سرچشمه نميگيرد بلكه منشاء آن حقيقت يا جوهر معنوي قرآن
است. كتيبههاي با مفهوم دعا و حديث نيز داراي بيان عرفاني است و
اين كيفيت خاص تا اندازهاي ناشي از جو شيعي است كه در آنها
انعكاس يافته است. مظهر و مثال حقيقت معنوي در جهان مادي اولياء
هستند كه مقام معنوي آنها در سلسله مراتب هستي به منزلهي قطب
عالم است
رساندن مفاهيم معنوي فوق در بناهاي دورهي صفويه تنها برعهدهي
كتيبههاي موجود نيست، بلكه در اين بين نقوش مورد استفاده در اين
بناها نيز سهم بهسزايي در انتقال مفاهيم خاص معنوي برعهده دارند. در
ادامه به نقوش تزييني هندسي در آثار معماري دورهي صفويه پرداخته
ميشود كه نقشي مهم در هنر اسلامي برعهده دارند.
جايگاه نقوش هندسي در معماري عصر صفويه![]()
از مهم ترين ويژگيهاي تزيين بنا در دورهي صفويه، ميتوان به تبعيت
از قاعدههاي تقارن، انعكاس، تكرار و نظم هندسي اشاره كرد.
ضرورت تغيير شكل يك موتيف به شكلهاي كوچكتر، تكرار يا
تقسيماتي از آن به انگيزهي نشان دادن عمق و حركت در دنياي دو
بعدي، از آن جملهاند.
طرحهاي هنري اسلامي گونهاي از طراحيهاي سنتي ايراني هستند كه
در حين زيبايي و ملاحتي كه در كاربردهاي متنوع و بر سطح آثار و
ابنيه متعدد دارا هستند، از يك سري قواعد واصول هنري و رياضيات
فرمي بهره ميبرند.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
