X
تبلیغات
معماری

 

واژه شناسي تاريخ هنر

.

 پرداختن به تاریخ هنر یا به دست دادن تعریفی از آن، ناگزیر متکی به

موضعی نسبت به معنای هنر است. از این رو واژۀ هنر یکی از واژگان

کلیدی تاریخ هنر به شمار میآید. پرداختن به واژۀ هنر بهنحو کامل

مستلزم ورود به حوزۀ گسترده و پیچیدۀ فلسفۀ هنر است. در اینجا برای

پرهیز از دشواریهای مباحث فلسفی مربوط به هنر، بر دلالتهای لغوی

واژۀ «هنر» تأکید کرده‌ایم و مباحث نظری را بر همین مبنا مطرح

کرده‌ایم و پیش برده‌ایم.

این مقاله در سه بخش تدوین شده است. بخش نخست مقدمه ای است

در بارۀ تصور رایج همگانی از هنر و در پی آن، از هنرمند و اثر

هنری، تا کمکی باشد به خواننده در فهم بهتر تفاوت این تصور با دیگر

تصورهای ممکن ولی غیررایج. در این بخش سه عنصر ذوق و نبوغ

هنریِ هنرمند، استادی او در کار با مصالح و ابزار، و فصاحت و

شیوایی بیان اثر، به عنوان معیارهای تعیین هنر و هنرمند و اثر هنری

از منظر تصور همگانی معرفی شدهاند. بخش دوم را به دلالتهای واژه

«هنر» در زبانهای هند و اروپایی و پیوند آنها با یکدیگر اختصاص

دادهایم. این بخش دو گفتار دارد. گفتار نخست به نسبت هنر و حسن در

این زبانها میپردازد و گفتار دوم به تحلیل دلالتهای متناسب با معنای

حسن در واژۀ هنر.

:نماد و نشانه در تفسیر معماری اسلامی - آلگ گرابار

- ترجمۀ نیّر طهوری

رویکرد نمادشناسانه از رویکردهای مهم در تفسیر تاریخ معماری

اسلامی است. اما باید دید که آیا این رویکردها در خصوص فرهنگ

اسلامی مناسب است. از بررسی دین اسلام و فرهنگ اسلامی چنین به

دست میآید که اسلام مایل است معانی و مفاهیم خود را بیشتر در

رفتارها ظاهر کند تا در صورتها. بر این اساس، میتوان پرسید: آیا

نظامی اسلامی در نمادها و نشانههای محسوس بصری وجود دارد؟

رابطۀ اسلام با معماری و نمادپردازی در معماری ملل مسلمان چیست؟

پرداختن به این موضوع در بیشتر پژوهشهایی که عمیقاً از فرهنگ

ایرانی متأثر نیست با مشکلاتی همراه بوده و پاسخ راضیکنندهای برای

آن بهدست نیامده است.

از منظر روش‌شناسی، میتوان با سه رویکرد به پرسش یادشده پاسخ

داد: رویکرد اول: نظریۀ محض؛ رویکرد دوم: شواهد مکتوب اسلامی؛

رویکرد سوم: بناها. میتوان چنین نتیجهگیری کرد که فرهنگ اسلامی

بیشتر پیامهای خود را از طریق مفاهیم، اعم از صداها و تاریخ و

رفتار، بیان میکند تا از راه نمادهای بصری و معمارانه.

معماري در دربار سلطان صاحبقران - فرهاد

نظري، ذات‌‌الله نيک‌‌زاد

 

پرداختن به شخصیت ناصرالدینشاه و رابطهاش با معماری دو جنبه

دارد؛ نخست افکار و آراء وی دربارۀ معماری اعم از آثار جدید و قدیم،

سپس تأثیر وی بر سرنوشت معماری عهد خود در مقام پادشاه و حامی.

معماری در دوران نسبتاً آرام حکومت او وضعی ممتاز دارد و آگاهی

یافتن از آن مستلزم بررسی منابع تاریخی و شناخت آثار و شواهد

معماری بهجامانده است. معماری این عصر، مانند دیگر امور، متأثر از

اوضاع سیاسی و اقتصادی و اجتماعی آن روزگار است. در این دوره،

الگوهای فرنگی با مبانی معماری بومی تلفیق شد و اشکال تازه و

متنوعی در طرح و ترکیب بناها و چهره شهرها پدید آمد. در کل،

معماری این ایام از حیث استحکام اعتبار گذشته را ندارد؛ امّا از نظر

ترکیب و تنوع و گسترشْ دورهای ممتاز به حساب میآید. آرامش نسبی

این دوره و کثرت ساخت آثار و بناهای دیوانی و سلطانی اسباب تشکیل

دستگاهی برای معماری و بنایی در دربار ناصری گشت.

ناصرالدینشاه مدتی طولانی از سلطنت 49سالهاش را در سفر به سر

برد. تأثیر این سفرها در معماری دورۀ او آشکار است. او در سفرهایش

به آثار و بناهای قدیمی توجه نشان داده و به مقتضای موضوع و اهمیتْ

آنها را توصیف کرده است. او اطلاعات تاریخی مناسبی از آثار و ابنیۀ

تاریخی در ایران و حتی خارج از آن داشته و یا به دست میآورده است.

به نظر میرسد به اهمیت ثبت و ضبط آمار و اطلاعات پیرامون آثار

تاریخی آگاه بوده و به طرق مختلف کسانی را به مستندسازی آثار

تاریخی وامیداشته است. از آن جمله میتوان به ایجاد «آلبومخانۀ مبارکۀ

همایونی»، عکاسی از آثار تاریخی و برداشت آنها اشاره کرد. از

بررسی سفرنامههای وی، اطلاعات ارزندهای در باب آثار تاریخی عاید

میشود و در مواردی این سیاحتنامهها، خاطرات روزانه، و عکسها و

طرحهایی که به دست یا امر او نوشته و برداشته شده تنها مرجع

بررسی برخی آثار است. دستهای از اقدامات عمرانی ناصرالدینشاه

معطوف است به تعمیر آثار و بناهای تاریخی. در این دوره، تلاش و

جدیت بسیار در ترمیم بقاع ائمه و طلاکاری گنبد آنها در ایران و عراق

عرب به کار رفت. یکی دیگر از اقدامات عمرانی مهم در عصر

ناصری احداث راههای جدید و تعمیر راههای قدیمی است. شوسهساختن

راهها و شوارع در مدرسه صنایع دارالفنون در زمرۀ رشته های

آموزشی درآمد و با بهرهگیری از معلمان فرنگی، جمع کثیری از

محصلان ایرانی به فراگرفتن این فن اشتغال یافتند. در ظرف مدت

سلطنت پنجاهسالۀ ناصرالدینشاه، شهرها، روستاها، آثار و بناها، راهها

و شوارع بسیاری ایجاد شد. برخی از این موارد طبق طرح و هندسۀ

ایرانی، و بسیاری دیگر به شیوۀ معماری و شهرسازی ممالک متمدن

فرنگ ساخته شد. در کل، میتوان شیوههای معماری در دورۀ ناصری

را به سه دسته تقسیم کرد: 1) شیوۀ ایرانی، 2) شیوۀ فرنگی، 3) شیوۀ

ترکیبی.

عرصه‌ها و نهادهای شهری در تهران عصر

مشروطه - هدیه نوربخش

انقلاب مشروطۀ ایران رخداد عظیمی است که بسیاری از شئون جهان

ایرانی را با تحول بنیادی مواجه کرده ‌است. شهر و فضاها و نهادهای

آن، در کنار سایر قلمروهای عمل جمعی، عرصۀ این تحول بوده است.

در میان شهرهای ایران، انقلاب در تهران، با ظهور مدرنیزاسیون

شهری در آن، صورت ویژه‌ دارد در این شهر، گروههای مختلف

اجتماعی، یعنی کارگران شهری، کسبه، پیشه‌وران و بازرگانان،

روحانیان و روشن‌فکران، هریک بنا به موقعیت و پایگاه اجتماعی خود،

در نهادهای مختلفی به فعالیت پرداختند. در تهران عصر مشروطه،

گروههای یادشده برای بیان خواسته‌‌های جمعی خود در جریان انقلاب

در نهادها و مکانهایی خاص حضور یافتند و به کنشهایی در این مکانها

پرداختند.

مسجد، مزار امام‌زاده، میدان، و قهوه‌خانه از پیش در شهر وجود

داشتند؛ اما همراه با تحولات جدید، کنشهای اجتماعی تازه‌ای را پذیرا

شدند و کارکردی دیگرگون یافتند. همچنین در این زمان، مؤسسات و

نهادهای تمدنی جدیدی چون مجلس شورا، سفارت‌خانه، مدرسۀ جدید،

کتابخانه و کتاب‌فروشی جدید، انجمن، تلگراف‌خانه، تماشاخانه، و ... پا

به عرصۀ اجتماع نهادند و مکانهای شهری نو شکل گرفت.

بررسی تحول سیمای جنوبی ایوان تخت

مرمر بر مبنای عکسهای آلبوم‌خانۀ کاخ

گلستان - حسن قادر

ایوان تخت مرمر، از عناصر مهم کالبدی مجموعۀ کاخ گلستان، در طی

زمان دستخوش تحولاتی شده است. با بررسی وضع کنونی بنا و نیز

عکسهای تاریخی موجود در آلبوم‌خانۀ کاخ گلستان، می‌توان به این

تحولات پی برد. با توجه به اینکه فن عکاسی در همان سالهای نخست

پس از اختراع (در زمان ناصرالدین‌شاه) به ایران وارد شد، کهن‌ترین

عکسهای مربوط به ایوان تخت مرمر از وضع نخست این ایوان، یعنی

وضع احتمالی آن در اوایل دورۀ ناصری، خبر می‌دهد، که بعید نیست با

وضع ایوان در دورۀ فتح‌علی‌شاه یکسان باشد. عکسهای متأخر از وضع

بنا در اواخر دورۀ ناصری حکایت می‌کند. از مقایسۀ این عکسها با

وضع کنونی، می‌توان به تغییرات بنا پس از دورۀ ناصری پی برد.

 

نگاه ایرانی، عکس ایرانیبررسی «زمینه» در

عکسهای دورۀ قاجار - عباس زارع خلیلی

از دورۀ قاجار عکسهای بسیاری به دست ما رسیده که اسناد مهمی برای

مطالعات فرهنگی و اجتماعی است. اما از این گذشته، می‌توان این

عکسها را از نظر بصری تحلیل کرد و به جنبه‌هایی از ذوق عکاسان

آنها و جامعۀ ایرانی در آن زمان پی برد. با بررسی این عکسها، معلوم

می‌شود که در بسیاری از آنها، «زمینۀ» عکس مطابق با قواعد متداول

عکاسی تنظیم نشده است. با داوری شتاب‌زده، ممکن است این

بی‌قاعدگی ظاهری را به بی‌مهارتی عکاسی نسبت دهیم؛ اما با تأمل

بیشتر درمی‌یابیم که این‌گونه زمینه‌ها تعمدی و مطابق با ذائقۀ ایرانی و

مشابه تلقی ایرانیان از صحنه در هنرهای نمایشی است. ایرانیان در

تعزیه صحنه را از زندگی واقعی جدا نمی‌کردند. چنین تمایلی در

عکاسی و انتخاب زمینۀ آن نیز به ظهور رسید. از این رو، این گونه

عکسها را باید ایرانی‌ترین عکسها در تاریخ عکاسی ایران شمرد.

 

نقاشان دورۀ قاجار - یعقوب آژند

نقاشی ایران در عصر قاجار رفته‌رفته به طبیعت‌نگاری گرایید. در

دورۀ آقامحمدخان (1193-1211ق) و فتح‌علی‌شاه (1211-1249ق) و

محمدشاه (1249-1263ق)، نقاشان عمق‌نمایی نقاشی فرنگی را با

شگردهای سنتی نگارگری ایرانی در هم آمیختند و آثاری پدید آوردند که

به لحاظ بصری خام و بداندام بود. در این نقاشیها، ماهیت تزیینی در

رنگ‌بندی و طراحی کاملاً مشهود است. نقاشان در دورۀ ناصرالدین‌شاه

(126۴-1313ق) یکسره پای‌بند اصول طبیعت‌نگاری شدند. این شیوه

به‌ دست کمال‌الملک و شاگردانش به اوج رسید.

 

جلوۀ شکل انسان در نقاشی دورۀ قاجار -

حسین ابراهیمی ناغانی

 

نقاشی ایران در دورۀ قاجار از پس دو قرن رکود، از نو شکوفا شد.

بخشی از این شکوفاییْ معلول اشتیاق سران قاجار به نمایش قدرت و

شوکت خود در قالب تصویر بود. همین امر به پیدایی گونه‌ای نقاشی

انجامید که «پیکرنگاری درباری»‌اش خوانده‌اند. در این نقاشیها، شکل

انسان مهم‌ترین عنصر تصویر است؛ اما در اینجا از انسان آرمانی

نگارگری ایران نشانی نیست. در این دوره، نقاشی ایرانی با دور شدن

از جهانِ مثالیِ نگارگری و گرایش به هنر غرب، به نوعی واقع‌نمایی

نزدیک شد. رواج عکاسی و علاقۀ نقاشان به رقابت با این فن هم ایشان

را بیشتر به نقاشی واقع‌گرایانه ترغیب ‌کرد. تک‌پیکره‌نگاری نیز، که از اواخر عهد صفویان آغاز شده بود، در این زمان تداوم یافت؛ با این

تفاوت که انسانِ مثالیِ نقاشی آن عهد جای خود را به موجودی

نیمه‌زمینی داد که بیش از هرچیز در پی نمایاندن ظاهر پرتجمل خود

بود.

نقاشان اروپایی در ایران در دورۀ قاجار -

مهشید مدرس

در دورۀ قاجار هنرمندان ایرانی علاقۀ زیادی به نقاشی دوره‌های

رنسانس و باروک و نیز رئالیسم سدۀ نوزدهم اروپا نشان دادند. یکی از

علل عمدۀ این گرایش حضور هنرمندان اروپایی در ایران بود که بیشتر

آنها را حکومتهایشان برای تحقیق در اوضاع اجتماعی، فرهنگی، و

سیاسی ایران، و جمع‌آوری اطلاعات دیداری و تهیۀ نقشه‌هایی برای

اهداف نظامی فرستاده بودند. این طرحها و نقاشیهای اروپایی در حکم

گزارشهایِ بصری بودند که به گونه‌ای هدفمند دقیق و مفصل و واقع‌بینانه

تهیه می‌شدند. شاهان و شاه‌زادگان قاجار که در تماس مستقیم با

هنرمندان سیّاح اروپایی بودند، هنرمندان دربار را برای ارائۀ توصیف

دقیق از اشیا و افراد به پیروی از شیوۀ غربی واداشتند. علاوه بر این،

این احتمال وجود دارد که هنرمندان دربار بر اثر ارتباط با هنرمندان

اروپایی با قواعد طراحی و نقاشی اروپایی آشنا شده باشند. نویسنده بر

آن است که به دلایل فوق، نقاشی ایران در دورۀ قاجار تا حد زیادی به

واقع‌نمایی گرایید.

فرمان واگذاری اراضی دارالخلافۀ ناصری -

فرهاد نظری

در این مقاله، فرمانی از ناصرالدینشاه قاجار معرفی میشود که در سال 1290

ق صادر، و به موجب آن یکصدهزار ذرع از زمینهای

دارالخلافۀ تهران به میرزا فتحعلیخان صاحبدیوان واگذار شده است.

برای معرفی بهتر این سند و درک آن در بستر تحول تاریخی تهران،

علاوه بر مشخصات ظاهری سند، از تاریخچۀ تحولات تهران در زمان

این توسعه نیز یاده شده است. پس از آن، شخصیت و کارهای

صاحبدیوان به اختصار معرفی، و در پایان متن سند و تصویر آن آورده

شده است.

نقاشی لاکی در عهد قاجار - بی.

رابینسون - ترجمۀ اردشیر اشراقی

به گواهی آثار بهجا مانده، نقاشی لاکی در اواخر سدۀ نهم/ پانزدهم

رواج داشت. از دورۀ صفوی هم اشیاء لاکی متعددی در دست است. اما

رشد و رونق نقاشی لاکی را باید از اواخر سدۀ یازدهم/ هفدهم دانست.

همزمان با روی کار آمدن سلسلۀ قاجار نقاشی لاکی به کمال رسیده بود.

در دورۀ ناصرالدینشاه اشیاء دیگری را نیز با این روش آراستند. در

این زمان رواج نقاشی لاکی به همراه نقاشی رنگ و روغن و میناکاری

بیش از پیش به بیرونقی کتابآرایی دامن زد و بیشتر نقاشان نامدار ذوق

خود را در این شیوۀ تازه آزمودند. در دورۀ فتحعلیشاه تهران و اصفهان

و شیراز مراکز اصلی نقاشی لاکی بودند. به فرمان او نفیسترین جلد

لاکی اوایل دورۀ قاجار را برای خمسۀ شاه طهماسبی ساختند. پس از

درگذشت فتحعلیشاه، نجفعلی اصفهانی به همراه برادر و پسرانش در

نقاشی لاکی به شهرت رسیدند. آنان از حمایت منوچهرخان، والی

اصفهان، بهرهمند بودند. خاندان امامی نیز از سرآمدان نقاشی لاکی

اصفهان بودند. در شیراز هم آقا بزرگ و فتحالله قلمدانهای لاکی

کمنظیری ساختند. به جز نقشهای سنتی همچون تمثال شاهان قاجار و

مراسم ازدواج، مضمونهای فرنگی نیز در قلمدانهای این دوره فراوان

دیده میشود. اسماعیل جلایر و محمدحسن افشار در این زمینه

طبعآزمایی کردند. از آن پس گرایش به نقاشی واقعنمای غربی آشکارتر

شد. در اواخر دورۀ قاجار آثاری نیز به سبک عهد صفوی پدید آمد.

جستجویی در نام و احوال چند حکاک

شیرازی در دورۀ قاجار - محمدصادق ميرزا

ابوالقاسمي

مهرسازی و حکاکی بر مهر پیشینه‌ای چندهزارساله دارد. مهر همواره

در دو زمینه کارآیی داشته است: تعیین هویت افراد در امضا، و طلسم و

حرز. مهر از نخستین تلاشهای بشر برای ابداع خط نیز حکایت می‌کند.

عصر قاجار دورۀ رونق مهرسازی است و بیشتر آگاهیهای موجود از

این هنر مربوط به همین عصر است. در این زمان، شیراز مرکز

حکاکی بود و بیشتر حکاکان سرآمد از این شهر برمی‌خاستند. اعضای

خانوادۀ حمیدی از برجسته‌ترین حکاکان شیرازی عهد قاجار بودند.

آنان، همچون دیگر حکاکان، بر سکوهای مسجد وکیل به این پیشه

می‌پرداختند. سیدمحمدتقی بزرگ خاندان حمیدی بود و همو راه این

خاندان را به این پیشه گشود. بیشتر مردان این خاندان به حکاکی روی

آوردند؛ اما گویا سیدابراهیم، فرزند سیدمحمدتقی، سرآمد ایشان بود.

سیدمرتضی نیز آخرین فرد از نسل حکاکان قدیم شیراز بود. حسن

حکاک، حیدرعلی حکاک، میرزا بابا حکاک، و احد حکاک هم از دیگر

حکاکان شیرازی عهد قاجارند.

 

مسجد کبود ایروان - آندرانیک هویان

مسجد کبود در مرکز شهر ایروان، پایتخت کشور جمهوری ارمنستان

واقع شده است. چون گنبد این مسجد از کاشیهای مینایی پوشیده شده، آن

را مسجد کبود نامیده‌اند. بخش اصلی مسجد در زمان کریم‌خان زند، در

سال 1179ق، به امر حسین‌علی‌خان قاجار، بیگلربیگی ایروان، ساخته

شد.

 

در زمان فتح‌علی‌شاه قاجار، قفقاز به تصرف روسیه درآمد. در دورۀ

اتحاد شوروی، بسیاری از بناهای دینی ویران شد. روشن‌فکران

ارمنستان برای نجات مسجد کبود از ویرانی، آن را به موزۀ تاریخ

ایروان تبدیل کردند. پس از استقلال ارمنستان در سال 1370ش،

عملیات مرمت و بازسازی مسجد کبود به دست کارشناسان ایران و

ارمنستان انجام یافت.

مسجد کبود سه شبستان در جانب جنوبی صحن، دو ایوان، یک مناره،

یک مأذنه، و سه ورودی دارد. هریک از شبستانها گنبدی دوپوش و

محرابی جداگانه دارند. محرابها از سنگ مرمر و عمل استادکاران

اصفهانی است. شبستان مرکزی بخش اصلی مسجد است و گنبد آن

بزرگ‌تر از دیگر گنبدهاست. محراب آن دو بخش دارد و آگاهیهایی در

اوصاف بانی و سال بنیاد و مصارف ساختمانی بر آن نقر و به این

عبارت ختم شده است: «به هزاروسیصدوهفتادونه، تاریخ احداث این

خجسته بناست».

مرور کتاب: فرهنگ و امپریالیسم - ادوارد

سعید - ترجمۀ حسین کریمی

نظریۀ شرقشناسی ادوارد سعید از منظر تاریخ هنر شرق از مهمترین و

مؤثرترین نظریههای روزگار ماست. این نظریه هم در نقد

تاریخنامههای متعارف هنر اسلامی و شرقی اهمیت دارد و هم در پدید

آمدن تحقیقات پسااستعماری در تاریخ هنر غیرعربی. از این رو،

شناخت سعید و آراء و آثار او برای محققان تاریخ هنر ایران بایسته

است. کتاب فرهنگ و امپریالیسم از کتابهای اصلی اوست.

موضوع اصلی کتاب فرهنگ و امپریالیسم، بررسی فرهنگی سیاست

امپریالیستی و نقش فعال هنرمندان غربی در شکلگیری این امپراتوری

بزرگ، از استرالیا تا هند غربی، در سدههای نوزدهم و بیستم میلادی

است.

ادوارد سعید کتاب فرهنگ و امپریالیسم را دنبالۀ شرقشناسی معرفی

میکند؛ با این حال، تأکید دارد که بین آثار پیشینش هیچ رابطۀ جزمی

نیست و حتی پس از انتشار شرقشناسی، مقالهای با موضوع تجدید نظر

در برخی آراء خود منتشر کرده است. وی در فرهنگ و امپریالیسم نیز

اندیشهای را که در شرقشناسی در خصوص یکپارچگی غرب ابراز

کرده است، مردود میداند و میگوید با غربی کاملاً متفاوت و گوناگون

روبهروییم. سعید ساختار فرهنگ و امپریالیسم را برگرفته از اپرا و

واریاسیونهای باخ میداند و تأکید میکند که همیشه میخواسته است آثارش

بیشتر هنری باشد تا استدلالی صرف. قلم توانای ادوارد سعید در نثر

انگلیسی و بهکارگیری روش محققانه در آثارش درخور توجه است.

ترجم ادوارد سعید (1935 [ـ۲۰۰۳]) استاد زبان انگلیسی و ادبیات

تطبیقی در دانشگاه کلمبیا در نیویورک است، که در خانوادهای مسیحی

در فلسطین به دنیا آمد.۲ وی نقش بارزی در اندیشۀ سیاسی فلسطین ایفا

کرده و از طریق کتابهای متعدد خود، در صف مقدم جلب توجه همگان

به شیوهای قرار گرفته است که منافع امپریالیستی و پساامپریالیستی با

استفاده از آن نوعی جهاننگری مبتنی بر تمایز میان جوامع «غربی» و

«شرقی» یا «مشرقزمین»را بهوجود آورده است. سعید در کتاب

تأثیرگذار خود به نام شرقشناسی: انگاشتهای غرب از شرق (1978)،

این تمایز را بر پایۀ خیالپردازی غربی دانسته است که پویایی و تنوع

جوامع غیرغربی را تا حد شرقِ موهوم و نامنعطف تنزل میدهد. وی در

فرهنگ و امپریالیسم (1993)، در چشماندازی کلیتر، به تبیین روشی

پرداخته است که منافع اقتصادی و سیاسی استعمارگران را از طریق

بازنماییهایی فرهنگی آنها بهخوبی تأمین کرده است. سعید در این کتاب،

علاوه بر انتقاد از فرهنگ نشئتگرفته از دیدگاه استعماری، به ارزیابی

تجلیات فرهنگی کسانی پرداخته که برای استقلال از سلطۀ استعماری

مبارزه کردهاند. وی در عین حال، در مورد دوگانگی شیوههای فکری

«ما» و «آنان» هشدار داده و بر ارزش اشکال تلفیق فرهنگی ناشی از

لشکرکشیهای امپریالیستی تأکید کرده است. سعید، در مقام متخصص

ادبیات تطبیقی، بحث خود در خصوص روابط میان فرهنگ و قدرت در

دوران استعماری و پسااستعماری را براساس متون ادبی قرار داده

است. با این همه، بسیاری از دانشجویانی که به گونههای دیگری از

بازنماییهای فرهنگی توجه دارند (مانند بازنمایی هنری و معماری در

اینجا)، خط مشی تحقیقی او را بسیار راهگشا میدانند.

 

معرفی کتاب شبيه و آينه: مجموعه عكسهاي تعزيۀ

ايران در دورۀ قاجار - علیرضا قاسم‌خان

 

شناخت فرهنگ و هويت هر قومي همچون دريایي ژرف و پر رمز و

راز است كه راهيابي به آن چندان آسان نيست. اگر بپذيريم كه فرهنگ

يا تمدنْ كليت درهمتافتهاي است شامل دانش و دين و هنر و قانون و

اخلاق و آداب و رسوم و هرگونه توانایي عادتي كه آدمي در مقام

عضوی از جامعه به دست ميآورد، درمييابيم كه چه درياي عميقي از

فرهنگ و هنر در كشور ما پيش روي ماست كه هنوز گوهرهاي

بسياري در آن كشفناشده مانده است.

 

 

+ نوشته شده توسط شهروز اکبریان در چهارشنبه ششم خرداد 1388 و ساعت 17:58 |
 
چگونه به موضوع نما در معماري
 
بينديشيم؟
 
 
 
نما در لغت نامه دهخدا به معناي صورت ظاهري هر چيزي، آنچه كه
 
در معرض ديد و برابر چشم است، آنچه از بيرون سوي ديده مي شود،
 
منظره خارجي بنا و عمارت،‌ قسمت خارجي ساختمان و نماسازي، فن
 
روسازي ساختمان و ساختن نماي عمارت است.
 
در سال‌هاي اخير پس از مطرح شدن دوباره اهميت فضاهاي عمومي و
 
ارزش زندگي شهري، نما اهميت دوباره اي يافته است. نما در عمل
 
درون ساختمان را از بيرون و فضاي خصوصي را از فضاي عمومي
 
جدا مي كند. نما حاكي از موقعيت فرهنگي سازندگان ساختمان است و
 
نشانگر ميزان نظم طرح ساختمان، امكانات و ذوق تزيين و خانه
 
آرايي طراح و مالك است. يك نما به مثابه معرفي وضعيت ساكنان
 
ساختمان در بين عموم است. نما در واقع صورت ساختمان و بهترين
 
بيان حالتي است كه فرد طراح يا مالك از خود در برابر بيرون دارد.
 
نماهاي داخل ساختمان بيشتر جنبه خصوصي دارند، ليكن نماهايي كه
 
به سمت كوچه و بافت شهر باز مي‌شوند، جنبه عمومي تر دارند.
 
بنابراين وجوه پشت و جلوي ساختمان از يك طرف داراي نمود
 
اجتماعي و از طرف ديگر نمود مشخص ساكنان خود است بنابراين
 
نماي هر ساختمان بايد هم با فضاي عمومي همبستگي داشته باشد و
 
هم بتواند حجم داخلي ساختمان را بيان نمايد.
 
نماي هر ساختمان موثر در مجموعه شهري است كه در آن حضور
 
دارد و اين تاثير را در بدنه خيابان‌ها يا ميدان‌ها كه در آن قرار گرفته
 
است مي گذارد. اگر به نماي ساختمان واحدي، بدون در نظر گرفتن
 
نماي ديگر ساختمانها فكر شود، همگوني نماي شهري در كليت از بين
 
مي‌رود.
 
تناقض بين جنبه شهري و بيان فردي نما در صورتي مي‌تواند از بين
 
رود كه ساختمان جزيي از شهر در نظر گرفته شود و ارتباطات آن با
 
محيط اطراف چند جانبه باشد. نماي رو به كوچه و خيابان بايد تابع
 
عوامل همبستگي بين نماهاي اطراف باشد. اما در عين حال بر اساس
 
تركيبي از اجزا مختلف بر حسب عملكرد، ابعاد و مصالحشان شخصيت
 
خاص خود را دارد.
 
نما در واقع يك سطح صاف و تخت نيست بلكه آن سطح انتقالي بين
 
فضاي داخل و خارج است كه با عقب نشستگي و پيش آمدگي، تراس
 
و غيره با فضاي داخل مسكن ارتباط پيدا مي‌كند.
 
براي اينكه نماي ساختمان حريم خصوصي ساكنان خود را حفظ كند
 
بايد نسبت به خيابان بسته‌تر ومحفوظتر باشد.
 
نماي ساختمان بايد به‌دنبال خلق يك كليت هماهنگ به‌وسيله تناسب
 
خوب پنجره ها، بازشوهاي در، سايبان و محدوده سقف‌ها،‌ سازه
 
عمودي و افقي، مصالح، رنگ، عناصر تزييني و... باشد. پنجره‌ها
 
همواره با ديگر عناصر ديوار، ‌سطوح باز و بسته، تيره وروشن،
 
صاف و ناهموار را بوجود مي آورند.
 
به علت تكرار دوره اي پنجره ها، در ساختمان‌هاي چند طبقه، نظم
 
كاملي به چشم مي‌خورد. اما گاه به‌علت افزايش نور در طبقات بالاتر
 
كاهش داده مي‌شود و اين نظم آهنگ خود را از دست مي‌دهد.
 
جداسازي عناصر افقي و عمودي تاثير كلي در نما دارد. تناسبات
 
عناصر ساختمان لازم است با كل ابعاد ساختمان مطابقت داشته باشد.
 
براي مثال در ساختمان‌هاي كوتاه عريض، ابعاد عرضي غالب خواهد
 
 
بود.
 
در ساختمان‌هاي بلند عناصر باريك برتري خود رانشان مي‌دهند. در و
 
پنجره و نعل درگاه‌ها تاثير خاصي در نما مي‌گذارند. ناودان‌ها، سايه
 
بانها، پيش آمدگي‌هاي سقف و بالكن‌ها ايجاد سايه هاي خاصي بر
 
 
روي نما مي‌كنند.
 
تفاوت سطح ها بايد در نما مشخص باشد. براي مثال بين طبقه
 
همكف، ساير طبقات و طبقه انتهايي بايد يك تفاوت اساسي وجود
 
داشته باشد. تركيب كلي نما در واقع نظم در اين تفاوت‌ها است.
 
عناصر اصلي نما مثل پنجره، در، سطوح و محدوده پاياني سقف و
 
غيره در شكل، رنگ، و مصالحشان با يكديگر اختلاف دارند. اين
 
عناصر معناهاي متفاوتي دارند. مثلا نمي‌توان بالا و پايين پنجره و در
 
را با هم هم‌رديف كرد. اگر ارتفاع اين بازشوها يكسان نباشد مي توان
 
از ضرايب مشترك و يا رنگهاي يكسان استفاده نمود. نسبت‌هاي
 
هندسي نقش تعيين كننده اي در هماهنگ سازي ظاهر نما دارند.
 
مي‌توان پنجره ها را در گروه‌هاي كوچكتر تركيب شده كه شكل
 
مشخصي را ايجاد مي‌كنند دسته بندي كرد. نماها مي توانند از نظر
 
 
مصالح نيز با يكديگر متفاوت باشند.
 
مصالح نما در رنگ، شكل، زبري و خشني نما تاثير مي گذارد. مصالح
 
 
بومي نشان مي‌دهد كه نما مربوط به چه منطقه اي است.
 
تركيب پنجره ها، ايوان‌ها، درها و به‌طور كلي بازشوها، همچنين بافت
 
و جنس نما و كمپوزسيون آن در هر عصر متفاوت است و در عين
 
حال در يك تداوم شهري تغيير مي‌كند. طراح مي‌تواند نما را به
 
عاليترين حد تركيب معماري برساند و يا آنرا تا حد يك سطح بدون
 
 
طراحي و فكر رها كند.
 
در اعصار مختلف بازشوها به شكل مشابهي در سطح نما قرار
 
مي‌گيرند و تنوع در قرار گيري آنها تابععوامل داخلي چون بزرگي
 
ساختمان، عريض بودن آن و يا عوامل اقليمي چون جهت قرارگيري و
 
محل قرارگيري است. در پهناي ديوار نما تعبيه پنجره دو جداره،
 
آفتاب‌شكن، سايبان و ... نقش تنظيم كننده شرايط آب و هوايي
 
 
فضاهاي داخلي را خواهد داشت.
 
در ديوارهاي باريك معاصر اين عمل با جلو و عقب آمدن ساختمان
 
انجام مي‌شود. يكي از عوامل ضروريدرهويت نما تعيين محدوده نما
 
است. نمايي مي تواند در طرح خود موفق باشد كه به اين سوال‌ها
 
 
پاسخ گويد.
 
محدوده عمودي جانبي ساختمان كجاست؟ خط پاياني افقي ساختماني
 
چگونه است و مرز ساختمان در آسمان به چه شكل است؟ انتهاي
 
ساختمان چگونه به پايان مي‌رسد؟ گوشه‌هاي ساختمان چه
 
وضعيدارد؟ اگر ساختمان همسايه اي دارد ارتباط نماي ساختمان فعلي
 
با نماي همسايه چگونه به پايان مي رسد؟ گوشه هاي ساختمان چه
 
وضعي دارد؟ اگر ساختمان همسايه دارد ارتباط نماي همسايه چگونه
 
است و اگر در فضا قطع مي شود اين ارتباط چگونه است.
 
محدوده هاي افقي ساختمان عبارتند از نقطه اتصال به آسمان
 
( محدوده پاياني ساختمان) نقطه اتصال به زمين (محل نشستن
 
ساختمان بر زمين) و پوشش ساختمان مثل بام و شيرواني. محدوده
 
پاياني ساختمان بايد معناي اتمام ساختمان را با خود داشته باشد و
 
طبقه همكف ساختمان را با خود داشته باشد و طبقه همكف ساختمان
 
بايد مفهوم نشستن ساختمان بر زمين را برساند. طبقه همكف بايد در
 
محدوده قد افراد كشش لازم را بر عابر پياده و بيننده ايجاد كند.
 
كنج يا گوشه نما در واقع محل برخورد دو نماي عمود بر هم است.
 
كنج مي‌تواند حالت عمود 90 درجه، نيم دايره يا سه وجهي را داشته
 
باشد و هر كدام مي تواند تاثيرات متفاوتي را در نما بگذارد. در يك
 
ميدان يا چهارراه هماهنگي كنجهاي ساختمان هايي كه در چهار طرف
 
آن قرار گرفته است مي تواند در نمايشهري تاثير زيبايي داشته باشد.
 
 
 
 
+ نوشته شده توسط شهروز اکبریان در چهارشنبه ششم خرداد 1388 و ساعت 12:17 |

 

معماري داخلي 


 
معماری داخلی به عنوان طراحی هدفمند فضاهای داخلی و ساماندهی
 
آنها به منظور استفاده بهینه كاربران، از زمان‌های دور با آدمی‌همراه
 
بوده‌است…. مصریان باستان همواره توجه ویژه‌ای به‌ارایه بندی
 
فضاهای داخلی داشته‌اند و با استفاده‌از نقاشی و تندیس‌ها بر غنای
 
فضای داخلی معابد و مقابر خود می‌افزودند.‌ از دوران رنسانس نیز كه
 
معماران همراه و همگام با سایر هنرمندان به دنبال تولید فضاهای
 
معماری متفاوت بودند، توجه به فضاهای داخلی اهمیتی كم‌تر از كلیت
 
بنا نداشته‌است.‌ نقاشی‌های میكل آنژ مانند آنچه در سینسیناتی دیده‌می‌شود
 
از این ‌قبیل طراحی‌های داخلی است كه هنرمندی نفاش سعی بر فضا
 
سازی داخلی كرده‌است.‌ در ایران نیز توجه به فضاهای داخلی جدای از
 
نماهای خارجی همواره مورد توجه معماران قرار داشته‌است.در
 
مجموعه عظیم تخت جمشید كه برای ساخت آن تمام هنرمندان و
 
صنعتگران خبره دنیا به‌ایران آورده شدند، حجاری‌ها، جزئی تحكیم
 
كننده در فضاهای داخلی است.‌ كاخ‌های بزرگ هخامنشی در پاسارگاد،
 
تخت جمشید و شوش علاوه بر اینكه شاهكار معماری هستند از نظر
 
هنرهای تزیینی اهمیت فوق‌العاده دارند. حجاری این كاخ‌ها در كمال
 
دقت و ظرافت انجام گرفته و كلیه جزییات بر روی سنگ حجاری
 
شده‌است. برای نمونه باید از نقش داریوش بزرگ و خشایارشا بر دیوار
 
بنای خزانه داریوش در تخت جمشید نام برد.این نقش، داریوش را در
 
حالیكه بر تخت نشسته و گل نیلوفر در دست و دو بخور‌دان در جلو او
 
قرار دارد نشان می‌دهد. در مقابل داریوش مردی با لباس مادی ایستاده
 
و دست خود را جلو دهان گرفته‌است. پشت سر داریوش، خشایارشا
 
ولیعهد او ایستاده و در پشت خشایارشا به ترتیب یك سردار پارسی و
 
اسلحه دار مخصوص شاه و بالاخره دو سرباز گارد شاهی ایستاده‌اند.
 
علاوه بر حجاری از كاشی مینایی نیز در تزیین كاخ‌ها استفاده شده‌است
 
كه نمونه‌ آنها نقش سربازان جاوید در شوش است.‌ ستون‌های بلند و
 
سرستون‌های عظیم هخامنشی نیز كاملاً جنبه تزیینی داشته‌اند. قسمت
 
جالب حجاری، نقش خنجری است كه به كمر اسلحه دار مخصوص شاه
 
بسته شده‌است غلاف این خنجر بهترین معرف هنر تزیینی در ایران
 
عهد هخامنشی است.
 
در مساجد ایران نیز توجه به تمام جزئیات فضای داخلی مثل رنگ،
 
آرایه و میزان نور به دقت مورد توجه بوده‌است.‌ طراحی هر فضا به
 
تناسب عملكرد فضا صورت می‌گرفته‌است. شبستان‌های جنوبی با
 
ارتفاعی معمولا كمتر و طراحی متفاوت از سایر شبستان‌ها بوده‌اند و
 
ایوان‌ها و ورودی‌ها معمولا با دقت كاشی‌كاری می‌شدند. كاربرد آجر در
 
معماری دوره سلجوقی بسیار رواج پیدا كرد و از انواع طرح‌های
 
هندسی در آجر استفاده می‌شد. هنر آجرتراشی و تزیینی بنا با آجرهای
 
تراشیده، از قرن پنجم قمری در ایران معمول بوده‌است. در كنار این
 
تزیینات بسیار زیبای آجری، كتیبه‌ها و خطوط تزیینی،‌ با استفاده‌از آجر
 
تراشیده، یكی از ویژگی‌های معماری سلجوقیان است. شیشه‌های
 
دوره‌اسلامی‌كه‌ آغاز آن (قرن هفتم و هشتم میلادی) قرن اول قمری
 
است، از آمیختگی میان تمدن‌های امپراتوری روم شرقی (بیزانس) و
 
پارت و ساسانی،‌ در ایران حاصل شده‌است. با توجه به‌اشیاء شیشه‌ای
 
كشف شده، این هنر در سمرقند،‌ شهر ری،‌ جرجان و نیشابور رونق
 
بسزایی داشته‌است. وجود اشیاء متعلق به سده پنجم تا اوایل سده هفتم
 
قمری حكایت از رونق صنعت شیشه‌گری در دوره سلجوقی می‌كند و با
 
كشف اشیای شیشه در جرجان ونیشابور می‌توان نواحی خراسان و
 
گرگان را از جمله مراكزساخت اشیای شیشه‌ای دانست. در اوایل دوران
 
اسلامی ‌كاربرد گچ در تزئینات معماری، از جایگاه والایی برخوردار
 
بود بطوریكه‌ اغلب سطوح بناها را با آن اندود می‌كردند و روی آن را
 
گچ‌بری رنگی تزئین می‌کردند.

در قرن پنجم هجری قمری، تغییراتی در ظاهر گچ بریها پدیدار گشت
 
كه محصول خلاقیت و ابتكار بود. در این دوره گچ بری از نظر تنوع
 
اجراء به مرتبه حیرت انگیزی دست باقتو در اغلب موارد و در
 
نحوه‌استفاده‌از گچبری نیز تغییراتی پیدا شد به گونه‌ای كه كم كم بطور
 
موقت، گچ بری جای خود را به رشد عظیم آجر كاری دوره سلجوقی
 
داد. اما این بدان معنا نبود كه گچ بری جایگاه والای خود را بطور كلی
 
از دست بدهد چرا كه وجود گچ بریهای بسیار غنی همچون گنبد علویان
 
همدان موید این نكته‌است كه گچ بری به موازات آجر كاری به پیشرفت
 
و تكامل خود ادامه داد.‌

در دوره صفوی، تزیینات چوبی در بناهای غیرمذهبی دارای نقش
 
اصلی بود و در آنها میزان بیشتری ازتذهیب‌كاری و نقاشیهای لاكی
 
استفاده می‌شد. طرحهای آنها با هنر مینیاتور دارای رابطه نزدیكی بود.
 
كنده‌كاری و خراطی به ویژه در درها و سقفها خود هنر خاصی دراین
 
دوره بوده‌است. نقاشی‌های دیواری (فرسك) در كاخ عالی‌قاپو، قصر
 
اشرف و چهلستون و همچنین آیینه‌كاری به عنوان نوعی تزیین جدید
 
دربناها، مانند آیینه خانه، مورد استفاده قرار گرفته‌است. هنر كاشیكاری
 
و همچنین شاهكارهای درخشان و پرجاذبه هنر گچبری پس از اسلام در
 
ایران كه‌از بناهای دوره سلجوقیان و ایلخانیان رواج یافت، در دوره
 
صفویه به‌اخرین حد زیبایی وتكامل رسید. سه قسم كاشیكاری مهم در
 
تزیین بناهای این دوره چشمگیر هستند: كاشی یكرنگ، كاشی موزاییك
 
یا معرق و كاشی هفت رنگ. بناهای دوره صفوی كه با این نوع
 
كاشیكاری آرایش شده‌اند، در هیچ جای دنیا نظیر ندارند. نكته قابل توجه
 
در تزئینات داخلی و خارجی بناهای سنتی ایران این است، كه تزئینات
 
جزئی از بنا بوده و هیچ گاه به صورت بزك و عنصری اضافی
 
نبوده‌است حتی در دوره‌ای سفت كاری و تزئینات هم زمان اجرا می‌شد.‌
 
این میزان توجه به‌ارایه و تزئینات سبب ارتقای كیفیت فضاهای مورد
 
استفاده بوده‌است.‌ معماری كویری ایران به ویژه در خانه‌ها، به علت
 
ماهیت درونگرای آن سرشار از نمونه‌های بدیع و زیبای طراحی داخلی
 
است كه در آن ایجاد فضایی در تضاد با محیط كویری و القای حس
 
زندگی و سرسبزی درون بنا از مهمترین اهداف معماران سنتی در
 
طراحی داخلی بوده‌است. استفاده‌از شیشه، آئینه، گچ كاری و هنرهای
 
ظریفه دیگر در تزئین و آرایه بندی فضا، تمام ملاحضات زیبایی
 
شناسی، اقلیمی‌و حتی شرعی را نیز شامل می‌شده‌است به عنوان مثال
 
شكل‌گیری آیینه‌كاری به عواملی چند بستگی داشته‌است.

این عوامل عبارتند از:
 
1 ـ نیاز به روشنایی موجب شد تا از آیینه برای تزئین استفاده شود.
 
زیرا در این صورت با حداقل نور می‌توان روشنایی زیادی ایجاد كرد.
 
۲ ـ چون طبق دستورات دینی هنگام عبادت نباید چهره خود را در آیینه
 
دید، آیینه‌ها به حال شكسته قرار گرفتند به نحوی كه‌اگرچه در مقابل آن
 
قرار گیرید نمی‌توانید چهره خود را ببینید.
 
۳ـ علاقه به تزئین زیارتگاه‌ها موجب شد تلاش برای تزیین بكار رود.
4- چون بكارگیری تصاویر موجودات زنده‌اعم از انسان و حیوان در
 
محل عبادت در اسلام در مقابل نمازگزار مجاز نیست تزئینات شكل
 
هندسی بخود گرفت. این ویژگی‌ها آثار هنری آیینه‌كاری را در ایران
 
بوجود آورد.
 
در دوران قاجاریه كه به سبب تعاملات فرهنگی و مراودات سیاسی،
 
معماری اروپایی به جای معماری ایران در ساختمانهای دولتی و برخی
 
كاخها الگو قرار گرفت، توجه به هنرهای ظریفه‌افزون شد.‌ نمونه‌های
 
زیبایی از پنجره‌های رنگی، گچ كاری و آئینه كاری را می‌توان در
 
خانه‌های به جامانده‌از دوران قاجار به ویژه در كاشان یافت.‌ خانه
 
بروجردیهی به عنوان یكی از بهترین آثار معماری ایران سرشار از
 
خلاقیت‌های هنرمندان سنتی ایران است.

منابع
 
ـ پُرادا، ایدت، هنر ایران باستان «تمدنهای پیش ازاسلام»، ترجمه
 
یوسف مجیدزاده، تهران، 1357.
 
ـ پوپ، آرتور اپهام،‌ معماری ایران، ترجمه غلامحسین صدری افشار،
 
تهران، 1366.
 
ـ كریستن سن، آرتور، ایران در زمان ساسانیان، ترجمه رشید یاسمی،
 
تهران، 1334.
 
- گدار، آندره، هنرایران، ترجمه بهروز حبیبی، دانشگاه ملی، تهران،
1358.
ـ گدار، آندره، آثار ایران، ترجمه سروقد مقدم، مشهد، 1367.
 
ـ گیرشمن،‌ رمان، ایران از آغاز تا اسلام، ترجمه محمد معین، تهران،
 
1336.
 
ـ گیرشمن، رمان، هنر ایران «ماد و هخامنشی»، ترجمه عیسی بهنام،
 
تهران، 1371.
 
ـ گیرشمن، رمان، هنر ایرانی «اشكانی و ساسانی»، ترجمه بهرام
 
فره‌وشی، تهران، 1370.
 
ـ ویلسن،‌ كریستی، تاریخ صنایع ایران، ترجمه عبدالله فریار، چاپ دوم،
 
 
تهران،
 
 
 
+ نوشته شده توسط شهروز اکبریان در چهارشنبه ششم خرداد 1388 و ساعت 12:13 |

 

مسجد و مدرسه عالي شهيد مطهري تلفيقي از معماري

مساجد جامع اصفهان و اياصوفيا استانبول است  

  

شيوه معماري مجموعه مسجد و مدرسه عالي شهيد مطهري

( سپهسالار جديد ) با قدمتي بيش از يك قرن واز آثار مهم دوره قاجاريه

تلفيقي از سبك معماري مسجد جامع اصفهان در قسمت هشتي و ورودي،

مسجد اياصوفيا در استانبول و نماسازي آن يادآور مدرسه چهارباغ

اصفهان است.

     به گزارش واحد اطلاع رساني سازمان ميراث فرهنگي كشور

مرحوم سپهسالار در نقشه كشي، معماري و وضع ساختمان اين بناي

بزرگ، طرح و نقشه شرقي اسلامي را درنظر داشته است.

     مدرسه اين مجموعه با صحني به ابعاد 61×60 ذرع در دو طبقه

در چهار جهت بنا، ساخته شده است. اين بنا داراي  60 حجره فوقاني و

تحتاني براي سكونت طلاب علوم ديني است.

     چهار ايوان مرتفع موازي روبه قبله كه يكي از آنها كوتاه تر است،

چهار مناره بلند با پايه هايي از سنگ به ارتفاع يك متر با حجاري هاي

ظريف بخشهاي ديگر اين مجموعه تاريخي به شمار مي رود.

       از چهار مناره دو مناره در دو طرف مقصوره، بالا رفته و دو

مناره ديگر رو به روي ايوان قرار دارد. گل دسته ها تمام كاشي و

داراي نقش هستند. در زواياي در بزرگ و دو طرف جلوخان غربي هم

دو مناره ديگر وجود دارد.

     تمامي مناره ها از آجر ساخته شده و روكار آنها با كاشي هاي هفت

رنگ مخصوص دوره قاجاريه تزيين شده است. كاشي هاي گنبد كه در

اثر مرور زمان متلاشي شده بود در سال 1208 و 1307 ش به طرز

ظريف و زيبايي ترميم و در اطراف گنبد كلمه "لا اله الاالله" و "محمد

رسول الله" به خط كوفي منقوش شد.

     مصلاي مسجد كه به چهل ستون معروف است در قسمت شرقي

صحن قرار دارد. اين مصلا داراي 44 ستون سنگي يكپارچه مرتفع

است كه در وسط هر چهار ستون طاقي محكم برافراشته اند.

     در بزرگ ورودي غربي از دو سمت به واسطه دهليز متحدالشكل

به داخل صحن مدرسه راه دارد. در شرقي داراي دهليزهاي طولاني

است كه مستقيما" به صحن مدرسه راه مي يابد.

     صحن مدرسه داراي چهار باغچه مشجر، چهار خيابان و حوض

بزرگي است كه آب جاري قنات تهران مخصوص مدرسه و مسجد و

عمارت بهارستان به آن راه مي يافت.

 

 

 گنبدسلطانيه

 

 بنای تاريخی گنبد سلطانيه در نزديکی زنجان واقع شده ، دشتی که گنبد

در آن قرار دارد حدود 2000 متر از سطح دريا ارتفاع دارد . ساخت

بنای عظيم سلطانيه در بين سالهای 675 الی 685  هجری قمری

صورت می پذيرد و به عبارت ديگر کار ساختمان آن به مدت 10 سال

به طول انجاميد . قصد از بنای چنين گنبد با شکوهی آن بود تا مرقد

مطهر حضرت علی (ع) را به آنجا منتقل سازند ، علت اين کار شيعه

شدن سلطان محمد خدا بنده و گرايش او به حضرت علی بود ، شايد به

اعتباری گنبد سلطانيه را بتوان اولين اثر هنری شيعه در کشور ايران

دانست . بعد از اتمام بنا به علت مخالفت علماء دين با اين عمل ،

سلطان محمد از انجام اين کار منصرف شد ....

 

 

مجسمه آزادی !

 

ولند» رئيس جمهوري وقت آمريكا 28 اكتبر سال 1886 (119 سال

پيش ) مجسمه آزادي، هديه ملت فرانسه به مردم آمريكا را در محل

فعلي آن، دهانه رود هادسنHudson (هودسون) در جزيره آزادي كه

تا محله منتهن شهر نيويورك 2 هزار و ششصد متر و تا شهر جرسي

سيتي ايالت نيوجرزي 600 متر فاصله دارد گشود. اين مجسمه بزرگ

46 متر طول دارد كه بر روي جايگاهي به ارتفاع 47 متر قرار گرفته

است. مجسمه آزاديLiberty Enlightening The word به تصميم

پارلمان فرانسه توسط «فردريك اوگوست برتولدFredric Auguste

Borthold» مجسمه ساز و هنر مند شهير فرانسوي ساخته شده است.

استخوان بندي پولادين داخل آن كار مهندس «گوستاو ايفلGustave

Eiffel» سازنده برج ايفل است كه فردريك پوشش مسي مجسمه را بر

آن قرار داده است. پوشش مسي داراي يك آستر چوبي است. مجسمه به

قدري استوار ساخته شده است كه تماشاگران از پلكان آن تا آخرين نقطه

اش بالا مي روند.
  

  فردريك هنگام ساختن مجسمه از بانو «ايزابلا» بيوه «سينگر»

سازنده چرخهاي خياطي خواسته بود كه هر روز به كارگاه او برود و

در آنجا بنشيند تا مجسمه مطابق شكل و قيافه او ساخته شود. فردريك به

اين دليل ايزابلا را انتخاب كرده بود كه در آمريكا و فرانسه شهرت به

نجابت، پاكدامني و وفاداري به شوهر متوفايش داشت.
  
  

مجسمه كه براي ملت فرانسه 2 ميليون و 250 هزار فرانك طلا

هزينه داشت در سال 1884 تكميل شد و سپس توسط ناوشكن فرانسوي

«ايسر» به آمريكا حمل شد . قرار بود كار ساختن مجسمه آزادي در

سال 1876 به پايان برسد كه در يكصدمين سالروز اعلام استقلال

آمريكا نصب شود كه با هشت سال تاخير ساخته شد زيرا كه دولت

فرانسه پول لازم را نمي توانست فراهم كند.
  

  كنگره آمريكا محل نصب مجسمه را مقابل محلي در آبهاي شهر

نيويورك تعيين كرد كه ميليونها مهاجر اروپايي در طول قرون 18 و 19

 از آن محل وارد آمريكا شده بودند. بعدا به مناسبت پنجاهمين و صدمين

سالروز نصب مجسمه، مراسمي ملي با حضور سران وقت آمريكا

برگزار شد. بازديد از مجسمه پس از رويدادهاي سپتامبر 2001 به

دلايل امنيتي ممنوع شده بود كه از امسال بارديگر اين بازديدها از سر

گرفته شده است. در دهه هاي گذشته بسياري از خارجيان ناراضي از

دولت هاي متبوع، خود را از اين مجسمه آويزان كرده بودند تا جلب

توجه جهاني كنند. عكس زير در يك روز پر از دود و دم نيويورك

گرفته شده تا مسئله جمعيت را هم نشان بدهد.

 

 

 

 

عجایب ۷گانه

 

معبد آرتميس در افسوس (ترکيه) يکي از زيباترين بناهاي ايام گذشته بود . اين بنا با داشتن

100 ستون مرمري زيبا که ارتفاع هر کدام از آنها به 15 متر مي رسد يکي از عجايب

هفتگانه به حساب مي آيد . اين معبد فضايي را در بر مي گرفت که تقريبا چندين برابر

وسعت آکروپليس در آتن بود .  . اين بنا در 600 سال قبل از ميلاد ساخته و در550 سال

پيش از ميلاد در آتش سوخت . بعد از آن مجددا به صورت بسيار زيباتر و عظيمتري باز

سازي شد . اين بنا براي دومين بار دچار حريق شد البته اين بار بطور عمدي توسط فردي

بنام هروستراتوس که براي به ياد ماندن نامش به اين کار دست زد، ولي اين معبد دوباره به

اندازه بزرگتر و بسيار بهتر از قبل ساخته شد . اين معبد بسيار زيبا درونش با مجسمه هاي

بي نظير تزيين شده بود . اين معبد پا بر جا بود تا زمانيکه بر اثر هجوم بربرها در 262 پس

از ميلاد براي هميشه از صفحه تاريخ محو شد و هرگز دوباره ساخته نشد . آنچه که از اين

معبد باقي ماند هم توسط زلزله ها کاملا از بين رفت. 

 

 
تقريباً سه هزار سال پيش، «المپيا»، مركز مذهبي در جنوب غربي
 
يونان بود. يونانيان باستان زئوس پادشاه خدايان را مي پرستيدند و در
 
زمانهاي مشخص به افتخار او جشن هايي بر پا مي كردند. در اين جشن
 
ها مسابقات ورزشي هم انجام مي شد. از نظر ساكنان دنياي قديم اين
 
بازيها خيلي مهم بودند، چندان كه در زمان برگزاري مسابقات، جشن ها
 
متوقف مي شد تا شركت كنندگان و تماشاگران به آساني خود را به محل
 
مسابقات برسانند.
 
مجسمه زئوس خداي يونان در المپيا يکي از عظيم ترين مجسمه هاي
 
جهان است . اين اثر در 450 سال قبل از ميلاد توسط مجسمه ساز
 
معروفي بنام فيدياس ساخته شد اين هنرمند همان کسي بود که مجسمه
 
خداي آتنا را هم براي معبد پارتنون در آتن ساخت . ارتفاع مجسمه
 
زئوس در حدود 12 متر بود . بدن اين مجسمه را از عاج فيل و ردا و
 
موها و ريشش را از طلا ساخته بودند . اين اثر ارتفاعش چنان بود که
 
با سقف معبد زئوس برخورد مي کرد . فيدياس با اين کار مي خواست
 
اقتدار و نيرومندي زئوس را نشان دهد . مجسمه زئوس در معبد زئوس
 
که طول آن به 64 متر مي رسيد قرار داشت . 72 ستون خارجي اين
 
معبد که به سبک معماري قديم يونان بودند اين معبد را داراي معماري
 
خيره کننده اي کرده بودند . سنگفرش آن نيز با مجسمه هاي بي نظيري
 
تزيين گشته بود . مجسمه زئوس در حدود 850 سال در اين معبد قرار
 
داشت تا هنگاميکه بعضي از يونانيها آنرا به استانبول منتقل کردند .
 
البته اين زياد طول نکشيد چرا که محل جديد نيز در آتش سوخت و اين
 
مجسمه براي هميشه از بين رفت.
 
 
 
مقبره هاليکارناسوس در 4 قرن قبل از ميلاد نه تنها بسيار پرابهت و پر
 
عظمت بود بلکه به صورت زيبايي با ستونها و مجسمه ها تزيين شده
 
بود . سقف اين مقبره با مجسمه هايي از اسبها تزيين شده بود اسبهايي
 
که ارابه شاه ماسالوس و همسرش ملکه آرتميسيا را مي کشيدند . ارتفاع
 
اين مقبره مرمري به اندازه يک ساختمان 14 طبقه بود . از نقطه نظر
 
استراتژيکي دامنه کوه درست مشرف به هاليکارناسوس و خليج آن
 
بود . ملکه آرتميسيا فرمان ساخت اين مقبره را در هاليکارناسوس براي
 
همسرش در 353 سال قبل از ميلاد صادر کرد . ملکه اين بنا را براي
 
قدر داني از همسرش ساخت و به اين منظور بهترين هنرمندان و
 
مجسمه سازان آن زمان را گرد آورد . شاه ماسالوس تنها حکمران
 
ايالتي معمولي در بين امپراطوري هاي عظيم ايراني در 2300 سال
 
پيش بود . ملکه آرتميسيا دو سال پس از همسرش ، شاه ماسالوس که
 
برادرش هم بود در گذشت . او در کنار شاه در مقبره هاليکارناسوس
 
دفن شد . اين بنا در حدود 17 قرن پا برجا بود و در 1400 سال بعد
 
از ميلاد بر اثر زلزله فرو ريخت
 
 
 
 
ارتفاع مجسمه عظيم الجسه رودس با پايه اش به اندازه يک ساختمان
 
15 طبقه امروزي است. اين مجسمه يک شاهکار برجسته معماري مي
 
باشد که بر روي جزيره رودس در حدود 280 قبل از ميلاد ساخته شده
 
است. هيچ کس به درستي نمي داند که اين مجسمه شبيه چه بوده و يا در
 
کجا قرار داشته است. نظريه بسيار مورد توجه آن است که مجسمه
 
رودس در روي ورودي لنگرگاهي بنا شده بوده و پاهاي مجسمه در دو
 
طرف قرار داشته است بطوريکه کشتيها از بين پاهاي آن عبور مي
 
کرده اند. البته اين فرضيه بسيار محتمل به نظر ميرسد. اين بنا مشکلات
 
غير قابل حل در 3 قرن پيش از ميلاد را مطرح مي کند. همچنين
 
تجارت در اين بندر در زمان احداث اين مجسمه داراي رکود شده و اين
 
بندر از رونق اقتصادي افتاده است. اين مجسمه يکي از عجايب هفتگانه
 
به شمار مي رود که براي مدت کوتاهي تقريبا 53 سال پا بر جا بوده
 
است
 
                            
 
در عراق باغهاي معلق بابل يکي از بحث انگيزترين عجايب هفتگانه
 
مي باشد چرا که هنوز برخي از باستان شناسان در وجود داشتن آنها
 
شک دارند. بعد از بدست آمدن اسناد اصلي و خرابه هاي بر جا مانده
 
از آن زمان وجود داشتن آنها ثابت شد البته در مقياسي کمتر از آنچه
 
تصور مي شود . در اين ميان سئوالي مطرح است که اين باغهاي معلق
 
چرا ساخته شده اند؟ در پاسخ اين سؤال مي توان گفت که موثق ترين
 
سند حاکي از آن است که شاه نبوچاد نزار دوم که داراي شهرت مذهبي
 
مي باشد اين بناي عجيب را براي خوشحال کردن همسرش در 6 قرن
 
قبل از ميلاد ساخت چرا که همسرش از ديدن چشم انداز صحرا مانند
 
بابيلون دچار دلتنگي براي محل زندگي اش شده بود. جايي که داراي
 
کوهها و جنگلهاي سرسبزي بود به همين خاطر به دستور شاه تپه
 
مصنوعي سبز و خرمي ساخته شد که داراي درختان و گلها و گياهان
 
زيبايي بود . بعضي ها مي گويند که يک ملکه آشوري به نام سمیرامیس
 
و(عده ایی او را ایرانی می دانند ) قدرتمند باغهاي معلق را براي تفريح
 
و سرگرمي خودش ساخته است و افراد ديگري عقيده دارند که اين باغها
 
به دستور يک شاه آشوري ساخته شده است.
 
 
  
 
                         
هرم خوفو بزرگترين هرم در بين اهرام مصر است ، اين بنا که قديمي
 
ترين و بزرگترين بنا در بين عجايب هفتگانه مي باشد تنها بنايي است
 
که در حال حاضر وجود دارد . هرم خوفو در 2600 سال قبل از ميلاد
 
ساخته شده است . اين هرم بلند ترين بناي ساخته شده دست بشر از 44۰۰
 سال پيش تا سال 1889 بود، زمانيکه برج ايفل با ارتفاع 300 متر
 
ساخته شد . محدوده هرم خوفو به اندازه 6 قطعه زمين شهري عظيم مي
 
باشد . بيشتر سنگ هاي بکاررفته در اين بنا به بزرگي سنگهاي عظيمي
 
هستند که بوسيله کاميون حمل مشوند . سطح خارجي زمختي که ما
 
امروزه از اين هرم مي بينيم مقبره فرعوني بنام خوفو بوده که در آن
 
زمان پوشيده شده از سنگهاي آهک صيقلي و زيبايي بوده است.
 
فرمانروايان بعدي اين سنگهاي با ارزش را متعاقبا براي ساختن بناي
 
خودشان مي دزديدند . اين عمل باعث شد که از ارتفاع هرم 5 درصد
 
کم شود و به ارتفاع فعلي اش که 138 متر است برسد . هرم خوفو
 
داراي سه اتاق دفن اجساد است . اتاق اول محل دفن شاه، اتاق دوم محل
 
دفن ملکه و اتاق سوم که براي رد گم کردن دزدان هرم بوده است.
                      
   
  
 
+ نوشته شده توسط شهروز اکبریان در چهارشنبه ششم خرداد 1388 و ساعت 11:55 |

 

عجیب‌ترین اشتباه مهندسی کشور

 

در رشت !

 


ابتدا و انتهای پل جانبازان که تاکنون حدود ۳ میلیارد تومان برای آن

هزینه شده، به دلیل اشتباه مهندسی، ۵۰ سانتی‌متر اختلاف سطح دارد و

به هم نمی‌رسد!

پل جانبازان رشت که قرار بود در سال ۱۳۸۶ به بهره‌برداری برسد هم

اکنون در شرایطی به پیشرفت ۷۲ درصدی دست یافته که اشتباهات

محاسباتی‌اش عجیب‌ترین رویداد مهندسی کشور را رقم زده است.

اجرای این پل ۶/۱۰۲ متری از چهارم تیر ماه سال ۱۳۸۵ در دو جبهه

کاری آغاز شد که بنابر محاسبات می‌بایست در پایان پروژه به یکدیگر

متصل می‌شدند، اما هم اکنون و با وجود گذشت ۲ سال اشتباهات

محاسباتی مانع از اتصال طرفین پل به یکدیگر شده است.

هم‌اکنون طرفین ابتدا و انتهای پل در حالی برای اتصال به یکدیگر

نزدیک شده‌اند که تازه مشخص شده به دلیل اشتباهات مهندسی این اتفاق

به دلیل اختلاف سطح طرفین پل هرگز نخواهد افتاد. گفته می‌شود این

اختلاف به نیم متر می‌رسد که در قوانین مهندسی عدد بسیار بزرگی به

شمار می‌آید.



به گفته مهندسان سازه، طراحی اینگونه پل‌ها پس از سال‌ها اجرا در
 
 
کشور به قدری ساده است که حتی در توان دانشجویان مهندسی نیز
 
 
هست و این بر ابهامات مسئله بیشتر می‌افزاید.
 
در این رابطه هیچ مقام مسئولی در شهر رشت حاضر به اظهار نظر
 
 
نیست و تنها محمود فریدونی شهردار رشت در اظهار نظری غیرمستقیم
 
 
پیمانکار را مقصر معرفی می‌کند. او معتقد است: «شرکت طرف
 
 
قرارداد این پل در گذشته به تعهدات خود عمل نکرد و با اعمال مدیریت
 
 
جدید سعی ما بر این است که در کوتاه‌ترین زمان این پل به بهره‌برداری
 
 
برسد.»
 
 
فریدونی البته نبود جرثقیل حمل نصب تجهیزات پل جانبازان از محل
 
 
کارگاه ساخت تجهیزات این پل در حوالی کوچصفهان تا رشت در
 
 
گذشته را از جمله مشکلات عنوان کرده و می‌گوید: «البته این مشکل هم
اکنون برطرف شده است».
 
این توضیحات در حالی است که جبار کوچکی‌نژاد، نماینده مردم رشت
 
 
در مجلس شورای اسلامی، پل غیرهمسطح جانبازان رشت را لکه ننگی
 
 
در این شهر دانسته و همزمان رئیس مجمع نمایندگان گیلان می‌گوید:
 
 
«ساخت پل غیرهمسطح جانبازان رشت به دلیل غیرکارشناسی بودن
 
 
هزینه زیادی به گیلان وارد کرده است.»


 
اسدالله عباسی انتقادهای مردم و مسئولان نسبت به پل غیرهمسطح
 
 
جانباران این شهر را نیز وارد می‌داند، اما با این حال رییس شورای
 
 
شهر رشت هرگونه اظهارنظری در این رابطه را مغرضانه توصیف
 
 
می‌کند.
 
محمدرضا قاسمی ‌به عنوان مدافع سرسخت این پل که طرفین آن دست
 
 
کم ۵۰ سانتی‌متر اختلاف سطح دارند حتی در پاسخ به نماینده مجلس،
 
 
نه تنها پل را لکه ننگی برای این شهر نمی‌داند بلکه از ساخت آن به
 
 
عنوان سند افتخاری در عملکرد شهرداری رشت نام می‌برد که
 
 
انگیزه‌ای قوی برای ساخت تقاطع‌های همسطح و غیرهمسطح دیگر در
 
 
این شهر به وجود آورده است.
 
 
او حتی از منتقدان این پل می‌خواهد با دست برداشتن از اشکال‌تراشی‌ها
 
 
و انتقادهای غیرمنصفانه کمبود نقدینگی و عدم بهره‌مندی این شهر از
 
 
بودجه‌های ملی را برطرف کنند.
 
 
وی ادامه می‌دهد: «موانع موجود بر سر راه پروژه‌های عمرانی شهر
 
 
باران با اشکال‌تراشی و انتقادهای غیرمنصفانه برطرف نخواهد شد،
 
 
بلکه کمبود نقدینگی و عدم بهره‌مندی از بودجه‌های ملی بزرگ‌ترین
 
 
مشکل در مسیر سازندگی رشت است.»
 
 
تا به امروز برای این پل ۲ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان هزینه شده
 
 
است اما با اتفاق پیش آمده برآورد می‌شود دست کم یک میلیارد تومان
 
 
به برآورد اولیه اضافه شود. کارشناسان امر معتقدند در صورت صرف ا
 
ین هزینه پل جانبازان رشت گران‌ترین پل روگذر در تاریخ مهندسی
 
 
کشور خواهد بود.
 
                                         
 
 
 
+ نوشته شده توسط شهروز اکبریان در چهارشنبه ششم خرداد 1388 و ساعت 8:26 |
 
هخامنشیان هم ایزوگام داشتند

 
بررسی‌های باستان‌شناسی و پژوهش‌های مختلف در محوطه باستانی
 
تخت جمشید نشان می‌دهد که مهندسان هخامنشی ۲۵۰۰ سال پیش برای
 
عایق‌بندی بخش‌های مختلف بناهای خود از قیر استفاده می‌کردند.
 
محوطه باستانی تخت جمشید مجموعه‌ای کامل از سازه‌ها و بقایای
 
مربوط به دوره هخامنشی است که در زمان داریوش اول و در سال
 
۵۱۸ پیش از میلاد ساخته شده است. این مجموعه شامل تخت جمشید،
 
حصارها، کاخ‌ها، بخش‌های خدماتی، نظام‌های آبرسانی و بخش‌های
 
دیگری است.
 
«علیرضا عسگری»، سرپرست گروه باستان‌شناسی مجموعه تخت
 
جمشید گفت: «در سال‌های متمادی گذشته باستان‌شناسان در جریان
 
کاوش و بررسی محوطه تخت جمشید با بررسی دقیق مصالح به کار
 
رفته در تخت جمشید متوجه شدند، ایرانیان باستان از خشت، سنگ،
 
چوب و فلز برای ساخت تخت جمشید استفاده می‌کردند.»
 
مهندسان برای جلوگیری از نفوذ آب هم همواره در جست و جوی چاره
 
بودند. سرپرست تیم باستان‌شناسی در تخت جمشید با بیان این مطلب
 
گفت: «در جریان کاوش در بخش‌های مختلف و در بین جرزهای سازه
 
تخت جمشید شامل کف و آب‌راه‌های زیرزمینی تخت جمشید به آثاری از
 
قیر برخورد کردیم که نشان می‌دهد مهندسان این سازه از قیر به عنوان
 
عایق استفاده می‌کردند.»
 
به اعتقاد عسگری این قیر، نقش ایزوگام را برای سازه عظیم هخامنشی
 
داشته‌است. وی یادآور شد: «این مهندسان از قیر سیاه رنگ در این
 
سازه استفاده می‌کردند. آثار این قیر هنوز هم در بخش‌های مختلف تخت
 
جمشید دیده می‌شود. قیر از نفوذ آب به زیر صفه تخت جمشید جلوگیری
 
کرده و یکی از عوامل مهم برای حفاظت از محوطه باستانی تخت
 
جمشید در طول ۲۵۰۰ سال بوده است.
 
مجموعه تاریخی و پایتختی تخت جمشید مهم‌ترین پایتخت حکومت
 
هخامنشی است که در استان فارس و در نزدیکی شهر شیراز جای
 
گرفته است.
 
 
 
 
 
 
 
 
سید خندان
 
سید خندان نام ایستگاه اتوبوسی در جاده قدیم شمیران بوده است.
سیدخندان پیرمردی دانا بوده که پیش گویی های او زبانزد مردم در سی
 
یا چهل سال پیش بوده است.
 
دلیل نامگذاری این منطقه نیز احترام به این پیرمرد بوده است.

 
فرمانیه
 
در گذشته املاک زمین های این منطقه متعلق به کامران میرزا نایب
 
السلطنه بوده و بعد از مرگ وی به عبدالحسین میرزا فرمانفرما فروخته
 
شده است.

 
فرحزاد
 
این منطقه به دلیل آب و هوای فرح انگیزش به همین نام معروف شده
 
است.

 
شهرک غرب
 
دلیل اینکه این محله به نام شهرک غرب معروف شد ساخت مجتمع های
 
مسکونی این منطقه با طراحی و معماری مهندسان آمریکایی
 
و به مانند مجتمع های مسکونی آمریکایی بوده و در گذشته نیز محل
 
اسکان بسیاری از خارجیها بوده است.

 
آجودانیه
 
آجودانیه در شرق نیاوران قرار دارد و تا اقدسیه ادامه پیدا می کند.
آجودانیه متعلق به رضاخان اقبال السلطنه وزیر قورخانه ناصرالدین شاه
 
بوده، او ابتدا آجودان مخصوص شاه بوده است.

 
اقدسیه
 
نام قبلی اقدسیه (تا قبل از ۱۲۹۰ قمری) حصار ملا بوده است.
ناصرالدین شاه زمین های آنجا را به باغ تبدیل و برای یکی از همسران
 
خود به نام امینه اقدس (اقدس الدوله) کاخی ساخت و به همین دلیل این
 
منطقه به اقدسیه معروف شد.

جماران
 
زمین های جماران متعلق به سید محمد باقر جمارانی از روحانیان
 
معروف در زمان ناصر الدین شاه بوده است.
 
برخی از اهالی معتقدند که در کوه های این محله از قدیم مار فراوان
 
بوده و مارگیران برای گرفتن مار به این ده می آمدند
 
و دلیل نامگذاری این منطقه نیز همین بوده است و عده ای هم معتقدند که
 
جمر و کمر به معنی سنگ بزرگ است
 
و چون از این مکان سنگ های بزرگ به دست می آمده است، آنجا را
 
جمران، یعنی محل به دست آمدن جمر نامیده اند.

 
پل رومی
 
پل رومی در واقع پل کوچکی بوده که دو سفارت روسیه و ترکیه را به
 
هم متصل می کرده است. عده ای هم معتقدند که نام پل از مولانا
 
جلالالدین رومی گرفته شده است.

 
جوادیه (در جنوب تهران)
 
بسیاری از زمین های جوادیه متعلق به آقای فرد دانش بوده است که
 
اهالی محل به او جواد آقا بزرگ لقب داده بودند.
 
مسجد جامعی نیز توسط جواد آقا بزرگ در این منطقه بنا نهاده شده
 
است که به نام مسجد فرد دانش هم معروف است.

 
داودیه (بین میرداماد و ظفر)
 
میرزا آقاخان نوری صدر اعظم این اراضی را برای پسرش، میرزا
 
داودخان، خرید و آن را توسعه داد.
 
این منطقه در ابتدا ارغوانیه نام داشت و بعدها به دلیل ذکر شده داودیه
 
نام گرفت.
 
درکهاگر چه هنوز دلیل اصلی نامگذاری این محل مشخص نیست اما
 
برخی آن را مرتبط به نوعی کفش برای حرکت در برف که در این
 
منطقه استفاده می شده و به زبان اصلی �درگ� نامیده می شده است
 
دانسته اند.

 
دزاشیب (در نزدیکی تجریش)
 
 
روایت شده است که قلعه بزرگی در این منطقه به نام � آشِب � وجود
 
داشته است
 
و در گذشته نیز به این منطقه دزآشوب و دزج سفلی و در لهجه محلی
 
ددرشو می گفتند.

زرگنده
 
احتمالا دلیل نامگذاری این محل کشف سکه ها و اشیاء قیمتی در این
 
محل بوده است.
 
در گذشته این منطقه ییلاق کارکنان روسیه بوده است.

قلهک
 
 
کلمه قلهک از دو کلمه �قله� و �ک� تشکیل شده است که قله معرب
 
کلمه کله، مخفف کلات به معنای قلعه است.
 
عقیده اهالی بر این است که به دلیل اهمیت آبادی قلهک که سه راه
 
گذرگاه های لشگرک، ونک و شمیران بوده است،
 
به آن( قله- هک) گفته شده است.

کامرانیه
 
زمین های این منطقه ابتدا به میرزا سعیدخان، وزیر امور خارجه تعلق
 
داشت،
و سپس کامران میرزا پسربزرگ ناصرالدین شاه، با خرید زمین های
 
حصاربوعلی، جماران و نیاوران، اهالی منطقه را مجبور به ترک زمین
 
ها کرد و سپس آن جا را کامرانیه نامید.

محمودیه ( بین پارک وی و تجریش یا ولیعصر تا
 
ولنجک)
 
در این منطقه باغی بوده است که متعلق به حاج میرزا آقاسی بوده است
 
و چون نام او عباس بوده آنرا عباسیه می گفتند.
 
سپس علاءالدوله این باغ بزرگ را از دولت خرید و به نام پسرش،
 
محمودخان احتشام السلطنه، محمودیه نامید.

 
نیاوران
 
نام قدیم این منطقه گردوی بوده است
و برخی معتقدند در زمان ناصرالدین شاه نام این ده به نیاوران تغییر
 
کرده است
 
به این ترتیب که نیاوران مرکب از �نیا� (حد، عظمت و قدرت)
 
؛�ور� (صاحب) و �ان� علامت نسبت است
 
و در مجموع یعنی کاخ دارای عظمت.

ونک
 
نام ونک تشکیل شده است از دو حرف (ون) به نام درخت و حرف
 
(ک)که به صورت صفت ظاهر می شود.

یوسف آباد
 
منطقه یوسف آباد را میرزا یوسف آشتیانی مستوفی الممالک
 
در شمال غربی دارالخلافه ناصری احداث کرد و به نام خود، یوسف
 
 
آباد نامید.

پل چوبی
 
قبل از این که شهر تهران به شکل امروزی خود درآید، دور شهر
 
دروازه هایی بنا شده بود تا دفاع از شهر ممکن باشد.
 
یکی از این دروازه ها، دروازه شمیران بود با خندق هایی پر از آب در
 
اطرافش که برای عبور از آن، از پلی چوبی استفاده می شد.
 
امروزه از این دروازه و آن خندق پر از آب اثری نیست، اما این محل
 
همچنان به نام پل چوبی معروف است.

 
شمیران
 
نظریات مختلفی درباره این نام شمیران وجود دارد.
یکی از مطرح ترین دلایل عنوان شده ترکیب دو کلمه سمی یا شمی به
 
معنای سرد و � ران � به معنای جایگاه است
 
و در واقع شمیران به معنای جای سرد است. به همین ترتیب نیز تهران
 
به معنای جای گرم است.
 
همچنین در نظریه دیگری به دلیل وجود قلعه نظامی در این منطقه به آن
 
شمیران می گفتند
 
و همچنین برخی نیز معتقدند که یکی از نه ولایت ری را شمع ایران می
 
گفتند که بعدها به شمیران تبدیل شده است.

 
گیشا
 
نام گیشا که در ابتدا کیشا بوده است برگرفته از نام دو بنیانگذار این
 
منطقه (کینژاد و شاپوری) می باشد.

منیریه (در جنوب ولیعصر)
 
 
منیریه در زمان قاجار یکی از محله های اعیان نشین تهران بوده و گفته
 
شده نام آن از نام زن کامران میرزا، یکی از صاحب منصبان قاجر، به
 
نام منیر گرفته شده است.
 
 
           
+ نوشته شده توسط شهروز اکبریان در چهارشنبه ششم خرداد 1388 و ساعت 8:19 |

 
نماي ساختمان خالق نماي شهري است
 
 
نماي شهري از مجموعه نماهاي مشرف به فضاي عمومي به‌دست مي
 
آيد. اين نماها از جهتي همگن و از جهتي ناهمگن هستند. مي‌توانند
 
همگن باشند چون با استفاده از زباني مشترك روي بدنه اجزا شهر
 
اجرا مي شوند و اما از آنجا كه هر كدام از اين فضاها به كمك اين
 
زبان، مقاصد و نيازهاي خود را بيان مي‌كند،
 
ناهمگن هستند. در شهرهاي ما زبان مشتركي بين نماها وجود ندارد.
 
نه فرهنگ مشتركي براي بيان دارند، نه مصالح يكساني به‌كار گرفته
 
اند و نه سبك مشخصي را دنبال مي‌كنند.
 
در واقع هر يك از نماها در شهر نشانه وضعيت اقتصادي و اجتماعي
 
سازنده و نحوه تفكر و نگرش او به مسايل مختلف است.
 
نماي شهري در واقع تركيبي از اجزا متفاوت است كه بر اساس
 
اتفاقاتي كه در خيابان‌ها ومعابر مي‌افتد شكل مي گيرد.
 
اين اجزا در صورت رعايت مسايلي كه پيش از اين نيز به آن پرداخته
 
شد مي‌توانند با يكديگر نقاط اشتراك جالبي داشته باشند كه نمي توان
 
 
وجود آنها را نفي كرد.
 
 
 
 

 

+ نوشته شده توسط شهروز اکبریان در چهارشنبه ششم خرداد 1388 و ساعت 8:10 |
 

میدان آزادی

 

میدان آزادی با وسعتی در حدود ۱۵ هزار مترمربع بزرگ ترین میدان

در میان کشورهای خاورمیانه است. این برج که به نام برج شهیاد

معروف است اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال۱۹۷۹

به دلیل اجتماعی که مردم در استقبال از آیت الله خمینی در بازگشت از

پاریس به تهران در این میدان انجام داده بودند و سرانجام ۱۰ روزپس

از آن به سرنگونی حکومت پیشین انجامید، به میدان آزادی تغییر نام

داد. هرچند نام میدان شهیاد به آزادی تغییر کرده اما هنوز بسیاری از

ایرانیان به خصوص مهاجران ایرانی این میدان را به نام شهیاد می

شناسند

برج شهیاد در سال ۱۳۴۹خورشيدی توسط حسین امانت معمار ایرانی

که حالا شهروند و ساکن کانادا است، ساخته شد. در آن سال آقای امانت

دانشجوی ۲۶ ساله ای بود که ماموریت یافت به مناسبت یادبود جشنهای

۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران، میدانی در پایتخت طراحی کند که نماد

“ایران مدرن” و نشان “دروازه تمدن بزرگ” در قرن بیستم باشد. در

سال ۱۳۴۵خورشیدی طرح یک نماد معرف ایران بین معماران ایرانی

به مسابقه گذاشته شد که در نهایت طرح آقای امانت‌، بیست و شش ساله

از دانشگاه تهران برنده و برای ساخت انتخاب شد. عملیات بنای برج

آزادی در یازدهم آبان ۱۳۴۸ خورشيدی آغاز و پس از بیست و هشت

ماه کار‌، در ۲۴ دیماه ۱۳۵۰ با نام برج شهیاد به بهره برداری رسید.

در روز افتتاح برج این میدان، محمدرضا شاه به همراه همسرش در

میدان شهیاد حضور یافتند و برای نخستین بار با افتخار منشور کورش

کبیر که نخستین نوشتارحقوق بشری جهان است در این مکان پرده

برداری شد. این اثر تاریخی حدود ۲۵۵۰ سال پیش به فرمان کوروش

کبیر کتیبه شده و هم اکنون در موزه بریتانیا در لندن نگهداری می شود.

رونمایی از منشور دوهزار پانصد ساله کوروش در بنای برج پیوندی

بود میان تاریخ باستان ایران و دنیای توسعه یافته و صنعتی که شاه

وعده آن را می داد. گرچه وعده قرار گرفتن ایران در جمع کشورهای

صنعتی محقق نشد اما دیری نگذشت که برج آزادی در ایران، نمونه‌ای

از نماد و نشانه‌های شهری شد که معماری شاخص آن تلفیق طاق‌های

معماری قبل و بعد از اسلام و تبدیل آن به نمادی مدرن و چشم نواز بود

مساحت زیر بنای این میدان، حدود ۷۸ هزار مترمربع است و بنای آن

به صورت دروازه‌ای به ارتفاع حدود ۴۵ متر ساخته شده است که پنج

متر آن داخل زمین فرو رفته است‌. طاق آن از زمین، ۲۳ متر فاصله

دارد و دارای هشت بخش مجزا است‌. عرض پایه این بنا ۶۶ متر است

و ساختن آن ۳۰ ماه زمان برده است‌. در محوطه میدان‌، ۶۵۰۰۰

مترمربع، به صورتی زیبا باغچه‌بندی و گل کاری شده است‌. در

ساختمان آن ۲۵۰۰۰ قطعه سنگ به کار رفته و ۹۰۰ تن آهن مصرف

شده‌است‌.

مجموعه فرهنگی آزادی، متشکل از چند بخش در طبقه تحتانی برج

آزادی قرار دارد و شامل موزه‌، کتاب‌خانه‌، واحد سمعی و بصری‌، سالن

نمایشگاه‌، سالن اجتماعات ،سالن برگزاری کنسرت و کنفرانس است‌.

مجموعه فرهنگی با ۵۰۰۰ مترمربع در بر گیرنده برج اصلی نیز

هست‌. کتاب‌خانه مجموعه، با مساحتی حدود ۲۷۱۵ مترمربع و بیش از ۵۰۰۰۰

 جلد کتاب‌، بسیار مجهز است و کتاب‌خانه محققان و مؤلفان نیز، با

مساحت ۲۴۳ مترمربع، مکانی است که از طریق ۳۰ دستگاه کامپیوتر

به شبکه‌های اطلاع‌رسانی داخلی و خارجی متصل است‌.

یکی از ویژگی‌های موزه این بنا وجود تکه سنگی از کره ماه است که

ریچارد نیکسون‌، رئیس جمهور سابق امریکا، در سفر به ایران به این

موزه اهدا کرده است‌.

 

 

معماری شهر دزفول

 

شهر دزفول یكی از قدیمی‌ترین و در عین حال جذاب‌ترین شهر آجری

ایران است كه از این نظر مورد توجه بسیاری از كارشناسان قرار

گرفته است.

در فضاهای معنوی شهر دزفول مثل مساجد، مقبره، مدرسه علاوه

برآجر از كاشی نیز استفاده شده كه در مورد منازل مسكونی كاشی

كاری وجود ندارد و در معماری ایرانیان مذهب نقش اساسی داراست .

"غلامرضا نعیما" كارشناس ارشد معماری گفت : دزفول یكی از

زیباترین شهرهای دنیاست.این شهر دارای یك هنر شهودی و عرفانی

كه نشان‌دهنده ...

وی ادامه داد: خوزستان بیش از ‪ ۱۰۰‬سال است كه مشكلات خاص خود

آن هم به دلیل ذخایر نفت ،گاز و ... داراست . این استان كه تمدن

ایرانیان در آنجا قراردارد ، همیشه مورد هجوم بیگانگان قرار گرفته

است.

نعیما با اشاره به این مطلب كه در شهر دزفول آجر را می‌پختند و آن را

لعاب می‌دادند، ادامه داد: البته ایلامی‌ها پختن آجر را از بابل‌ها یاد

گرفتند و از این طریق ساختن گنبد و طاق به دنیا عرضه كردند.

وی افزود : كلمه دزفول از كلمه دژپل (دو كلمه دژ و پل )گرفته شده كه

در واقع پل همان پل است و دژ را به این دلیل می‌گفتند كه در دو سر پل

دژبان‌هایی وجود داشت كه اسیران را در آنجا نگه داری می‌كردند ،بعد

از گذشت زمان به دلیل اینكه در زبان عربی كلمه (ژ - پ) وجود

نداشت به كلمه دزفول تغییر یافت.

نعیما گفت: خانه‌ها در شهر دزفول معمولا در ابتدای رودخانه‌ها ساخته

می شد و چون آفتاب در این خطه زیاد بود مردم خانه هایشان را پشت

به خورشید می‌ساختند و این باعث كوچك شدن سطح خانه‌ها و افزایش

ارتفاع خانه‌ها می شد.

وی با بیان این مطلب كه آجرهای خانه‌ها در دزفول با همان ضخامت

دارای نقش كالبدی و تزئینی است،ادامه داد: محله قلعه یكی از

قدیمی‌ترین محله‌های دزفول است كه در آنجا خانه‌ها به صورت پلكانی

ساخته شده و حجم خانه‌ها در هم تنیده شده است و كوچه‌ها با شیب

خاصی به سمت رودخانه می‌روند .

این كارشناس معماری با اشاره با این مطلب كه خانه‌های شهر دزفول

تحت تاثیر معماری ساسانی بوده است،ادامه داد:در شهر دزفول در

فضاهای معنویشان مثل مساجد، مقبره، مدرسه علاوه بر آجر از كاشی

نیز استفاده شده كه در مورد منازل مسكونی كاشی كاری وجود ندارد و

در معماری ایرانیان مذهب نقش اساسی داراست .

بر این اساس توجه به بافت تاریخی این شهر و تلاش برای حفظ و

نگهداری میراث موجود در دزفول از وظایف مهم و خطیر میراث

فرهنگی كشور و به خصوص نهادهای صنعتی و غیر صنعتی این شهر

است.

+ نوشته شده توسط شهروز اکبریان در چهارشنبه ششم خرداد 1388 و ساعت 7:56 |

معماری قاجار و بنای شمس العماره

   
 
 
اساسا به چه نوع معماریی، معماری دوره قاجار گفته می شود.؟
 
معماری دوره قاجار، با توجه به خود معماران و شاید کارفرماها در
 
شهرهای مختلف و بر اساس اقلیم آن شهرها متفاوت است. مثل تمام
 
دوران ها، در مناطق بیابانی و کویری به یک شکل بوده، و در مناطق
 
کوهستانی به شکل دیگر. غرب و شرق و شمال و جنوب از لحاظ
 
معماری با هم متفاوت بودند، هر چند مربوط به یک دوره باشند. این
 
یک قاعده است و ما وقتی بناها را با هم مقایسه می کنیم بیشتر متوجه
 
این تفاوت ها می شویم. به عنوان مثال مصالح یکی از موارد تاثیر گذار
 
در معماری هر منطقه بوده است. مثلا در مناطق کویری بر اساس
 
مصالحی که آن منطقه دارد از «کاه گل»‌استفاده شده است، و وقتی به
 
شهرستانک می روید بناها و مصالح متفاوت می شود. و یا در تهران به
 
خاطر این که پایتخت هم بوده نه تنها مصالح تغییر می کرده، که از
 
بهترین معماران نیز استفاده می شده است. معماری دوره قاجار در کنار
 
تاثیرپذیریی که از معماری دوره اسلامی داشته، یک سری ابتکاراتی هم
 
به خرج داده است.
 
مثلا در دوره قاجار برای پوشش بام، نیاز به یک سری ابتکاراتی
 
داشتند و با توجه به دهانه ساختمان و مصالحی که داشتند این ابتکارات
 
را به خرج می دادند. در دوره قاجار اگر توجه کنید متوجه می شوید که
 
بیشتر از پوشش شیروانی استفاده شده است تا بتوانند دهانه های بزرگ
 
را هم پوشش بدهند. مثلا در مجموعه کاخ گلستان، «سفره خانه» را
 
داریم که دهانه آن 16 متر است. معماری آن زمان تا آن موقع چنین
 
دهانه وسیعی نداشته است و فلز هم موجود نبود تا از آن طریق این
 
دهانه پوشش داده بشود. اما وقتی به عقب بر می گردیم، به زمان
 
معماری اسلامی و حتی قبل تر، می بینیم که پوشش ها را به شکل گنبد
 
در می آوردند. برای این کار ضلع های دهانه را آن قدر زیاد می
 
کردند، مثلا اگر چهار ضلعی بود، هشت ضلعی می کردند یا هشت را
 
شانزده تا به دایره نزدیک بشود و بتوانند گنبد را روی آن سوار کنند.
 
 آن چه که از شکل شمس العماره می توان تشخیص داد این است که
 
معماری آن کمی از معماری اسلامی فاصله گرفته و تا حدودی از
 
معماری غربی تاثیر پذیرفته. و البته این به جا هم بوده زیرا در زمان
 
ناصرالدین شاه این تاثیرپذیری وجود داشته است.
 
تاثیراتی که در آن دوران (قاجار) از معماری اروپا و غرب گرفته شد،
 
تاثیراتی در فرم معماری است و در روش کار و ساخت بنا تاثیری
 
نگذاشته است. ناصرالدین شاه در سفری که به اروپا داشته است با
 
مشاهده ساختمان های بلند و بعدها عکس های آنها علاقه مند می شود
 
که یک بنایی مثل آن ساختمان ها بسازد. اما در این میان نکته جالب
 
توجه این است که معمار ایرانی دانش اروپایی ها را نداشته است، و این
 
دانش را خودش به وجود می آورد که چگونه می تواند ساختمان به این
 
به وجود بیاورد آن هم با توجه به مصالحی که ما در ایران
 
داشتیم و این که چگونه می توان با مصالح سنتی مان پنج طبقه ساختمان
 
را روی هم بنا کنند. اما این کار را یک معمار ایرانی انجام داد به نام
 
«محمد کاشی»، و به هیچ وجه از مهندس و معمار اروپایی استفاده نشد.
 
آن زمان، زمانی بود که تازه فلز وارد ایران شده بود و بنا بر گفته های
 
دیگران شمس العماره اولین بنایی بود که در آن از فلز استفاده شده
 
است.
 
باقی خانه ها از «توفان» و چوب و کاه گل استفاده می کردند. از آن
 
جایی که ما در ایران تا آن زمان بنایی به این بلندی نداشته ایم در شمس
 
العماره برای سوار کردن طبقات از شیروانی استفاده کرده اند. که
 
صرفا برای تفکیک طبقات استفاده شده است. نکته جالب این معماری
 
در همین است. برای نگهداری ساختمان از «خرپا» استفاده کرده اند و
 
بعد بالای آن خرپا را سطح مسطح گذاشتند که طبقه بالایی را روی آن
 
بنا کنند. این از نکات بسیار بسیار جالب معماری شمس العماره است
 
در واقع آن جا از «خرپا» برای برپایی صرفا شیروانی ای که بارش
 
باران و برف را هدایت کند استفاده نشده است و از این طریق می
 
خواستند فشاری که از بالا هدایت می شده را به دیوارها منتقل کنند. این
 
خیلی جالب است که در آن زمان به وسیله چند چوب و خرپایی که بنا
 
کرده اند طی محاسباتشان آن را به شکلی قرار داده اند که تا امروز این
 
ساختمانرا برپا نگه داشته است. برای ساخت اتاق های طبقه بالاتر نیز
 
از تکنیک معماری مناره استفاده شده است. شما اگر به مناره های
 
مساجد نگاه کنید متوجه این موضوع می شوید که در ابتدای مناره از
 
قطرها بزرگ استفاده کرده اند و هر چه قدر که بالاتر رفته اند قطر
 
دیوارها کمتر می شود. این به خاطر ایجاد وزن کمتر روی مناره است،
 
چون آنها حساب زلزله را هم می کردند و از این طریق استحکام بنا را
 
بیشتر می کردند. در شمس العماره نیز چنین کاری انجام داده اند، و هر
 
چه قدر ساختمان به طرف بالا می رود جمع تر می شود. یعنی یک
 
سری محاسبات مقاومت در برابر زلزله هم انجام داده اند. باید اعتراف
 
کنم که ما امروز هم در محاسباتمان راجع به این که آنها چگونه فکر می
 
کردند حیران می مانیم. این خیلی عجیب است که چگونه یک بنای پنج
 
طبقه ای مثل شمس العماره را با مصالح سنتی مثل آجر، کاه گل و
 
ساروج بنا کرده اند و تا امروز هیچ چیز نتوانسته آن را تخریب کند.
 
معماری دوران قاجار با معماری دوران زندیه چه تفاوت هایی داشته
 
است؟
 
معماری دوران زندیه با معماری دوره قاجاریه خیلی بهم نزدیک اند
 
طوری که در دوران قاجار تخت مرمر را که می سازند، «آقا
 
محمدخان» دستور می دهد به شیراز بروند و قصر وکیل را ویران کنند
 
و تمام اجزا و تزیینات آن را به آن جا بیاورند و نصب کنند. ستون ها و
 
درهای خاتمی که در تخت مرمر می بینید مربوط به همان دوران است.
 
در زمان قاجار ما آینه کاری های زیادی می بینیم که در زمان زندیه
 
خیلی کمتر استفاده می شده است. کاشی کاری را که ابتدا در هر دو
 
دوران داشتیم ولی نوع آن فرقی می کرده است. مثلا در زمان قاجار
 
رنگ «زرد» رنگ شاخص کاشی های آن دوره بوده است. یعنی شما
 
با دیدن رنگ زرد در کاشی می فهمید که این کاشی قاجاری است. در
 
حالی که رنگ شاخص کاشی در دوره زندیه‌ «صورتی» است. ولی از
 
لحاظ ظرافت کاشی ها در دوره قاجار، طراحی آنها کمی ضعیف تر می
 
شود. البته مواردی را داریم که خیلی خوب هم کاشی کاری شده اند، مثل
 
مسجد «سپه سالار» که کاشی کاری قاجاری با کیفیت و ظریفی دارد.
 
کاشی کاری هفت رنگ شمس العماره خیلی کیفیت عالی ندارد. ولی
 
حجاری های دوره قاجار بسیار عالی بود و حجارهای قابلی داشتند.
 
البته از قبل هم حجاری در ایران بود، و کسانی بودند که این کار را می
 
کردند، اما در دوره قاجار، به خصوص ناصرالدین شاه هنرمندان بسیار
 
خوبی در بخش حجاری وجود داشتند و خیلی ظریف و عالی کار می
 
کردند. منفکر می کنم برجسته ترین هنرمندان آن زمان که روی ابنیه ها
 
کار می کردند حجارها بودند. در کنار حجارها، هنرمندان خوبی هم
 
بودند که روی چوب خاتم کاری و معرق کاری می کردند. اینها جزو
 
هنرهای بسیار خوب زمان قاجار بود. در کنار آینه کاری گچ بری هم
 
در کاخ شمس العماره استفاده شده است. نقاشی های بسیار خوبی هم از
 
آن زمان به جا مانده است که در زمان قاجار صورت می گرفته و
 
بسیار عالی بودند.

 
 آیا نامی از هنرمندان این کارها هم ذکر شده است؟
 
 در این بنا (شمس العماره) تنها نام معمار آمده است، و نام هنرمندان
 
دیگر به ندرت ذکر شده است. در واقع در زمان قاجار به ندرت دیده
 
شده است که نام هنرمندان دیگر روی بنا ذکر شده باشد، مگر این که
 
روی کارشان نامشان ذکر شده و به ثبت رسیده باشد. اما در شمس
 
العماره غیر از چند نمونه معدود نامی از هنرمندان تزیینی کاخ نیامده
 
است.

 در معماری دوره اسلامی با شکلی از بنای ساختمان به صورت بداهه
 
مواجه هستیم. با توجه به این موضوع که شمس العماره از لحاظ
 
معماری کمی با معماری اسلامی متفاوت است، آیا هنگام ساخت آن نقشه
 
ایی هم طراحی شده بود؟
 
ناصرالدین شاه سفری به اروپا داشته و در بازگشتش به ایران بنایی را
 
با ارتفاع زیاد درخواست می کند ( همان گونه که در اروپا دیده بود).
 
ولی مشخصه آن را که چگونه و چه شکلی بایدداشته باشد ذکر نمی کند.
 
در کنار این موضوع معماران ما در آن زمان از ابتدا می دانستند که چه
 
چیزی می خواهند بسازند و چیزی را روی کاغذ نمی آوردند. در واقع
 
انتهای کار در ذهنشان بود و شاید در ابتدای کار چهار تا خط هم می
 
کشیدند، اما انتهای کار را می دانستند و آن خط ها هم هیچ گاه نمی
 
توانست حکم نقشه را داشته باشد. معماری آن زمان معماری ای بود که
 
به واسطه روش کار به استاد کار توضیح داده می شد که چگونه عمل
 
کند، نه با نقشه و این قبیل چیزها.

شمس چقدر ارتفاع دارد؟
 
ارتفاع این بنا بدون حساب کلاه فرنگی 25 متر و با کلاه فرنگی 30
 
 متر است. و ما تا آن زمان در تهران چنین بنای بزرگی نداشتیم. در
 
ضمن شمس العماره بلندترین بنای این مجموعه، یعنی کاخ گلستان نیز
 
هست. خصوصا آن زمان که دود و آلودگی نبوده و وقتی داخل کلاه
 
فرنگی می نشستند می توانستند کل تهران را ببینند. در حال حاضر هم
 
وقتی به کلاه فرنگی می روید می توانید همه جار را ببینید.
 
عمارت شمس العماره به چه منظور ساخته شد و اساسا کارکرد آن چه
 
بود؟
فضایی که ما اکنون در مجموعه کاخ گلستان شاهد آن هستیم، بر اساس
 
همان اصطلاح آن زمان که فضای اندرونی و بیرونی گفته می شد،
 
فضای بیرونی است و فضای اندرونی برای خانواده بود و فضای
 
بیرونی برای مهمان. اندرونی که حرم سرا هم شامل آن می شده همان
 
بخشی است که در حال حاضر وزارت دارایی در آن قرار دارد که
 
تخریب شده و چیزی از آن باقی نمانده است. در بیرونی بیشتر مسایل
 
تشریفاتی برای مهمان ها در نظر گرفته شده است.
 
شمس العماره هم به همین منظور ساخته شد و جالب است بدانید در
 
پشت عمارت دری وجود دارد که به خیابان ناصرخسرو منتهی می شد.
 
در واقع، در مجموعه کاخ گلستان بناهای موجود بر اساس یک
 
کارکردی ساخته شده اند. مثلا عمارت بادگیر (که البته قبلا هم در
 
معماری ما وجود داشت) از چندین مناره تشکیل شده است که در قسمتی
 
به واسطه وجود دریچه های ضربدری ما را به داخل ساختمان هدایت
 
می کرده و به نوعی تهویه هوا بوده است. از این عمارت برای
 
روزهای تابستان استفاده می کردند. مثلا تاج گذاری مظفرالدین شاه به
 
خاطر این که در تابستان بوده و در عمارت بادگیر صورت گرفته است.
 
به خاطر همین غیر از تابستان در فصل های دیگر دلیلی نداشته که از
 
آن جا استفاده کنند. اما شمس العماره یک چنین چیزی نداشت. شمس
 
العماره برای تشریفات مهمان ها استفاده می شده و بیشتر از طبقات
 
پایین آن استفاده می کردند. و طبقات بالایی بیشتر به خاطر این ساخته
 
شده بود که می گویند عصرها ناصرالدین شاه از طریق آن به کلاه
 
فرنگی می رفته و در حالی کهبستنی ای می خورده اطراف را هم نگاه
 
می کرده و بیشتر جنبه تفرج گاه داشته تا رفت وآمد. چون رفت و آمد
 
آن هم خیلی سخت است و پله های خیلی مرتفعی دارد که حدود چهل
 
یاچهل و پنج سانت است. البته این هم دلیل داشته با توجه به عرضی که
 
این پله ها دارد باید به پاگردها و پله ها یکسان می اندیشیدند به خاطر
 
همین اگر می خواستند ارتفاع پله ها را کمتر کنند مجبور می شدند که
 
عرض پله ها را زیاد کنند که به آنها جواب نداده است.
 
در شمس العماره برای ورود به تالار اصلی از گوشواره استفاده شده
 
است که مشابه آن را در عمارت خلوت کریم خانی هم می بینیم. چرا در
 
شمس العماره با این که رو به روی عمارت ایوانی ساخته شده باز هم
 
در گوشواره استفاده کردند؟
 
همان طور که می دانید دو تا گوشواره دارد که در دو طرف بنا قرار
 
دارد و تالار و فضای اصلی وسط این گوشواره های قرار گرفته است.
 
ما مشابه این معماری را در تخت مرم داریم که از دوران زندیه باقی
 
مانده است و این همان تاثیری است که معماری دوره قاجار از زندیه
 
گرفته است. در تخت مرمر یک ایوانی را می بینید که از دو طرف به
 
وسیله گوشواره ها به این ایوان راه دارد. همین شکل معماری را در
 
عمارت بادگیر هم داریم. در واقع سه عمارت با یک شیوه معماری:
 
تخت مرمر یا همان خلوت کریم خانی که برای دوران زندیه است،
 
عمارت بادگیر که فتحعلی شاهی است و شمس العماره که در زمان
 
ناصرالدین شاه ساخته می شود. اما گفتنی است که ابتدا وقتی ناصرالدین
 
شاه این عمارت را می سازد به تبعیت از معماری غربی ورودی اصلی
 
از طریق پله هایی که در مقابل ایوان ساخته شده بودند انجام می گرفته
 
با این که گوشواره ها هم بودند. ولی وقتی از حیاط می آمدید از طریق
 
پله های وسیعی که جلوی ایوان قرار داشته وارد تالار اصلی می شدید.
 
همان زمان با توجه به این که همیشه فرهنگ بر روی معماری ما تاثیر
 
گذاشته است این پله ها را حذف می کنند تا کسی مستقیما وارد فضای
 
اصلی نشود. این مساله در خانه های معمولی هم رعایت می شده است.
 
وقتی وارد این خانه ها می شوید ابتدا یک هشتی وجود دارد، و این
 
هشتی طوری ساخته شده است که وقتی شما وارد آن می شوید نمی
 
توانید داخل ساختمان را ببینید، و حتما باید از داخل هشتی عبور کنید تا
 
داخل را ببینید. در عمارت شمس العماره به جای آن هشتی از این
 
گوشواره ها استفاده شده که همان کارایی را دارد.
 
از آن جایی که عمارت شمس العماره جهت دار است، گوشواره های
 
شمالی و جنوبی دارد، و از یکی از گوشواره ها مسیری دارد که می
 
توانید از طریق آن وارد طبقات بالاتر شوید. این هم دلیل داشته است.
 
زمین شمس العماره مستطیل کامل نیست و یک مقداری قناسی دارد.
 
همین کجی باعث شد تا در آن قسمتی که عرض بیشتر دارد پله ها را
 
بگذارند و از بقیه فضا برای ساختن اتاق ها استفاده کنند. به خاطر
 
همین برای رفتن از این طرف شمس العماره به آن طرف در طبقات
 
بالایی باید از پشت بام ها بگذریم.
 
با توجه به این نکته که شمس العماره بر اساس بعضی از طرح های
 
ساختمان های مرتفع اروپایی ساخته شده، اما از مصالح سنتی در آن
 
استفاده شده است.  چرا؟
 
مصالحی که در ساختن شمس العماره از آن استفاده شده است عبارتند
 
از آجر ، خشت، کاه گل، ساروج و... که ساروج نوعی ملات ترکیبی
 
از گرد آهک خالص _ خاکستر _ ماله بادی و مقدار کمی لویی (گل نی)
 
بوده است و خیلی محکم عمل می کرده و شاید استحکام آن به اندازه
 
سیمان باشد. از آهک در معماری شان خیلی استفاده می کردند،
 
مخصوصا در پی ساختمان ها، چون این شفته آهک باعث استحکام
 
بیشتر ساختمان می شود و هر چه رطوبت به آن بخورد محکم تر می
 
شود. بر خلاف گچ که هر چه رطوبت به آن بخورد زودتر از بین می
 
رود. مثلا ما در حمام هایمان آهک بری داریم و این به خاطر همان
 
رطوبت است که باعث استحکام هر چه بیشتر آهک می شود. از دیگر
 
مصالح استفاده شده چوب است که حتی برای اتصال دیوارها نیز از
 
چوب استفاده می کردند. روی پوشش هایشان از ورق استفاده می کردند
 
که به صورت مس بوده و آن را به وسیله کوبیدن به دست می آوردند.
 
البته جلوتر و در زمان پهلوی از ورق گالوانیزه استفاده می کردند.

سوالی که این جا پیش می آید این است که شمس العماره تماما در نمای
 
بیرونی از آجر استفاده شده است. آجر از چه زمانی وارد مصالح
 
ساختمانی ما شده است؟

ساخت آجر به سال های بسیار دور باز می گردد. چادرنشین هایی که
 
در کنار رودها به کار گله داری مشغول بودند می دیدند که در اثر نفوذ
 
آتش گل های کنار آتش پخته شده و در واقع نحوه پیدایش آجر چنین بوده
 
است. هم زمان در ساخت برج بابل خشت زدن و پختن آجر به وسیله
 
بابلی ها ابداع شد و به همین سبب نام آجر که یک واژه بابلی است در
 
اغلب زبان ها به همین نام مشهور گشت؛ سپس توسط کلدانی ها پخت
 
آجر به تکامل رسید. قابل ذکر است که آجرهای اولیه بدون قالب و نظیر
 
بالش ساخته می شدند. بنای «چغازنبیل» مربوط به 1250 سال قبل از
 
میلاد، اسکلت اش از آجر و سنگ و خشت است. به طور کلی صنعت
 
آجرپزی در عهد پیش از هخامنشی در ایران تکامل یافت و در دوره
 
هخامنشی پخت آجرهای لعاب دار معمول گردید. ودر دوره سلجوقی از
 
آجر به عنوان مصالح اصلی برای کلیه بناهایی چون کاروانسراها، آب
 
انبارها، بناهای شاهی، مساجد، برج ها و مقبره ها استفاده می شده
 
است. آجر در دوره ایلخانی‌ برای پوشش طاق ها و گنبد ها استفاده می
 
شده و در دوره های بعدی نیز به عنوان مصالح اصلی در بناهای
 
ایرانی کارکرد داشته که همچنان هم ادامه دارد.

با توجه به سطح مسطح شمس العماره چرا در ساختن این عمارت گنبد
 
که از نشانه های معماری اسلامی است حذف شده و دیگر اثری از آن
 
نیست؟ 
 
بنا کردن گنبد کار خیلی مشکلی است، و ما امروز کسانی که بتوانند
 
گنبد را بنا کنند نداریم و اگر باشند هم خیلی عده کمی هستند و همه آنها
 
پیر شده اند. به هر حال گنبد زدن یک سری محاسباتی می خواهد که
 
شاید همه ما بتوانیم روی کاغذ بیاوریم، اما اجرای بسیار دشواری دارد.
 
وقتی می خواستند مسجد دانشگاه شریف را بسازند، قصد بنا کردن
 
گنبدی را داشتند که خیلی به شکل بر می خورند. نهایتا رفتند و یک
 
استاد کار آوردند تا بتواند این کار را انجام بدهد. البته در این مجموعه
 
هم گنبد وجود دارد، مثل «تالار سلام» که از این پوشش استفاده شده
 
است ولی کاملا گنبد نیست و روی آن را پوشش شیروانی زده اند. البته
 
شیروانی راحت تر آب را هدایت می کند و نیازی به رسیدگی ندارد.
 
گنبد به لحاظ عایق کردن بسیار دشوار است و با عایق های قیرگونی
 
نمی توان آن را عایق کرد. در پوشش شیروانی دوره قاجار آب از
 
طریق شیروانی ها به راحتی حرکت می کرده و از طریق ناودان هایی
 
ورقی به زمین هدایت می شده است و در جایی که این پوشش ورق را
 
نداشتند، مثل زمان زندیه از فضایی با پوشش سنگی استفاده می کردند.

 ما می توانیم شمس العماره را آخرین اثر معماری ایرانی و سرآغاز
 
معماری تاثیر گرفته از غرب بدانیم؟ 
 
تقریبا البته باید بدانیم که آیا آخرین بنا بوده یا نه. ولی می توانیم آن را
 
سرآغاز معماری تاثیر گرفته از غرب بدانیم. چون قبل از آن عمارت
 
بادگیر را داریم که کاملا یک معماری ایرانی است. ما قبلا در معماری
 
ساختمانهایمان از ستون های سنگی و گچی استفاده می کردیم، ولی در
 
شمس العماره حتی ستون فلزی داریم، و این دقیقا برمی گردد به همان
 
زمانی که فلز وارد معماری اروپایی می شود. در معماری قبل از شمس
 
العماره برای ساختن حفاظ ها از چوب استفاده می کردند، ولی در شمس
 
العماره ریخته گری و چدن استفاده شده است. اینها به ما نشان می دهد
 
که این عمارت به شدت از غرب تاثیر گرفته است. همین ارتفاع دادن
 
به ساختمان یکی دیگر از نشانه های این تاثیرپذیری است. در واقع در
 
زمان قاجار هنر و فرهنگ ایران شروع به تاثیر پذیری از غرب می
 
کند. مثل نقاشان و دیگر هنرمندان ما در آن زمان. مثل کمال الملک که
 
به اروپا می رود و پرسپکتیو را وارد نقاشی ما می کند. شمس العماره
 
هم شروع این تاثیرپذیری است ولی همچنان بر خلاف کاخ ابیض،
 
معماری آن ایرانی است.
 
ساختن این عمارت چقدر به طول انجامیده است؟ 
 
 معیرالممالک به وسیله معماران و استادکاران آن زمان به مدت
 
دوسالیعنی از سال 1282 ه.ق ساخت این عمارت را شروع کرده و تا
 
سال
128۴
 ه.ق به طول می انجامد. این بنا حدود 140 سال پیش ساخته
 
شده است. 

 مرمت این کاخ از چه زمانی آغاز شد، و برای مرمت آن چه کارهایی
 
انجام دادند؟ 
 
 
طبق مدارک و تصاویر و عکس هایی که دیده شده و گزارش های
 
مکتوب مرمت این جا تقریبا مربوط به سال 1360 است. البته قبل از
 
این هم یک دوره ای مرمت شده است، ولی نه به آن صورت، در دهه
 
60 یک سری کار اساسی روی آن انجام می دهند. بخش هایی که داشته
 
تخریب می شده را دوباره بازسازی کردند و در بخش هایی با تیر آن
 
از فرو ریختن دیوارها جلوگیری می کنند. برج ساعت در حال ویرانی
 
بوده که محتویات داخلی اش را فلز می کنند و دوباره دورش را آجر می
 
چینند.
 
آن بخشی که پوشش چوبی داشته را تعویض می کنند و طاق ضربی می
 
کنند. این کارها در سال های 60 تا 65 انجام می گیرد. بخش مرمت
 
این کاخ هم در همان زمان انجام گرفت و بعد از آن کار خاصی روی
 
آن انجام نشد. تا سال 1377 یا 78 که یک سری پله هایی که در زمان
 
پهلوی به بنا اضافه شده بود (مقابل ایوان) حذف کردند. چون اصلا به
 
معماری این بنا هم نمی خورد. بعد از حذف این پله ها طبق همان کاشی
 
هایی که در زمان قاجار بعد از حذف آن پله های ابتدایی روی دیوار
 
کار شده بود آن مقدار کاشی را که در انبار داشتیم نصب کردیم، و بقیه
 
را نیز سفارش دادیم تا به همان شکل برایمان بسازند.
 
هنر ایرانی در زمان قاجار به واسطه ارتباط این دوره با غرب
 
پیشرفت چشم گیری داشته و هنرمندان زیادی در این دوران به اروپا
 
و کشورهای غربی سفر می کنند. به خاطر همین به نوعی قاجاریه را
 
سرآغاز مدرنیته در ایران می دانند. روند این پیشرفت در زمان
 
ناصرالدین شاه سریع تر می شود و هنر ایرانی گام های بلندی در
 
زمان این شاه قاجار بر می دارد.
 
 
 
 
 
+ نوشته شده توسط شهروز اکبریان در چهارشنبه ششم خرداد 1388 و ساعت 7:50 |
 

مزایا و معایب ساختمانهای فلزی

   

                                                                          
احداث ساختمان بمنظور رفع احتیاج انسانها صورت گرفته و مهندسین ،

معماران مسئولیت تهیه اشکال و اجراء مناسب بنا را برعهده دارند ،

محور اصلی مسئولیت عبارت است از :

 

الف ) ایمنی

 

ب ) زیبائی

 

ج) اقتصاد

 

با توجه به اینکه ساختمان های احداثی در کشور ما اکثرا" بصورت

فلزی یا بتنی بوده و ساختمانهای بنایی غیر مسلح با محدودیت خاص

طبق آئین نامه 2800 زلزله ایران ساخته میشود . آشنایی با مزایا و

معایب ساختمانها می تواند درتصمیم گیری مالکین ، مهندسین نقش

اساسی داشته باشد .

 

 

مزایا ی ساختمان فلزی :

 

 

·        مقاومت زیاد : مقاومت قطعات فلزی زیاد بوده و نسبت مقاومت

به وزن از مصالح بتن بزرگتر است ، به این دهانه های بزرگ سوله

ها و ساختمان های مرتفع ، ساختمانهائی که برزمینهای سست

قرارمیگیرند ، حائز اهمیت فراوان میباشد . 

·        خواص یکنواخت : فلز در کارخانجات بزرگ تحت نظارت

دقیق تهیه میشود ، یکنواخت بودن خواص آن میتوان اطمینان کرد و

خواص ان بر خلاف بتن با عوامل خارجی تحت تاثیر قرار نمی گیرد ،

اطمینان در یکنواختی خواص مصالح در انتخاب ضریب اطمینان

کوچک مؤثر است که خود صرفه جو یی در مصرف مصالح را باعث

میشود .

·        دوام : دوام فولاد بسیار خوب است ، ساختمانهای فلزی که در

نگهداری آنها دقت گردد . برای مدت طولانی قابل بهره برداری خواهند

بود .

·        خواص ارتجاعی : خواص مفروض ارتجاعی فولاد با تقریبی

بسیار خوبی مصداق عملی دارد . فولاد تا تنشهای بزرگی از قانون

هوک بخوبی پیروی مینماید . مثلآ ممان اینرسی یک مقطع فولادی را

میتوان با اطمینان در محاسبه وارد نمود . حال اینکه در مورد مقطع

بتنی ارقام مربوطه چندان معین و قابل اطمینان نمی باشد .

·        شکل پذیری : از خاصیت مثبت مصالح فلزی شکل پذیری ان

است که قادرند تمرکز تنش را که در واقع علت شروع خرابی است

ونیروی دینامیکی و ضربه ای را تحمل نماید ،در حالیکه مصالح بتن

ترد و شکننده در مقابل این نیروها فوق العاده ضعیف اند. یکی از

عواملی که در هنگام خرابی ،عضو خود خبر داده و ازخرابی ناگهانی

وخطرات ان جلوگیری میکند.

·        پیوستگی مصالح : قطعات فلزی با توجه به مواد متشکه آن

پیوسته و همگن می باشد و ولی در قطعات بتنی صدمات وارده در هر

زلزله به پوشش بتنی روی سلاح میلگرد وارد میگردد ، ترکهائی که در

پوشش بتن پدید می آید ، قابل کنترل نبوده و احتمالا" ساختمان در پس

لرزه یا زلزله بعدی ضعف بیشتر داشته و تخریب شود .

·        مقاومت متعادل مصالح : مقاومت مصالح فلزی در کشش و

فشار یکسان ودر برش نیز خوب و نزدیک به کشش وفشار است .در

تغییر وضع بارها، نیروی وارده فشاری ، کششی قابل تعویض بوده و

همچنین مقاطعی که در بار گذاری عادی تنش برشی در انها کوچک

است ، در بارهای پیش بینی شده ،تحت اثر پیچش و در نتیجه برش

ناشی از ان قرار میگیرند . در ساختمانهای بتنی مسلح مقاومت بتن در

فشار خوب ، ولی در کشش و یا برش کم است. پس در صورتی که

مناطقی احتمالآتحت نیروی کششی قرار گرفته و مسلح نشده باشد تولید

ترک و خرابی مینماید.

·        انفجار : در ساختمانهای بارهای وارده توسط اسکلت ساختمان

تحمل شده ، از قطعات پرکننده مانند تیغه ها و دیواره ها استفاده نمی

شود . نیروی تخریبی انفجار سطوح حائل را از اسکلت جدا می کند و

انرژی مخرب آشکار میشود ، ولی ساختمان کلا" ویران نخواهد گردید .

در ساختمانهایی بتن مسلح خرابی دیوارها باعث ویرانی ساختمان

خواهد شد .

·        تقویت پذیری و امکان مقاوم سازی : اعضاء ضعیف ساختمان

فلزی را در اثر محاسبات اشتباه ، تغییر مقررات و ضوابط ، اجراء

و .... میتوان با جوش یا پرچ یا پیچ کردن قطعات جدید ، تقویت نمود و

یا قسمت یا دهانه هائی اضافه کرد .            

·        شرائط آسان ساخت و نصب : تهیه قطعات فلزی در

کارخانجات و نصب آن در موقعیت ، شرایط جوی متفاوت با تهمیدات

لازم قابل اجراء است .                 

·        سرعت نصب : سرعت نصب قطعات فلزی نسبت به اجراء

قطعات بتنی مدت زمان کمتری می طلبد .                          

·        پرت مصالح : با توجه به تهیه قطعات از کارخانجات ، پرت

مصالح نسبت به تهیه و بکارگیری بتن کمتر است .             

·        وزن کم : ‌میانگین وزن ساختمان فولادی را می توان بین 245

تا 390 کیلوگرم بر مترمربع و یا بین 80 تا 128 کیلوگرم بر

مترمکعب تخکین زد ، درحالی که در ساختمانهای بتن مسلح این ارقام

به ترتیب بین 480 تا 780 کیلوگرم برمترمربع یا 160 تا 250

کیلوگرم برمترمکعب می باشد .

·        اشغال فضا :‌ در دو ساختمان مساوی از نظر ارتفاع و ابعاد ،

ستون و تیرهای ساختمانهای فلزی از نظر ابعاد کوچکتر از ساختمانهای

بتنی میباشد ، سطح اشغال یا فضا مرده در ساختمانهای بتنی بیشتر

ایجاد میشود

·         ضریب نیروی لرزه ای : حرکت زمین در اثر زلزله موجب

اعمال نیروهای درونی در اجزاء ساختمان میشود ، بعبارت دیگر

ساختمان برروی زمینی که بصورت تصادفی و غیر همگن در حال

ارتعاش است ، بایستی ایستایی داشته و ارتعاش زمین را تحمل کند . در

قابهای بتن مسلح که وزن بیشتر دارد ، ضریب نیروی لرزه ای بیشتر

از قابهای فلزی است .

تجربه نشان میدهد که خسارت وارده برساختمانهای کوتاه و صلب که

در زمینهای محکم ساخته شده اند ، زیاد است . درحالیکه در

ساختمانهای بلند و انعطاف پذیر ، آنهائی که در زمینهائی نرم ساخته

شده اند ، صدمات بیشتری از زلزله دیده اند . بعبارت دیگر در زمینهای

نرم که پریود ارتعاش زمین نسبتا" بزرگ است ، ساختمان های کوتاه

نتایج بهتری داده اند و برعکس در زمینهای سفت با پریود کوچک ،

ساختمان بلند احتمال خرابی کمتر دارند . عکس العمل ساختمانها در

مقابل حرکت زلزله بستگی به مشخصات خود ساختمان از نظر صلبیت

و یا انعطاف پذیری آن دارد و مهمترین مشخصه ساختمان در رفتار آن

در مقابل زلزله ، پریود طبیعی ارتعاش ساختمان است .                

 

معایب ساختمانهای فلزی :

     

·        ضعف در دمای زیاد : مقاومت ساختمان فلزی با افزایش دما

نقصان می یابد . اگر دکای اسکلت فلزی از 500 تا 600 درجه سانتی

گراد برسد ، تعادل ساختمان به خطر می افتد . 

·        خوردگی و فساد فلز در مقابل عوامل خارجی : قطعات مصرفی

در ساختمان فلزی در مقابل عوامل جوی خورده شده و از ابعاد آن

کاسته میشود و مخارج نگهداری و محافظت زیاد است .    

·        تمایل قطعات فشاری به کمانش : با توجه به اینکه قطعات فلزی

زیاد و ابعاد مصرفی معمولا" کوچک است ، تمایل به کمانش در این

قطعات یک نقطه ضعف بحساب می رسد .

·        جوش نامناسب : در ساختمانهای فلری اتصال قطعات به

همدیگر با جوش ، پرچ ، پیچ صورت میگیرد . استفاده از پیچ و مهره

وتهیه ، ساخت قطعات در کارخانجات اقتصادی ترین ، فنی ترین کار

می باشد که در کشور ما برای ساختمانهای متداول چنین امکاناتی مهیا

نیست . اتصال با جوش بعلت عدم مهارت جوشکاران ، استفاده از

ماشین آلات قدیمی ، عدم کنترل دقیق توسط مهندسین ناظر ، گران بودن

هزینه آزمایش جوش و ...... برزگترین ضعف میباشد  تجربه ثابت

کرده است که سوله های ساخته شده در کارخانجات درصورت رعایت

مشخصات فنی و استاندارد ، این عیب را نداشته و دارای مقاومت سازه

ایی بهتر در برابر بارهای وارده و نیروی زلزله است .                           

 

منابع :                                                                       

 

1.      بتن و بتن فولادی ، دکتر شمس الدین مجابی              

 

2.      رفتار و طرح لرزه ای ساختمانهای بتن مسلح و فلزی ، عباس

تسنیمی    

 

3.      طرح و محاسبات ایستائی – آرگ مگردیچیان                

 

4.      آئین نامه 2800 و بتن ایران

 

5.      سازه های فلزی ، شاپور طاحونی       

 

+ نوشته شده توسط شهروز اکبریان در سه شنبه پنجم خرداد 1388 و ساعت 23:20 |
 
نقطه صفر خانه سازی

                

گفتگو پیرامون مساله ی مسکن نبش قبر یکی از مهمترین موضوعات

معماری معاصر است که زیر سایر مباحث و منازعات معمارانه مدفون

شده است . هرچند به نظر می رسد مسئله سکونت به موضوع تکراری

و رنگ باخته محافل معماری بدل شده ولی از آنجا که مسکن یک نیاز

اجتماعی و اولویتی است مقدم بر تمام کارهای دیگر که از جانب اجتماع

به معماری تحمیل می شود.

با در نظر گرفتن این نکته که معماری مدرن با محور قرار دادن

موضوع مسکن خود را سازماندهی کرد و زیربنای خود را شکل داد ،

به گونه ای که این مساله همواره باعث تحسین معماری مدرن شده است

ولی معماری معاصر همواره تلاش کرده است با دوری جستن از این

مساله از زیر سایه معماری مدرن خارج شده و گذشته خود را فراموش

کند.

درواقع یاد آوری این مفهوم به معنای تداعی خاطرات تلخ و دوست

نداشتنی از گذشته در ذهن معماری معاصر است . به طور قطع این

اضطراب و پریشانی چندان بی پایه و اساس نیست، از اولین روزهای

آغاز مدرنیسم مسئله سکونت در قالب تضادی جنون آمیز میان سکونت

در خانه های شخصی و خانه های جمعی (آپارتمان) وجود داشته است .

ابتدا تولید انبوه سکونت گاهها بر مشکل خانه دار شدن مردم و سکونت

آنها فائق آمد و همانگونه که هانس میر (Hannes Meyer) دومین

رئیس مدرسه معماری باهاوس(Bauhaus) بیان می کند : خود را از

نظامی زیبایی شناسانه به نظامی اجتماعی تبدیل می کند. در این زمان

برای جبران عدم توجه به جنبه زیبایی شناسانه و شخصیت معمارانه

بنا، معماری پناهگاه خود را در خانه های شخصی اشراف و

ثروتمندانی یافت که هم چنان به آینده معماری خوش بین بودند. در همین

حال در دومین کنگره سیام ((ClAM) که در سال ۱۹۲۹ در

فرانکفورت برگزار شد میس وند رو (Mies van der Rohe) شعار

« مسکن با حداقل استانداردهای زندگی» را مطرح کرد. امروزه ثابت

شده تقسیم مسکن خوب با حداکثر استانداردها و مسکن بد با حداقل ا

ستانداردها به دو مقوله ی مجزا امری اشتباه است که ناچار به وادی بن

بست رسیده است. ساخت خانه های شخصی به عنوان بازاری ویژه و

اختصاصی برای کارفرمایان ثروتمند به گونه ای معماری جایگزین

تبدیل شده است که پروژه های پیشرو در آن فقط به عنوان معماری

سمبلیک و نشانه ای قابل تشخیص هستند به طور مثال این گونه پروژه

ها حجمی حدود ۸۰ درصد از مجلات معماری را اشغال می کند ولی

تاثیر بسیار اندکی بر چشم اندازهای بصری و روانی جامعه معاصر

دارند. آنچه معماری معاصر با آن دست به گریبان است ، مسکنی است

که اساسا خارج از ساز و کار طبیعی اقتصاد عمل می کند یا حداقل

اقتصادی بر مبنای اصول و ویژگیهای آنچه امروزه معماری معاصر با

آن دست گریبان است . از طرف دیگر اگر اصول استقلال فردی به

عنوان عامل اساسی تغییر و دگرگونی در دوران مدرنیته در نظر گرفته

شود پس وجه دیگر سکونت در دوران مدرن یعنی زندگی در خانه های

جمعی به همان میزان نامناسب و غیر قابل تطبیق جلوه می کند. در

دوران انقلاب صنعتی تاثیر شرایط و ارزشهای اجتماعی بر شکل گیری

سکونتهای جمعی بسیار قوی بود به بیان دیگر این شرایط اجتماعی و

خاص افراد جامعه بود که موجب شکل گیری مسکنهای جمعی

(آپارتمانها ) گردید و بطور کلی به عنوان یک راه حل فوری برای حل

مشکل سکونت در جوامع صنعتی مطرح شد و بطور کامل با نیازهای

اساسی یک خانواده پیوند خورده بود. طرح سکونت گاههای کوچک و

استاندارد مدرن به طور کلی در پاسخ گویی به نیازهای زندگی امروز و

انسان معاصر ناتوان است. در حال حاضر بطور چشمگیری مسکن

طبقات ضعیف اجتماع شده است و این دلیل اصلی وجود حدود یک

میلیون آپارتمان با قطعات پیش ساخته در جمهوری دموکراتیک آلمان

سابق است که همگی خالی مانده اند و در انتظار سرنوشتی مشابه با

ساختمانهای بلند مرتبه در پورت ایگو سنت لوئیس آمریکا (Pruitt

lgoe St Louis ) هستند که تخریب آنها در سال ۱۹۷۲ مصادف با

تاریخ مرگ معماری مدرن محسوب می شود با توجه به این پیشینه

معماری معاصر نمی تواند انتظار کمکی از سوی تاریخ معماری مدرن

برای حل مشکل سکونت باشد حال سوال اساسی این است که در این

صورت منبع بعدی برای پاسخ به این سوال خواهد بود .

پیتر آیزنمن (Peter Eisenrnan ) نسخه جدید و مناسبی را در این

مورد تجویز می کند او می گوید: انسان معاصر مدتها است که هیچ

تصور کلی و مفهوم عینی از زندگی ندارد ولی با این وجود به ساخت

خانه ها و زندگی در آن ادامه می دهد در واقع نظر آیزنمن (

Eisenrnan) برداشتی از گفته هایدگر در کتاب« ساختمان ، سکونت

، تفکر » است جایی که او مشکل واقعی سکونت را در بحبوحه ی

بمباران جنگ جهانی در اروپای ویران اینگونه بیان می کند بازماندگان

جنگ هیچ گاه برای درک مفهوم وماهیت زندگی از آن دست نمی کشند

آنها نیاز دارند که یاد بگیرند چگونه سکونت کنند .

 

موضوع مهمی که در دوران تسلط مدرنیسم در حیطه معماری مطرح

شد این بود که معماری برای خود قدرت آموزشی و تربیتی قائل بود به

همین دلیل یک ساز و کار تبلیغاتی واقعی را نیز با هدف بسط توسعه

این دیدگاه جدید به شیوه زندگی به کار گرفت در نخستین گام این

آموزشها فقط محدود به توصیه هایی در کتاب «سکونت جدید» بود ولی

خیلی زود برای وارد شدن این مفاهیم جدید به پایه های اصلی فرهنگ

اجتماعی مردم به فیلم تبدیل شد والتر گروپیوس (Walter Gropius)

در کتاب «چگونه می توانیم سالم و کارآمد زندگی کنیم » شهر پیشنهادی

خود را به عنوان یک مکان آزمایشی ارائه می کند در سال ۱۹۲۹

هانس ریشتر (Hans Richter) از طرف مقامات ورکبوند سوئیس (

Swiss Werkbund) اجازه یافت تا ساختمان «مجموعه مسکونی

نوین» خود را آغاز کند در سال ۱۹۳۱ لوکور بوزیه در فیلم کوتاه خود

« معماری امروز شاهکار خود ارتفاعی معمارانه » هنر زندگی مدرن

را با تصاویری از ویلای شخصی خود با پارکینگ اختصاصی جلو

خانه و و باغ بام برای ورزش صبحگاهی به تصویر کشید)

میس وندرو ترجیح داد تا این نقش آموزشی را بصورت شخصی انجام

دهد او در پاسخ به نقدهای اتهام آمیز علیه خانه هایی که می ساخت

علاقه نشان می داد و در پاسخ به نامناسب بودن خانه های او برای

زندگی روزمره جواب می داد که من به مردم چگونه زیستن در خانه

هایی که ساخته ام را یاد می دهم و برای اطمینان گاهی به صورت سر

زده به خانه مالکانی که خانه آنها را ساخته بود می رفت تا مطمئن شود

مبلمان خانه ها را همانگونه که او در پلان طراحی کرده قرار داده

باشند.

 

پس می توان نتیجه گرفت که در دوران مدرن معماران علاوه بر خلق

فضاها شیوه زندگی نوینی را ایجاد کردند در جوامع امروز این نقش به

عهده صنایع بزرگ و فراگیری هستند که با سرعت مدلها و الگوهای

جدید را طراحی و از طریق شبکه های گسترده رسانه ای تبلیغ می کند

در سال ۱۹۲۷ مدرنیستها ساختمان نمایشگاه Weissenhof در

اشتوتگارت را سازماندهی کردند تا خریداران اجازه داشته باشند تا

شیوه ی جدید زندگی را تجربه کنند این کار امروزه در IKEA (شرکت

سوئیسی طراحی داخلی وسایل منزل) اتفاق می افتد و می توان گفت که

IKEA نقشی اساسی و بیش از هر معمار دیگریست علاوه بر این دهها

هزار طراحی داخلی گوناگون و مجلات مختلف که بدون شک مشخص

کننده فرهنگ واقعی سکونت امروزی بیش از هر زمان دیگریست با در

اختیار داشتن این تولیدات ، زندگی و معماری به فرهنگی پایدار می

رسند بدون اینکه توانایی رسیدن به خلاقیتهای هنری خلق شده روزمره

را داشته باشند تنها قادر است در مقابل آنها عکس العملی در خور ارائه

کند.این منطق عکس العملگرا از طریق موسسات فرهنگی که حامیان

واقعی معماری هستند گسترش می یابند به همین دلیل نمایشگاه سبک بین

المللی International Style))که در سال ۱۹۲۹ در موزه هنرهای

مدرن MOMA) ) برگزار شد نیروی محرک مهم و اصلی در گسترش

ایده معماری مدرن در مورد سکونت به ویژه در امریکا بود در حالیکه

نمایشگاه « خانه های غیر خصوصی» که در سال ۱۹۹۹ و در همان

محل برگزار شد به سختی تصویر محو و رنگ پریده ای از تحولاتی را

منعکس می کرد که مدتها بود اتفاق افتاده بود. ارائه تصویری اغراق

آمیز از این گونه معماری بطور چشمگیری منتج به گفتمان پیوندی چند

بعدی از فرهنگ مصنوعی روزمره انسان معاصر می شود ارائه

تعریفی دقیق و ماهیت گرایانه از سکونت آنگونه که هایدگر ارائه کرده

است برای معماری معاصر کار آسانی نیست به طور قطع ارائه جملات

دقیق و کیفی زمانی امکان پذیر است که شخصی معماری را به مثابه

چیزی تفسیر کند ولی اکنون این شرایط زندگیست که معماری و نحوه آن

را مشخص می کند شرایطی از قبیل: نوع رابطه با دیگران ، روش

انجام کار، تعداد فرزندان، مکان یابی خانه در محدوده شهر، نوع

تفریحات ، میزان تحرک و ….. که همگی موارد جزئی کوچک از

پارامترهای موثر در زندگی انسان معاصر است .

انجام پژوهش و تحقیقات نوین بر اساس روشهای پیشرفته بر روی

شرایط تاثیر گذار خارجی که نمونه های آن ذکر شد از ضروری ترین

پیش نیازها برای موضوع مسکن و سکونت در معماری معاصر است .

این شناخت دقیق از شیوه زندگی ، انسان معاصر را در بیان تعریفی

دقیق از جایی که زندگی در آن انجام می شود توانا خواهد کرد، نه تنها

خانه بلکه تلویزیون ، قطار، هتل ، محل کار می توانند محیطی برای

زندگی انسان باشند. از این دیدگاه سکونت خود را به مثابه حضوری

مستتر ارائه می کند . تحقیق برای ارائه مفهوم عینی سکونت منجر به

کشف نوعی وجود بدلی مدرن که فراگیر از نظر مکانی وزمانی وغیر

قابل تعریف است درست مانند زمانی که رنگها با هم مخلوط می شوند

رنگ جدید فقط تحت تاثیر برهم نهی رنگهای اصلی ایجاد می شود ،

می توان سکونت را نیز فقط از طریق برهم نهی شرایط زندگی روزمره

انسان معاصر تعریف کنیم این نوع تعریف مرکز گریز باعث دستیابی

به فرایندهای تاثیر گذاری می شود که موجب به دو استحاله اساسی در

سکونت گاههای معاصر می شود .

تحرک وابسته به فضا وزمان

عدم خلوص گونه شناختی در مورد حرکت وابسته به فضا وزمان

اگر سکونت گاهها در قرن ۱۹ و اوایل قرن بیستم نوعی زندگی پایدار و

محدود به مکان را ارائه می داد امروزه تحرک و فعالیتهای زیاد میان

قطبهایی که انسان در آن حضور دارد سبب ایجاد مکانهایی میشود که به

میزان زیادی تابع زمان و فضا هستند .

با وجود تحرک بسیار زیاد که جزئی از زندگی معمول افراد جامعه

است بدویت مدرن به شرایط هر روزه تبدیل شده است . در کشور

امریکا میانگین تغییر شغل و محل زندگی برای هر شهروند تقریبا ۵

سال و در اروپا نیز با سرعت کمتری در حال نزدیک شدن به این

میانگین است

« شهروند انعطاف پذیر» زندگی خود را اساسا برمبنای نیازهای در

حال تغییر شغل خود سازماندهی می کند افزایش تغییر شغلهای بلند مدت

و جهانی شدن بازار کار موجب پدید آوردن نوع زندگی نوین شده است

که از نظر زمانی و مکانی به شدت دستخوش تغییر شده به همین دلیل

سکونت بیشتر و بیشتر به موضوع فرهنگ حرکت تبدیل شده

است .خانه مفهوم قلمرو و ملک شخصی را از دست داده است و خود

را با مفهوم جدید ملک متحرک معرفی می کند معمار آلمانی ( André

Poitiers ) پیش بینی می کند که در آینده انسانها در واحدهای سکونتی

متحرک زندگی خواهند کرد. واحدهایی قابل حمل که با مالکانشان جابجا

خواهند شد. این نوع محرک به طور قطع شیوه زندگی انسان را نیز

تغییر خواهد داد مفهوم انعطاف پذیری که زاده تحول و انقلاب عظیم در

سازه ساختمانهای مدرن بوده است در انتهای دوره مدرن تنها به کلیشه

ای تکراری و رنگ باخته بدل شده بود و نقش مفهومی و اساسی خود را

انجام نمی داد .

امروزه معماران هنوز انعطاف پذیری را به عنوان مفهومی ساختاری

می شناسند این تفکر به دیدگاه آنها نسبت به کار معمار معروف دوران

مدرن لوکوربوزیه و ابداع سیستم باز می گردد. پلان آزاد دومینو (the Maison Domino

 ) اجازه ساخت سازه ای باربر و ساده را ارائه می داد که در آن چند

ستون جایگزین دیوار شده است تا اینجا این موضوع اساسا امتیاز

معمار برای سود جستن از انعطاف پذیریست زیرا روند طراحی را

آسانتر می کند هرچند قولی که معمار در مورد تقسیم بندی انعطاف پذیر

و آزاد اتاق ها به مالک خانه داده بود عملا اجرا نشد .نیروی فیزیکی

دیوارها که در ساختمان اجرا شده بود قابلیت تغییر شکل زیاد و سطح

آزاد طبقات چیزی بیش از یک گزینه تئوری و مفهومی سازه ی نبود

اخیرا معماران مفهوم واقعی انعطاف پذیری به معنای واقعی و با روشی

قابل اجرا برای سازماندهی فضا به گونه ای که واقعا امکان تغییر آن

وجود داشته باشد ( مثلا با ایجاد تمهیداتی می توان اجزاء آشپزخانه را

با کمک اتصالات برق یا شیرهای آب که به آن متصل است بصورت

آزادانه در فضاها قرار داد به گونه ای که امکان حرکت آنها نیز فراهم

باشد) .

این نوع انعطاف پذیری در نحوه اجرا یکی از اساسی ترین شرایط

برای نوع دوم استحاله سکونت گاه ها در معماری معاصر است که پیش

از این ذکر شد .

علی رغم تغییر شیوه زندگی در دوران استقلال فردی مفهوم تیپولوژی

معماری به میزان زیادی بی معنا شده و ماهیت خود را از دست داده

است.یک واحد مسکونی به صورت استاندارد برای یک خانواده با یک

یا دو فرزند موضوعی نامربوط است مگر اینکه این خانواده از نظر

برقراری روابط اجتماعی و انسانی جزئی از جوامع توسعه یافته

نباشد .تقریبا نیمی از ازدواجها در کشورهای پیشرفته به طلاق منتهی

می شود که می تواند دلیل اغوا کننده ای برای فکر کردن به طراحی

خانه هایی برای یک زوج مطلقه و دو فرزند باشد در طرف مقابل

روش زندگی طبقات اجتماعی مجرد نیز دارای اهمیت است طبقه ای که

فقط شامل جوانان ۲۰ تا ۳۵ سال نمی شود بلکه طیف وسیعی از

سالخوردگان و بازنشستگان را نیز در بر می گیرد که عمدتا با توجه به

ارائه خدمات عمومی و پزشکی ، زندگی در مکانهای عمومی را بر

خانه های قدیمی خود خانه های قدیمی خود ترجیح می دهند برای اکثر

شیوه های سنتی زندگی نوین همچنان مفاهیم عینی برای طراحی

سکونت گاه وجود دارد که باید بسط وتوسعه یابند .از آنجا که نیاز ها و

خواسته های جدید شیوه های زندگی را دائما تغییر می دهند این طراحی

گونه ای تیپولوژی جدید برای مسکن های نوین بر اساس این شیوه ها

،غیر محتمل است.این در حالیست که این روشهای زندگی موجب

پیدایش مدلهای کوچکتری می شوند. شکلهایی که در فرآیند استحاله هیچ

گاه کامل نمی شوند ولی دائما به شرایط در حال تغییر عکس العمل نشان

می دهند دقیقا مانند تکنیکهای تولیدات صنعتی امروزی مدلهایی که به

سرعت شکل می گیرند و براساس توانایی هایشان تحت شرایط ویژه و

گزینش های مختلف تقسیم بندی می شوند در واقع در حین تولید توانایی

تطابق با شرایط و پارامترهای گوناگون محیط را فرا خواهند گرفت .

تکنولوژیهای نوین تولید با استفاده از کامپیوتر با روشهای گوناگون نرم

افزاری در مقایسه با مفاهیم استاندارد دوران مدرن به طور کامل عقب

ماندند . مفاهیم مدرن به جای فراهم آوردن پایه های تکنولوژیک را بطه

جدیدی بین معماری و فرمهای سازمان دهنده در حال تغییر تحت تاثیر

نیازهای جامعه بوجود آوردند پس معماری امروز خود را در نقطه آغاز

مانند ابتدای دوران مدرن می یابد و مسئله سکونت همچنان می تواند

یک بار دیگر به آزمایشگاه تحقیقی معماری جدید تبدیل شود

 

 

+ نوشته شده توسط شهروز اکبریان در سه شنبه پنجم خرداد 1388 و ساعت 23:18 |
 

اتو پیای معماری مدرن

 

اتو پیای معماری مدرن، خلق یک معماری جهانی بود که بتواند به

انسانها برای رسیدن به اهداف عصر جدید از جمله آزادی، دموکراسی

و امنیت یاری رساند. معماری مدرن علاوه بر مطرح کردن ارزشهایی

که می خواست آنها را تقویت کند به عنوان یک نماد عام و تصور

ذهنی معماران تبدیل شد و بدون وجود هرگونه برخورد انتقادی و

اصلاح کننده در بسیاری از کشورهای جهان مورد پذیرش و استقبال

قرار گرفت.

بسیاری از نمونه های آوانگارد معماری مدرن از جمله «ویلا ساوای»

لوکوربوزیه یا «فارنس ورث» میس وندر روهه، علاوه بر اینکه نماد

معماری مدرن هستند به الگو های کار بردی در عرصه جهانی تبدیل

شدند. مساله ای که این نمونه ها را شا خص میکند تجلی روح زمانه ای

است که در آن دوران ساخته شده اند و وابستگی خاصی به زمینه های

فرهنگی موجود در آنها دیده نمی شود. این معماران بر اساس زمان و

تفکر طراحی کرده اند، نه بر اساس فرهنگ و مکان و دغدغه اصلی

آنها ایجاد منبعی برای تاکید بر نقض الگو های تاریخگرایانه بوده اند.

 با وجود چنین نمونه هایی کار بران در تمام دنیا راههای جدیدی برای

پیشرفت و همزمانی با عصر جدید یافتند. معماری مدرن و اصول آن در

واقع نتیجه تغییر و تحول در یک دوره بخصوص در کشورهای صنعتی

و در عین حال خود، ایجاد کننده تحول(به عنوان اسباب و ابزار) در

جوامع در حال توسعه بودند. اما در بسیاری از موارد فقدان منابع

محلی، استفاده از مصالح ناسازگار با منطقه، روشهای مختلف اجرا و

فقدان صنعت استاندارد، باعث خلق الگوهای خاص محلی شد و در واقع

منجر به بومی کردن معماری مدرن شد. به این ترتیب معماران بدون

توجه به الگو ها ی معماری مدرن شروع به ابراز اظهارات خود کرده

و روح زمان را با تبعیت از روح مکان اساس تفکرات خود قرار دادند.

لوییس براگان یکی از اولین معمارانی بود که مفهوم «مدرنیته بومی» را

در خانه شخصی خود تجربه کرد و روش زندگی مکزیکی را با همان

کیفیت نور، رنگ و مصالح به کار گرفت.

متاسفانه نمونه کار او یک استثنا در طی این روند بود، بعدا معماری

پست مدرن به عنوان یک جریان متقابل با استفاده از الگوهای تاریخی

و نوعی باز گشت به گذشته موجبات رد بسیاری از دستاورد های

مدرنیته را فراهم اورد. طی چنین موجی از اصول محافظه کارانه، گونه

شناسی به عنوان یک الگوواره جدید مطرح گشت و دوباره بحث بر سر

مفهوم سکونت معاصر و راههای جدید برخورد با آن، با تاکید بر میزان

تاریخگرایی، آغاز شد.(استفاده مجدد از الگوهای ممنوعه تاریخی، زبان

به عنوان یک متن معماری،و بیانهای تصویری نمادین)، نمونه هایی از

این کارها عبارتند ازکارهای مایکل گریوز و طراحی مجدد کلاسیک

خانه شخصی اش یا ونچوری و استفاده از نمادهای بومی آمریکایی در

خانه مادرش. این در واقع تغییری در الگو ها بود نه یک تجدید نظر

عمیق و مفهومی در مورد ساخت خانه. (در این دوره روح مکان بر

روح زمان غلبه می یابد.)

در طی مسیر تاریخ معماری در مدت زمان کوتاهی سبک

دیکانستراکشن ، ارزشها و نکات مهم سبک مدرن را دوباره مطرح

کرد. از دیدگاه پروژه هایی مثل «ویلا دالاوا» اثر کولهاس که شامل

پرداختن به حد و مرز درون و بیرون در فضاهای خصوصی و عمومی

است یا خانه های «مینیمال» گروبان با استفاده از مصالحی مثل مقوا یا

بتن پس تنیده، اصول زیبایی شناسی مدرن به نقاط عطفی از لحاظ

بصری، زیبایی و حس فضایی دست یافت.

چنین تفکراتی با برگزاری نمایشگاهی در مرکز هنرهای نیویورک با

نام «The Un-Private House» توسعه پیدا کرد.در این نمایشگاه

دیدگاه های جدید معماران برای طراحی خانه در پایان قرن بیستم جمع

آوری شده بود. بسیاری از این پروژه ها بخاطر داشتن روش های

متنوع در روند شکل گیری انعطاف پذیرشان و تلاش برای طراحی

روابط داخلی خانه با هدف ایجاد ارتباط مناسب با کاربران، مورد توجه

قرار گرفتند.

به این ترتیب در پایان قرن بیستم، آینده واقعی طراحی خانه و قابلیتهای

آن کم کم مورد سوال و تامل خاص قرار می گیرد. از دیدگاهها و

تصورات گوناگون چنین بر می آید که جوانب مختلف مفهوم طراحی

خانه که قبلا به آنها پرداخته نمی شد دوباره مورد نقد و توجه قرار

گرفته است.

جالب این است که گفته می شود ،این یافته ها بیش از تجسمات متداول

قرن پانزدهم مثل «خانه آینده» که در آنها آینده ای روشن از خانه به

عنوان یک اسباب راحتی در نظر گرفته شده است ،نیست و یا طرح

های آرچی گرام که از اولین گروهها یی بود که در طراحی به مساله

فرهنگ و پاپ آرت همزمان توجه کرد و علاقه مند به پرداختن به

محدودیت های فضایی، آرگونومیک و ارگانیک و تاثیر آن بر شهر و

بخصوص طراحی خانه بود. (بصورت مباحث تئوریک که هیچکدام از

پروژه هایشان اجرا نشد.)

اخیرا و طی تمایلات موجود، اتفاق سالانه آرچی لب، توجه عمیقی به

مبحث سکونت و تغییرات فاحش در آن داشته و امیدوار به یک سیر

تکاملی از یک جهان کوچکتر و محدودتر، مثل امروز، به نمونه ای

کاملتر و فراگیر است.

 

+ نوشته شده توسط شهروز اکبریان در سه شنبه پنجم خرداد 1388 و ساعت 23:17 |

 

آشنایی با معماری اسلامی ایران

 

 

در شکل گیری معماری ایرانی باورهای مردم نقش بسزایی داشته اند که

یکی از این باورها حفظ حریم و ارج نهادن به فضای زندگی شخصی

ایرانیان بوده که بر این اساس نیز اصلی تحت عنوان " درون گرایی "

در کنار چهار اصل دیگر به عنوان اصول معماری ایرانی مطرح بوده

اند که سایر اصول عبارتند از ، مردم واری ، نیارش ، خودبسندگی و

پرهیز از بیهودگی که در کتاب " معماری اسلامی ایران " مولف در

بخش اول کتاب خود به این اصول ،  خاصه " درون گرایی " ،  و

پیمون های معماری ایرنی توجه نموده  و در بخشهای بعدی کتاب به

فضاهایی چون مسجد ، مدرسه ، بازار و... پرداخته است . مردم واری

در معماری ایرانی ، پادیاو ، بادگیر و خیشخان ، در و پنجره در

معماری ایران و شرایط اقلیمی کویر و مسائل مربوط به بناهای خشتی

نیز عناوین مطالبی می باشد که نگارنده در قالب پنج پیوست بدانها

پرداخته و در آخر نیز واژه نامه ای از اصطلاحات معماری اسلامی –

ایرانی را آورده است . حال پس از این مختصر جهت آشنایی بیشتر

مخاطبان با این کتاب به اختصار به معرفی بخشهای مختلف این کتاب

می پردازیم . بخش دوم کتاب به " مسجد " که با ورود اسلام به ایران

از فضاهای مورد توجه به لحاظ کارکرد و تقدس بوده می پردازد و سیر

تغییر وتحولات آنرا از لحاظ ساختاری مورد بررسی قرار می دهد و به

نمونه هایی از مساجد دوره های گوناگون از تاریخ معماری اسلامی –

ایرانی اشاره نموده ضمن آنکه نگارنده بر این نکته نیز اشاره داشته که

" نخستین مسجدی که به دست پیامبر بزرگوار ما ، با همکاری یاران

گرامیش در مدینه ساخته شد همیشه برگیره و الگوی مسجدهای بیشمار

و گوناگونی بوده است که بدست هنرمندان تردست ما در سراسر ایران

زمین ( و هرجا که فرهنگ اسلامی ایران برمان میرانده ) بنیاد شده

است . "

" مدرسه " عنوان بخش سوم کتاب بوده که از آن به عنوان مهمترین

بنای عمومی بعد از مسجد در معماری اسلامی ایران یاد شده است .

مولف درابتدای این بحث فضاهای آموزشی در ایران را به مکتبخانه و

مدرسه تقسیم نموده و به تشریح ساختارفضایی مدرسه پرداخته که

متشکل از یک حیاط درونگرا و حجره ها و ایوانهایی بوده که حول آن

حیاط ساماندهی می گردیده اند ؛ در این مبحث به " مدرسه خان شیراز

" اشاره شده که به دلیل توجه معمار آن در بکارگیری اعداد مقدس در

ساخت عناصر آن ، این مدرسه همواره مورد توجه دوستداران هنر و

معماری ایرانی بوده است . " بازار " یکی دیگر از فضاهای مهم در

معماری اسلامی - ایرانی می باشد که بخش چهارم این کتاب بدان

اختصاص یافته است . مولف در این بخش ضمن پرداختن به فلسفه

وجودی بازار در معماری ایران به عناصر تشکیل دهنده آن که عبارت

می باشند از : راسته ، رسته ، دالان ، سرا یا خان ، خانبار ، تیم یا

تیمچه ، قیصریه ، دکان و نیز عناصری به عناصر دیگری که جزء

نیاز بازار بوده است مانند :

1.      قهوه خانه و شربت خانه و چایخانه 

2.      خوراک پزخانه ، محلی برای غذ

3.      مساجد کوچک ، حمام و...

پرداخته است . همچنین در این مبحث نگارنده به بازارهایی که به

صورت سرپوشیده در حاشیه میدانها احداث   می گردیده اند پرداخته و

در این مورد به " میدان نقش جهان " اصفهان اشاره نموده است و در

پایان این مبحث مختصری به     " نورگیری بازارها " اشاره کرده

است .

یکی از نیازهای حیاتی و اساسی انسانها داشتن سرپناه و مکانی امن

بوده که این نیاز از بدو پیدایش انسان تا به امروز به اشکال مختلفی

پاسخ داده شده و بر حسب شرایط اقلیمی ،  فرهنگی واجتماعی متغیر

بوده است و ایرانیان نیزدر ساخت خانه های خود از این تاثیرپذیری بی

نصیب نبوده اند به طوریکه در شمال خانه های گالی پوش ، در غرب

خانه های ایوان دار و در مناطق گرمسیرخانه های ایوان دار و صفه

دار ساخته می شده است .   " درون گرایی " اصلی مهم در ساخت

خانه های ایرانی بوده و این امر در ساماندهی عناصر خانه های ایرانی

نقش قابل توجهی داشته است که در مورد عناصر خانه های ایرانی می

توان به سردر ، پاخوره ، هشتی ، راهرو ، حیاط یا میانسرا ، اتاق

( سه در ، پنج در ، تالار و... ) اشاره نمود که معمولا این عناصر در

سه نظام پیمونی بزرگ ، پیمونی  کوچک و خرده پیمون طراحی می

گردیده اند ، بدین ترتیب " خانه " به عنوان فضایی مهم در معماری

اسلامی - ایرانی سبب گردیده که مولف بخشی از کتاب خود را به این

فضا اختصاص دهد .

بخش دیگری از این کتاب با تاکید بر توجه ایرانیان بر امر پاکیزگی به

فضای " گرمابه " یا به اصطلاح امروزی " حمام " پرداخته و ضمن

ارائه اصولی که در ساخت این فضاها در نظر گرفته می شده عناصر

تشکیل دهنده آنها را نیز تشریح می نماید و در آخر نیز به چندین حمام

تاریخی ایران و برخی از مراسمهایی که در این فضا برگزار می

گردیده اشاره می نماید . همچنین در بخش هفتم کتاب مولف با تاکید بر

اهمیت و ارزش آب برای ایرانیان به توضیح ساختار " آب انبارها " که

متشکل از تنوره یا خزینه ، پاشیر و در نهایت بادگیر و یا خیشخان بوده

اند  پرداخته است . 

در ادامه مباحث نیز نگارنده به نقش "  ساباطها "  و "  کاروانسراها " 

وسایر ساختمانهای بین راهی و ویژگیهای آنها ونقش " میلها و مناره ها 

" در جهت یابی و هدایت مسافران ، به خصوص در مناطق کویری ،

پرداخته است و در بخش آخر نیز به اهمیت باغ و فضاهای سبز در

معماری اسلامی -  ایرانی توجه نموده وبه عناصر تشکیل دهنده باغهای

ایرانی چون کوشک ها ، آب نماها ، درختان و گلهاو .... اشاره شده 

است

 

 

 

تاریخ معماری اسلامی

 

مقدمه:

 

دین اسلام در همان سده های نخست با سرعتی بی سابقه از عربستان

به سراسر خاور میانه،دره سند و سراسر شمال آفریقا تا اقیانوس اطلس

گسترش یافت.ماهیت اسلام میلیونها انسان را در پهنه وسیعی به حرکت

در آورد و ملیتهای گوناگونی را تحت حاکمیت اسلام به وحدت و

یکپارچگی رساند .با مبادله علوم،فنون،و هنر های کهن این اقوام با

یکدیگر،و آمیختن آن با روح اسلام ،دورانی نوین از رونق و شکوه

پدیدار شد که فرهنگ و تمدن اسلامی نام گرفت.بعد از آن معماری

اسلامی در طی هزاران سال تجربه تداوم و بهره گیری درست از

توانمندی ها و خلاقیت های بالای خود به خلق آثار معماری ارزشمند و

با شکوهی توفیق یافته و شاهکار های بسیاری را بر جای گذاشت

 

فصل 1:تاریخچه معماری اسلامی در ایران

 

با ظهور اسلام در قرن هفتم میلادی، پایه های هنر اسلامی كه مجموعه

ای از هنر در دوره ها ی "ساسانیان" و "بیزانس" بود، شكل گرفت. در

سال 622 میلادی با هجرت حضرت محمد(ص)از مکه به مدینه تاریخ

اسلامی آغاز و هجرت پیامبر اکرم به مبدا تاریخ اسلام بدل شد.پس از

ظهور اسلام، معماران مسلمان همچون سایر هنرمندان، دریچه های

جدیدی از بینش به رویشان گشوده شد كه این امر موجب تحولی بزرگ

د ر تمام تجلیات فكری و هنری آنان گردید.هنر اسلامی تقریباً با روی

كارآمدن سلسله "امویان" در سال 41هـ.ق و انتقال مركز خلافت امویان

از مدینه به دمشق، پدید آمد. با این انتقال، هنر اسلامی تركیبی از هنر

سرزمین های همسایه بویژه ایران گردید.

 

فصل 2:بررسی شیوه های معماری ایران

 

 در ایران، اولین نمونه های هنر و معماری در منطقه "خرا سان" شكل

گرفت. در این منطقه شاهد شكل گیری اولین شیوه معماری ایران پس از

اسلام هستیم. این شیوه كه به "خراسانی" یا"شبستانی" معروف گردید، در قرن اول هـ.ق از ابتدای پذیرش دین مبین اسلام از سوی ایرانیان

آغاز گردید و تا  دوره "آل بویه" و"دیلمیان"قرن چها رم هـ.ق ادامه پیدا

كرد . در این شیوه ، نقشه مساجد از صدر اسلام الهام گرفت و مساجد

به صورت "شبستانی " یا"چهل ستونی"بنا گشتند.قوس های به کار رفته

در شیوه خراسانی به صورت"بیضی"و"تخم مرغی"است که از نمونه

های پیشین آن میتوان به کاخ های ساسانی یعنی "فیروز آباد" و"طاق

کسری"اشاره کرد.به طور كلی، معماری در شیوه بسیار ساده و خالی

از هرگونه تكلف است و مصالحی كه در این بناها به كار رفته ساده و

ارزان قیمت می باشد. از مساجد این شیوه می توان به "مسجد جامع

فهرج یزد"، "مسجد تاریخانه دامغان"،"، "مسجد جامع نائین"، "مسجد

جامع تبریز" و "بنای اولیه مسجد جامع اصفهان"و"مقبره امیر اسماعیل

سامانی" اشاره کرد .

در نیمه اول قرن پنجم هـ.ق، با تأسیس سلسله سلجوقیان، درخشان ترین

دوره هنر اسلامی د ر ایران آغاز گردید.دراین دوره،شاهد اوج شیوه

ای از معماری به نام"رازی" هستیم كه از زمان سلسله "آل زیار" در

شهر ری آغاز و تا حمله "مغولان" ادامه پیدا كرد.در این زمان برج

های آرامگاهی،مناره ها،مساجد،مدارس و کاروانسرا ها و موارد متنوع

بسیاری احداث شدند.در این دوره تعداد برج مقبره ها و میل مناره ها از

تعداد مساجد بیشتر شده.طرح های دایره، 8گوش، 6گوش، 4گوش،

مربع،مربع مستطیل در بناهای این دوره مورد استفاده قرار گرفت.میل

های راهنما ،تبدیل مساجد شبستانی به بناهای "چهار ایوانی "در این

دوره صورت گرفت.گنبدها نیز در ا نواع شکل های گوناگون در این

دوره ساخته شدند ،مانندگنبدهای"گسته نار""گسته رک" "گنبد قابوس"

"گنبد خاگی"و انواع گنبدهای"دوپوسته پیوسته".دراین شیوه بود که

معماران از انواع "نقوش شکسته"و"گره سازی"با آجر و کاشی استفاده

کردند.در این شیوه ساختمان از بنیاد و پای بست با"مصالح

مرغوب"احداث میشد و خشت های پخته ی کوچک و بزرگ و نازک

بستر نما را می آراست.در شیوه ی رازی قوس های جناغی در

طاقنماها و طاقها عمومیت پیدا می کند.

مساجد معروفی چون "مسجد برسیان" در نزدیكی اصفهان، "مسجد

جامع اردستان"، "مسجد جامع كبیر قز وین" و "مسجد جامع اصفهان"

كه بر روی شالوده های دوران "آل بویه" بنا گردید، از نمونه های این

شیوه به شمار می روند. در اوایل قرن هفتم هـ.ق، با هجوم مغولان،

بسیاری از كشورهای اسلامی از جمله ایران به ویرانی كشیده شدند، اما

چندی نگذشت كه با تأسیس سلسله ایلخانیان، مغولان فرهنگ و سنتهای

كشورهای شكست خورده را پذیرفتند و یكی از حامیان هنر و هنرمندان

سلامی شدند. در این دوره، شیوه ای به نام "آذری" رواج یافت كه تا

دوره"صفویه" ادامه پیدا كرد و شهرهایی چون "تبریز"، "بغداد"،

"سلطانیه" و "اصفهان" مر اكز هنر و هنرمندان گشتند و بناهای مذهبی

و غیرمذهبی متعددی در این شهرها ایجاد شدند.

در اواسط قرن هشتم هـ.ق، با حمله تیمور، بار دیگر شهرهای ایران به

ویرانی  كشیده شد؛ ا ما این بار نیز هنر ایران تیموریان را نیز مغلوب

كرد به طوری كه شهرهای "سمرقند" و " بخارا" مراكز هنری ایران

شدند و شیوه آذری كه از دوره مغول رواج یافته بود، به كار خود ادامه

داد. در این دوره، ابداعی در زمینه تزئینات معماری یعنی "كاشی

معرق" به وقو ع پیوست. از بناهای معروف دوران ایلخانی و تیموری،

می توان به "مسجد گوهرشاد"، "مسجد جامع ورامین"، "قسمت اعظم

بناهای حرم مطهر حضرت رضا(ع)"، "مسجد كبود تبریز"، "مسجد

جامع یزد"، و... اشاره،كرد.

با روی كارآمدن صفویان در اوایل قرن دهم هـ.ق، شهرهایی چون

"تبریز"، "قزوین" و "اصفهان" به مراكز هنری ایران تبدیل شدند. در

این دوره، شاهد اوج هنر معماری ایران می با شیم كه توسط پادشاهان

مقتدر و هنردوست آن دوره یعنی "شاه تهماسب" و "شاه عباس اول" به

وجود آمد. در این دوران البته، اندكی قبل از دوره صفوی یعنی از زمان

قراقویونلوها، شیوه ای دیگر در معماری ایران به وجود آمد كه به "شیوه

اصفهانی" معروف گردید.در دوران نخست شیوه اصفهانی یعنی دوران

صفویه شاهکارهای هنر معماری و هنر های تزیینی پای می گیرد و

کیفیت اصیل،شفاف و غنی رنگهای درخشان در کاشیها بسیار دلپذیر

می شود.کیفیت مصالح به کار رفته بویژه در معماری پایتخت،هنوز

مرغوب و مقاوم است.در این شیوه، نقشه ها و طرحهای ساختمانی رو

به سادگی نهاد و استفاده از كاشی های خشتی و هفت رنگ به جای

كاشی معرق رواج یافت.میدان بزرگ مرکزی اصفان که نقش جهان نام

دارد،شاهکار معماری ایران و جهان در این دوره است. این میدان

علاوه بر بناهای زیبایی که در اطراف آن ساخته شده محل سان،رژه و

نمایش های گوناگون در اعیاد  و روزهای ویژه بوده است.مساجدی

چون "شیخ لطف ا..." و "مسجد امام"در اصفهان،  از شگفتی های

معماری این دوران به شمار می آیند. در دوران زند و افشار، بتدریج

شاه د افول معماری ایرانی می باشیم، به طوری كه این ركود و افول در

دوره قاجار به اوج خو د می رسد. با وجود این ركود، باز هم شاهد

ایجاد بناهایی چون "مسجد امام تهران"، "مسجد و مدرسه شهید مطهری

(سپهسالار)" و "مسجد و مدرسه آقابزرگ" در كاشان و... می باشیم.

معماری مذهبی از میان انواع هنر معماری در ایران، معماری مذهبی

از جایگاه خاصی برخوردار است. البته، سابقه این نوع معماری به

دوران قبل از اسلام به ویژه دوران ساسانیان می رسد. با گسترش دین

اسلام در كشورهای مختلف از جمله ایران، معماری مذهبی در اسلام از

جایگاه خاصی بر خوردار گشت، البته عواملی چون "تأكید بزرگان

دین"، "كاركرد گسترده" و "پدیده وقف" در گسترش و توجه ویژه

معمارا ن به مسجد" بی تأثیر نبوده است. بدین ترتیب، مسجد در ایران

عالی ترین نوع بنای اسلامی و به عقیده صاحب نظران "كلید معماری"

به شمار می آید.

 

فصل 3:تاریخچه معماری در کشور

های اسلامی

 

در نخستین سده های اسلام مرکز سیاسی و فرهنگی دنیای اسلام،یعنی

فلسطین،سوریه وعراق به یکی از سرچشمه های پیدایش و تکامل هنر

اسلامی مبدل گردید و سرزمین های پهناوری که به تصرف اعراب در

آمده بود تحت فرمان جانشینانی که از دمشق یا بغداد به آن جا اعزام

میشدند قرار گرفت.این جانشینان سرانجام با تأسیس سلسله هایی در

سرزمین های مختلف مانند:

 

امویان در سوریه(661_749 میلادی)

 

اسپانیا(756_1031 میلادی)

 

 عباسیان در عراق ( 749_945 میلادی )

 

فاطمیان در مصر   (909_1171 میلادی) به استقلال نسبی دست

یافتند.

با وجود احکام اکید قرآن مبنی بر خودداری از تجمل پرستی و

سوءاستفاده از آزادی ها،خلیفه ها از غرق شدن در تجملات و خوش

گذرانی ها ابایی نداشتند .این دو گانگی نظری در دو شکل عمده ی

معماری یعنی مساجد و کاخ ها متجلی شده است. در طول دوران

اسلامی در کشورهای گوناگون،معماری اسلامی رشد قابل توجهی یافت

و مکاتب متعددی را به وجود آورد. این مکاتب گاه روش محلی معماری

را در پیش گرفت و گاه مشخصا از شیوه معماری ایرانی تأثیر پذیرفت.

در بررسی معماری اسلامی،ذکر دو گونه بنا الزامی است:

1.                             معماری مذهبی که شامل مساجد ، مدارس

وآرامگاه ها می باشد.

2.                             معماری غیر مذهبی که شامل اقامت گاه

ها، منازل،کاخ ها، کاروان سراها، حمام ها،بازار هاو...... است.

 

معماری در کشور عراق

 

بعد از روی کار آمدن عباسیان(656_132هـ.ق)،بغداد پایتخت عباسیان

شد.شهر بغداد درقرن دوم هـ.ق به دستور «منصور» بر  مبنای نقشه ی

«مدور» ساخته شد وتا قرن هفتم هـ.ق پایتخت اسلام بود. اکثر بناها ی

این شهر در اثر حمله های مغولان در قرن هفتم هـ.ق و تیموریان در

قرن نهم هـ . ق تخریب شد .یکی از دلایل ویرانی این بناها استفاده

از«خشت خام»در مصالح ساختمانی آن بوده است.از دوره ی عباسیان

در این شهر دو بنا به نام های«قصر عباسی»ومدرسه 

 المستنصریه»تقریبا سالم مانده که اکنون به موزه تبدیل شده وبارها

تعمیر شده است.

 

.معماری در کشور مصر

 

با حکومت یافتن سلسله کوتاه عمر «طولونی»بر مصر،شاخه ای ممتاز

از هنر اسلامی که ادامه یمان شیوه ی معماری عراق است به وجود

آمد.نمونه ی بارز این شیوه «مسجد ابن طولون»است که نوعی الگو

برداری از طرح های نوین معماری مسجد سامرای عراق را نشان  می

دهد.از دیگر بناهای مهم دوران اسلامی مصر  میتوان به «مسجد جامع

الازهرا»و«مدرسه و مسجد سلطان حسن» اشاره کرد.

 

.معماری در کشور اسپانیا

 

معماری مساجد اسپانیا در دوران اسلامی،نمایشی از بهره گیری نقشه ی

مساجد عربی در سوریه است.یعنی حیاطی کم عمق وشبستانی عمیق با

ستونهای متعدددرجهات گوناگون سقفهای شیبدار که سه سمت حیاط

رادورمیزند. از دیگر ویژگی های معماری اسلامی اسپانیا،وجود قوس

های دالبری "شبدری" و استفاده از عناصر تزیینی گوناگون به میزان

بسیارزیاد است. مقرنس ها ی آویخته و گچ بری های پر کار در بیش

تر بناهای این دوره به چشم می خورد.از بناهای مهم اسپانیا ی اسلامی

می توان به«مسجد قرطبه»(کوردوا)و«کاخ الحمرا»اشاره کرد.

 

.معماری درکشور ترکیه

 

در قرن نهم هجری (قرن پانزدهم میلادی یا آغاز دوران رونسانس

اروپا)،اسلام با گسترش خود رو به سمت شمال تا سرزمین های جنوبی

روسیه،در آسیای صغیر (آناتولی یا ترکیه امروزی)پایگاهی معتبر یافت.

با فتح قسطنطنیه (استانبول) به دست سلطان احمد دوم معروف

به"فاتح"و روی کار آمدن سلسله ی عثمانیان در سال 857 هـ . ق،هنر

و سبک معماری دوره ی عثمانی شکل گرفت.

مساجد ترکیه به ویژه مساجد جامع عثمانی در استانبل_پایتخت مرکزی

دولت  عثمانی_پایه کار خود را بر موازین معماری "بیزانس"منطبق

ساختند.از بنا های معروف این دوران می توان مسجد "سلیمانیه" و

"مسجد سلیمیه" را نام برد.

 

معماری در کشور افقانستان

 

 

بلخ یکی از شهر های قدیمی می باشد که قبل از حمله مغول از اعتبار و

اقتدار خاصی برخوردار بوده است.تیمور به این شهر توجه خاصی

داشته است.بناهای معروف افقانستان که تاکنون بر جای مانده "آرامگاه

ابونصر پارسا" و "مناره جام" است.

 

معماری در آسیای میانه(بخارا

وسمرقند)

 

شهر بخارا در قرن سوم هـ .ق به وسیله اعراب فتح شد به طوری که

سراسر ماورألنهر(آسیایه میانه)تا مدت سی سال زیر فرمان آنان

بود.امیر اسماعیل سلمانی در قرن چهارم هـ .ق فرمانروای بخارا شد و

حکومت او تاپایان قرن چهارم هـ . ق ادامه یافت. در قرن هفتم هـ .ق

این شهر به دست مغولان تصرف و آن چنان که شیوه مغولان است،

غارت وتخریب شد. سپس به دست امیر تیمور و بعد از آن در تسلط

روسیه قرار گرفت و امروزه یکی از کشور های ازبکان است.بناهای

معروفی که در این دوران ساخته شده"مناره کالیان" ، "مدرسه الغ

بیگ" ، "خانقاه زین الدین"،"مجموعهآرامگاه های شاه زند"و"گور

امیر" است.

 

 معماری در کشورهند

 

هند تادوره قبل از اسلام هنری پر رمز و راز و دارای نماد واستعاره

بود. معماری اسلامی هند از دوران سلاطین دهلی آغاز می شود و در

دورهی «اکبر شاه» به اوج شکوفایی خود می رسد. آثار اسلامی هند

تلفیقی از سنت های بومی هند وسبک اسلامی است. مهم ترین بناهای

برجای مانده از عهد تیموریان هند،بناهای آرامگاهی است. این آرامگاه

ها از سنگ های«سرخ» و «مرمر» نماسازی شده و در فضاهای وسیع و سرسبز با تزیینات فراوان قرار گرفته است. معروف ترین این

آرامگاه ها،"آرامگاه همایون شاه"در دهلی "آرامگاه اکبر شاه" و"نیز

"تاج محل"در شهر «آگرا » می باشد.

 

معماری در کشور پاکستان

 

کشور پاکستان در گذشته جزو کشور هند بود تا آن که در سال 1947

میلادی استقلال یافت و از کشور هند جدا شد.به همین علت تعدادی از

بناهای مربوط به دوران پادشاهان هند در پاکستان قراردارد. از نمونه

های این بناها می توان به "قلعه لاهور"اشاره کرد.

 

فصل 4:بررسی مساجد کشور های اسلامی

 

سوریه:

 

قبه الصخره:این بنا قبله اول مسلمانان میباشدکه در حدود 60سال پس از

رحلت پیامبر گرامی در قرون اولیه اسلامی در شهر "بیت المقدس

"ساخته شد بانی این بنا را"عبدالملک مروان" می دانند.گنبد این بنا از

جنس "چوب"و دارای دو پوشش است. طرح این بنا هشت ضلعی منتظم

است که چهار دروازه در چهار جهت اصلی دارد و چنین می نمایاند که

بنا در مرکز جهان قرار داده شده است.

 

مسجدجامع دمشق:

 

این مسجد به "مسجد جامع اموی "معروف است که در فاصله سال های

88 تا 96 هـ.ق یا 706 تا 715 میلادی به دستور "ولیدبن عبدالملک" ا

ز حالت کلیسا (کلیسای یوحنا) به مسجد تبدیل گردید. به دستور او

تصاویر قدیسین و صحنه های وقایع دوران حضرت عیسی (ع) محو و

به جای آن مناظر و نقوش گل و بوته جای گزین شد. این بنا نخستین

نمونه معماری اسلامی پس از قبه الصخره است.

 

عراق:

 

مسجدبزرگ،سامرا(مسجد متوکل) :این مسجد که بزرگترین مسجد در

جهان اسلام است در کنار رود دجله و شمال غربی شهر بغداد در فاصله

سال های 848 و 852  میلادی ساخته شد؛اما متأسفانه امروزه  به

صورت مخروبه در آمده است .مساحت  این مسجد156در        240

متر مربع است.در ضلع شمالی مسجد سامرا مناره بزرگی ساخته شده

است که شکل آن یادآور زیگورات های باستانی بین النهرین است.این

مناره به صورت برج حلزونی ساخته شده است.

مسجد ابن طولون:این مسجد زیبا در نیمه دوم قرن سوم هجری (265-262

 هـ.ق)به دستور "احمد ابن طولون "در شهر قاهره بر پا شد.در

این مسجد خصوصیات معماری و عناصر تزیینی معمول در بین النهرین

و هم چنین مسجد سامرای عراق دیده می شود.طرح و نقشه این مسجد "

مربع "است.مناره این مسجد مانند مناره مسجد سامرا "حلزونی"است و

مصالح به کار رفته در این آن "خشت "و "آجر"است.طاق های این

مسجد از نوع "هلالی"هستند و پیش تر  تزینات تزیینات این بنا "گچ

بری"است.

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط شهروز اکبریان در سه شنبه پنجم خرداد 1388 و ساعت 23:14 |
آئين نامه بهداشت محيط مدارس

مقدمه :

ايمني و بهداشت محيط مدرسه كه در فصل چهارم آيين نامه اجرايي

مدارس به آن توجه شده ، از صول اوليه بهداشت مدارس است. بدون

شك يكي از مؤلفه هايي كه در آموزش و پرورش كودكان تأثير اجتناب

ناپذير دارد محيط مادي و فيزيكي حاكم بر مدرسه است. محيط مدارس

بايد به گونه اي باشد تا از هر لحاظ به نيازهاي جسمي ، رواني و

اجتماعي دانش آموزان پاسخ دهد. در آموزش و پرورش نوين فضاي

فيزيكي به عنوان يك عامل زنده و پويا در انجام فعاليتهاي آموزشي و

تربيتي دانش آموزان تلقي مي گردد. چنانچه در مدرسه آب سالم ،

سرويسهاي بهداشتي ، فضاي كافي ، تجهيزات و وسايل مناسب و

استاندارد ، سيستم صحيح جمع آوري زباله و فاضلاب وجود نداشته

باشد و به طور كلي آسايش محيطي فراهم نشود، به طور قطع تلاشهاي

آموزشي و پرورشي معلمان و مربيان بازدهي مطلوب نخواهد داشت.

در اين راستا اين آيين نامه جهت ايجاد هماهنگي و برخورداري مدارس

از استانداردهاي موجود به منظور ايجاد فضاي فيزيكي مناسب براي

تعليم و تربيت نسلي پويا تهيه گرديده است.

آئين نامه بهداشت محيط مدارس

ماده 1: محلي كه براي احداث مدرسه بايد در نظر گرفته شود: بايد در

فاصله و موقعيت مناسبي نسبت به مراكز جمعيتي و نواحي مسكوني و

آموزشي ديده در مالكيت آموزش و پرورش و داخل محدوده شهري يا

روستا قرار داشته، و امكان دسترسي به تأسيساتي مانند آب ، برق ،

تلفن و گاز داشته باشد. و براساس مطالعات اقليمي منطقه در هنگام

احداث ساختمان مدرسه ، رعايت نکات زير ضروری است : با توجه

به تعيين جهت وزش باد ، زمين انتخابي نبايد در مسير و مجاورت

عوامل آلودگي زا مانند كارخانجات صنعتي ، شيميايي ، محلهاي دفن

زباله ، فاضلاب شهري ، دامداري ، مرغداري ، دباغ خانه ها ،

كشتارگاهها ، كوره هاي آجرپزي ، محل انباشت كود و ساير مراكزي

كه به نحوي ممكن است ايجاد دود ، بو و گرد و غبار نمايد قرار داشته

باشد. بايد دقت شود تا محل احداث مدرسه در جوار بيمارستان،

تيمارستان ، گورستان، زندان ، خطوط راه آهن، بزرگراهها ،

فرودگاهها قرار نداشته و خارج از حريم كابلهاي فشار قوي برق

(هوايي يا زميني) خطوط اصلي و فرعي گاز رساني ، پستهاي زميني

فشار قوي ، پمپ بنزين ، محل عرضه و فروش كپسولهاي گاز ،

انبارهاي مواد محترقه ، منفجره ، تركيبات شيميايي مانند: كاغذ ،

لاستيك ، چوب ، الياف بافت و غيره بوده و در مسير حوزه هاي آبريز

فرعي و اصلي رودخانه قرار نداشته باشد.

تبصره 1: در صورتيكه احداث مدرسه در نزديك محيطهاي ذكر شده در

ماده 1 اجتناب ناپذير و اجباري باشد ، بايد حداقل 500 متر با مراكز

فوق فاصله داشته باشد.

تبصره 2: در صورتی که ابتدا مدرسه احداث شده باشد ساير مراکز بايد

فاصله مناسب (حداقل 500 متر) تا مدرسه را رعايت نمايند.

ماده 2:

معيار محاسبه مساحت زمين مورد نياز به منظور احداث مدرسه ، تعداد

دانش آموزاني خواهد بود كه در آن مدرسه به تحصيل اشتغال خواهند

داشت و متناسب با دوره هاي ابتدايي ، راهنمايي و متوسطه و بر اساس

سرانه بنا و محوطه با اخذ نظرات معاونت تربيت بدني و تندرستي به

لحاظ زمينهاي ورزشي مورد نياز و نيز فضاهاي بهداشتي به ازاء‌ هر

دانش آموز طبق ضوابط و معيارهاي طراحي فضاهاي آموزشي و

پرورشي سازمان نوسازي ، توسعه و تجهيز مدارس و استاندارد ملی 2086

 مؤسسه استاندارد و تحقيقات صنعتی ايران خواهد بود.

تبصره 1 : براي احداث مدارس فني حرفه اي ، مدارس شبانه روزي و

مدارس كار و دانش حسب مورد، علاوه بر زمين اشاره شده در ماده 2

اين آيين نامه بايد زمين كافي جهت احداث كارگاه ، آزمايشگاه

اختصاصي ، فضاهاي ورزشي ، خوابگاه ، سالن غذاخوري ، آشپزخانه

و انبار در نظر گرفته شود.

تبصره 2 : تعداد طبقات مدارس براي دوره هاي ابتدايي و راهنمايي

حتي الامكان دو طبقه و در صورت ضرورت حداكثر سه طبقه و براي

دبيرستانها و هنرستانهاي فني و حرفه اي و كار و دانش حداكثر چهار

طبقه مجاز است.

تبصره 3 : ضوابط احداث خوابگاه ، سالن غذاخوري ، آشپزخانه ،

انبار ، سردخانه ، بوفه ، حمام ، سرويسهاي بهداشتي و … بر اساس

آئين نامه ماده 13 قانون مواد خوراکی ، آشاميدني ، آرايشي و بهداشتي

و ضوابط و معيارهای طراحی فضاهای آموزشی و پرورشی سازمان

نوسازي ، توسعه و تجهيز مدارس كشور رعايت گردد. تبصره 4: آئين

کار مکان يابی و ساختمان ، تجهيزات و بهداشت بوفه مدارس می

بايست با استاندارد 4072 مؤسسه استاندارد و تحقيقات صنعتی ايران

مطابقت داشته باشد.

ماده 3:

لازم است نقشه هاي ساختماني مدارس و ساير فضاهاي مرتبط در

مقاطع مختلف تحصيلی با معيارهاي بهداشتي بر اساس استانداردهاي

موجود در ضوابط طراحي فضاها (مربوط به سازمان نوسازي ، توسعه

و تجهيز مدارس كشور و بند 7 استاندارد ملی ايران شماره 2086

مؤسسه استاندارد و تحقيقات صنعتی ايران ) طراحی شود.

تبصره : هر گونه اصلاحات، تعويض محل و توسعه ساختمان مشمول

ماده 3 اين آئين نامه خواهد بود.

ماده 4:

ديـوارهاي كلاسها بايد كاملاً خشك ، بدون درز ، صاف و حداقل تا

ارتفاع كف پنجره ها از سنگ مناسب استفاده شده و بقيه سطح ديوار

مطابق با جدول رنگ فضاهاي آموزش و جداول نازك كاري رنگ

آميزي گردد. و تمهيدات لازم جهت جلوگيري از انتقال صوت به كلاس

مجاور انجام شود.

ماده 5:

كف كلاسها ، راهروها و پله ها بايد مقاوم و مسطح و قابل شستشو بوده

و لغزنده نباشد.

ماده 6:

سقف كلاسها بايد صاف ، بدون درز و شكاف و به رنگ روشن باشد.

ماده 7:

تابلو كلاس درس بايد در محلی مناسب كه نور كافي به آن ميرسد قرار

داشته و در معرض ديد كامل دانش آموزان و به رنگ سبز مناسب و

غير براق باشد تا از ايجاد خيرگي بر اثر بازتاب نور جلوگيري گردد.

فاصله تابلو كلاس درس از اولين رديف دانش آموزان 20/2 متر كمتر

نباشد.

ماده 8:

براي هر نفر دانش آموز در كلاس حداقل بايد 25/1 متر مربع سطح در

نظر گرفته شود. حداكثر ابعاد قابل قبول براي كلاس درس 8 متر طول

و 7 متر عرض مي باشد. ارتفاع سقف کلاس نبايد از 3 متر کمتر باشد.

ماده 9:

ضوابط ارگونومي (مناسبات فيزيكي بدن)براي دانش آموزان دوره هاي

مختلف تحصيلي بايد بر اساس معيارها و ضوابط طراحي سازمان

نوسازي مدارس و مركز سلامت محيط و كار و بند 6 استاندارد ملی ا

يران شماره 2086 مؤسسه استاندارد و تحقيقات صنعتی ايران ، در

ساخت تجهيزات ، منطبق باشد.

ماده 10:

پله هاي مشرف به پرتگاه در مدارس بايد لغزنده نبوده و به نرده مناسب

مجهز باشد.

ماده 11:

حداكثر ارتفاده پله در مدرسه 18 سانتيمتر و حداقل عرض آن 30

سانتي متر و طول آن حداقل 30/1 متر باشد.

ماده 12:

نقشه مدارس استثنايي، طبق ضوابط و استانداردهاي موجود براي

معلولين بوده و كلاسها در طبقه همكف در نظر گرفته شود.

ماده 13:

در و پنجره هاي مشرف به فضاي خارج ، براي جلوگيري از ورود

حشرات بايد به توري سيمی مناسب مجهز باشند. و پنجره هاي طبقات

فوقاني مشرف به پرتگاه علاوه بر مورد فوق داراي نرده محافظ يا كتيبه

ثابت باشد. (از جام شيشه بزرگ استفاده نشود.)

ماده 14:

كلاس دانش آموزان خردسال بايد در طبقات پايين تر ساختمان قرار

گيرد.

ماده 15:

ايجاد هر گونه بالكن و تراس مرتبط با كلاس ممنوع است.

ماده 16:

سالن اجتماعات ، كارگاه ، آزمايشگاه ، مكانهاي ورزشي و اتاقهاي

عمومي در نقشه ساختماني مدرسه طوري منظور شود ، كه مزاحمتي

براي كلاسهاي درس بوجود نياورد.

ماده 17:

در مدارس شبانه روزي مساحت اتاق خواب بايد مطابق استانداردهاي

طراحي فضاي سازمان نوسازي ، توسعه و تجهيز مدارس و مركز

سلامت محيط و كار ، براي هر اتاق خواب حدود 40 متر مربع با 4

تخت دو طبقه به ظرفيت 8 نفر باشد (براي هر نفر 5 متر مربع سطح

در نظر گرفته شود.) تبصره : حداكثر تعداد افراد در هر اتاق عمومي

نبايستي بيش از 8 تخت باشد.

ماده 18:

كف آزمايشگاه و سطح ميزهاي آن بايد قابل شستشو و نسبت به حرارت

و مواد شيميايي و غيره مقاوم باشد.

ماده 19:

آب مورد مصرف بايد با استاندارد ملی 1053 و 1011 مؤسسه

استاندارد و تحقيقات صنعتی ايران مطابقت داشته باشد.

تبصره 1 : در روستاهايي كه آب لوله كشي دارند بايد مدرسه به شبكه

آب روستا متصل شود.

تبصره 2 : در مـــــدارسي كه از آب لوله كشي برخوردار نيستند و يا با

قطع آب شبكه مواجه مي باشند، لازم است با استفاده از منبع آب

بهداشتي ، ذخيره آب مورد نياز شرب و ساير مصارف بهداشتي با

رعايت ضوابط و براي هر دانش آموز حداقل 15 ليتر در روز تأمين

گردد. ضمناً براي مدارس شبانه روزي حداقل ميزان آب مصرفي يكصد

ليتر براي هر نفر در نظر گرفته شود.

تبصره 3 : آبخوري عمومي آموزشگاه بايد داراي شرايط زير باشد:

الف - كف محوطه آبخوري قابل شستشو ودارای شيب كافي و مناسب به

طرف مجراي فاضلاب باشد. ب - ديوار لبه آبخوري بايستي از جنس

قابل شستشو (نظير كاشي) بوده و داراي شيب مناسب بطرف مجراي

فاضلاب باشد. ج - ديوار اطراف آبخوري از جنس قابل شستشو (نظير

كاشي ، سراميك ، سنگ و …) باشد. د - آبخوري عمومي دانش آموزان

بايد با شيرهاي مناسب با آب سردكن مجهز گردد و حداقل براي هر

كلاس 45 نفر يك شير آبخوري پيش بيني شود. ارتفاع شير آن متناسب

با سن دانش آموزان در دوره هاي مختلف تحصيلي (100 - 75

سانتيمتر) از سطح زمين باشد. هـ – آبخوري بايد خارج از سرويسهاي

بهداشتي و با رعايت شرايط بهداشتي و با فاصله حداقل 15 متر احداث

گردد.

ماده 20:

تعداد توالتها در مدرسه به ازاء هر 40 نفر حداقل يك چشمه توالت و هر 60

 نفر يك دستشويي در نظر گرفته شود.

تبصره 1 : مشخصات بهداشتي توالتها و دستشوئيها از نظر طراحي و

اجرا مطابق با موارد مندرج در ماده 2 اين آيين نامه باشد.

 تبصره 2 : ارتفاع دستشوئيها متناسب با سن دانش آموزان در دوره

هاي مختلف تحصيلي (75 - 60 سانتيمتر از سطح زمين) باشد.

 تبصره 3 : استفاده از صابون مايع در دستشوئيها ضروري بوده كه

بهتر است توسط مخزن ثابت صابون مايع و لوله كشي روي دستشوئيها

انجام شود.

ماده 21:

نحـــــوه دفع فاضلاب بايستي براساس استانداردهاي

موجودازنظربهداشتي طراحي و اجرا شود.

تبصره 1 : مناطقي كه سيستم دفع فاضلاب (اگو) ندارند، دفع فاضلاب

به چاههاي جاذب و يا سپتيك تانك طبق اصول بهداشتي انجام گرفته و

طرح آن بايستي طبق ضوابط و معيارهای طراحی فضای آموزشی و

پرورشی سازمان نوسازي ، توسعه و تجهيز مدارس كشور تهيه و

اجراء ‌گردد.

تبصره 2 : حجم سپتيك تانك با چاه فاضلاب بر اساس طراحي پروژه

از نظر معماري با توجه به ظرفيت مدرسه محاسبه و تعيين مي گردد. 
 

ماده 22:

كلاسها بايد حتي الامكان طوري ساخته شوند كه از نور طبيعي استفاده

نمايند، ترجيحاً پنجره ها در سمت چپ دانش آموزان تعبيه شود و سطح

آنها حدود يك پنجم مساحت كلاس باشد.

تبصره 1 : در مورد كلاسهاي شبانه و يا كلاسهايي كه اجباراً از نور

مصنوعي استفاده مي نمايند شدت روشنايي بايستي برابر 500 - 300

لوكس بوده و نحوه تابش طوري باشد كه ايجاد خيرگي در دانش آموزان

ننمايد. ميزان نور راهروها بايستي برابر 150 – 100 لوكس و براي

رختكن ، توالتها و دستشوئيها حداقل 100 - 50 لوكس در نظر گرفته

شود.

تبصره 2 : شدت روشنايي براي كارگاههاي فني و حرفه اي در مدارس

و آزمايشگاهها مطابق با معيارهای بهداشت کار موضوع ماده 8 قانون

کار جمهوری اسلامی ايران رعايت شود.

ماده 23:

درجه حرارت مناسب جهت كلاسها بين 21 - 18 درجه سانتي گراد و

رطوبت 60 – 50 درصد مي باشد.

تبصره : در مورد تأمين گرماي كلاسها بايد ضوابط زير رعايت شود:

وسايل گرمايشي بخصوص بخاريهاي گازي مدارس بايد استاندارد بوده

و گازهاي حاصل از سوخت دستگاههاي مولد حرارت به خارج از

كلاس هدايت شود تا حداقل اكسيژن را براي سوخت كامل مصرف كند.

خطر آتش سوزي وجود نداشته باشد و فضاي كلاس را بطور يكنواخت

گرم نمايد. (نكات ايمني بطور كامل رعايت گردد)

ماده 24:

كليه مراكز آموزشي مشمول اين آيين نامه بايد مجهز به وسايل اعلام و

اطفاء حريق بوده و از نظر طراحي بايستي پيش بيني هاي لازم جهت

تأمين راههاي ورودي و خروجي اضطراري با توجه به ظرفيت مدرسه

و تعداد طبقات به عمل آيد. اين راهها بايستي با علائم ويژه و با رنگ

سبز مشخص گردد تا محل فرار اضطراري مشخص گردند.

تبصره 1: حداقل دو راه فرار براي مواقع اضطراري كه از هر نقطه

داخل ساختمان قابل رؤيت باشد لازم است و بايستی امکان تخلطه

ساکنين در کوتاهترين زمان ميسر گردد و اجزاء سازه ای مسيرهای

فرار در مقابل حريق مقاوم باشد.

ماده 25:

كليه كلاسها ، راهروها ، قسمتهاي اداري ، خوابگاه ، ناهارخوري ،

آشپزخانه ، توالت و دستشوئي ، محوطه ، سالن ورزشي ، كارگاه و

آزمايشگاه بايد داراي زباله دان بهداشتي درب دار ، ضد زنگ با

ظرفيت و تعداد مناسب باشند و روزانه تخليه و به موقع شستشو و تميز

گردند.

ماده 26:

وجود هر گونه حوض و حوضچه در محوطه مدارس ممنوع است. 

ماده 27:

ديوارها و كف كارگاه و آزمايشگاه بايستي از جنس مقاوم و قابل شستشو

(كاشي ، سراميك ، موزاييك و …) باشد و كف لغزنده نبوده و داراي

شيب مناسب به طرف كف شوي باشد.

تبصره 1 : آزمايشگاه و كارگاه بايستي مجهز به دستشويي و صابون

مايع باشد.

تبصره 2 : آزمايشگاه و كارگاه بايد داراي دستگاه تهويه متناسب با حجم

سالن جهت تهويه هوا باشد.

تبصره 3 : دستورالعمل ايمني كار در آزمايشگاه و كارگاه مطابق با

ماده 85 و تبصره 1 ماده 96 قانون کار جمهوری اسلامی ايران و

دستورالعمل ايمنی کار در آزمايشگاه و کارگاه حسب مورد تهيه و در

محل مناسب و قابل رؤيت نصب گردد.

ماده 28:

هر مدرسه بايستي داراي اتاق خدمات بهداشتي مجهز به تجهيزات كامل

جهت انجام فعاليتهاي بهداشتي تغذيه اي (معاينات بهداشتي درماني دانش

آموزان شامل بيماريابي ، بينــايي سنجي ، شنوايي سنجي و پايش رشد -

آموزش بهداشت و تغذيه به كاركنان و دانش آموزان - كمك هاي اوليه

در مواقع بروز حادثه و …) باشد.

ماده 29:

براي هر 15 مدرسه همجوار ، يك مدرسه كه مركزيت دارد بعنوان

مدرسه پايگاه سلامت دانش آموز در نظر گرفته شود. در مدرسه پايگاه

سلامت، فضايي به مساحت حداقل 30 متر مربع (شامل سه اتاق) جهت ا

نجام معاينات تخصصي دانش آموزان با كليه لوازم و تجهيزات مورد

نياز اختصاص داده شود.

تبصره : از درمانگاههاي دانش آموزي يا فرهنگيان و مراكز بهداشتي

درماني نيز مي توان به عنوان پايگاههاي سلامت براي مدارس همجوار

استفاده كرد.

ماده 30:

در هر مدرسه بايد به ازاء‌ هر دانش آموز 5/0 متر مربع فضاي سبز

در نظر گرفته شود.

ماده 31:

به منظور جلوگيري از ايجاد گرد و غبار در محيط مدرسه ، محوطه

مدرسه بايد با آسفالت يا بتون كف و نظاير آن مفروش گردد.

ماده 32:

كليه مراكــز آموزشی اعم از پيش¬دبستان، دبستان ، مدرسه راهنمايي ،

دبيرستان و مراکز پيش دانشگاهی و مدارس فني و حــــــــرفه اي و

كـــار و دانش مرتبط با آموزش و پرورش و امثال آن مشمول اين آيين

نامه مي باشند. 

ماده 33:

اخذ صلاحيت بهداشتی جهت احداث و تأسيس مدرسه طبق قانون ماده

13 مواد خوردنی، آشاميدنی، آرايشی و بهداشتی از سوی مرکز سلامت

محيط و کار وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی لازم¬الاجرا

است.

اين آيين نامه در 33 ماده و 25 تبصره در تاريخ..... به تأييد وزراي

آموزش و پرورش و بهداشت ، درمان و آموزش پزشكی و رياست

سازمان مديريت و برنامه ريزی کشور رسيد و اجراي آن توسط

واحدهاي ذيربط آموزش و پرورش و نظارت بر حسن اجراي آن بر

عهده واحدهاي بهداشتي آموزش و پرروش و وزارت بهداشت ، درمان

و آموزش پزشكي است.

                                                                                                                        

 

معماري رازي،مسجد،بازگشت اَپدَنه(گنبدخانه)

 

پس از ورود دين مبين اسلام به سرزمين ايران و مسلمان شدن ايرانيان

به ستوه آمده از ظلم فرمانروايان، فرهنگ اسلام با فرهنگ پر شکوه

ايراني آميخته گرديده و اين دو در ابعاد مختلف به جلوه گري پرداختند .

گرچه اسلام دين داد و مساوات بود اما فرهنگ عربي در مقابل تمدن

عظيم ايراني کوچک مي نمود . حتي زبان عربي غناي غايي خود را به

واسطه ي ايرانيان بدست آورد . واين ايرانيان بودند که دستور زبان

عربي را تدوين نمودند . بعلاوه زبان عربي به دليل اينکه زبان قرآن

بود بر ايرانيان تأ ثير فراوان گذاشت اما اين منجر به يک زبان پارسي

ويژه گرديد که هويت مستقل و شاخص خود را در شاهنامه ي حکيم

بزرگ توس به منصه ظهور رساند . با اين که اعراب در دامنه ي زبان

تا حدي تأثير گذار بودند ولي در دامنه ي هنر معماري چيزي براي گفتن

نداشتند لذا در معماري دستاوردهاي هزاران ساله ي معماري ايراني بود

که به فرهنگ اسلامي غنا بخشيد و آنرا در خود ذوب نمود تا جايي که

اين معماري ايراني به اشتباه به نام معماري اسلامي مشهور گرديد ودر

يک دامنه ي وسيع از جهان به تأ ثير گذاري پرداخت .

معماري ايراني بعد از اسلام با ورود مسجد همراه شد . مسجد هاي اوليه

بر روي آتشکده هاي زيباي گذشته ساخته شدند . مساجد اوليه طرحي

بسيار ساده و شبستاني ، ملهم از مسجد مدينه داشتند . با اين حال تنها

نقشه ي پلان مسجد بود که نو مي نمود و گرنه در اجزا ، ساختمان

مساجد از معماري ساساني و پارتي تبعيت مي نمود براي مثا ل مي

توان از مسجد جامع فهرج ، تاريخانه ي دامغان ، جامع اصفهان و

اردستان نام برد .

تبعيت از طرح شبستاني تا ظهور شيوه اي نو در معماري به نام شيوه

رازي در مساجد ادامه يافت . خاستگاه اين شيوه را از ري مي دانند و

البته اين شيــوه در اصفهان اســت که به تعــالي خود مي رسد . پيدايش

شيوه رازي در معماري مقارن با جنبشهاي آزاديخواهي ايرانيان بر ضد

دستگاه خلافت عباسي بوده واز زمان آل زيار و مرداويج شروع وتا

زمانهاي آل بويه ، سلجوقي و خوارزمشاهيان ادامه پيدا مي کند .

گرايشهاي ملي گرايانه ي اجتماعي و سياسي که در جهت بازگشت ا

يرانيان به قدرت شکل مي گيرد بطور دقيق در معماري به گونه اي

جهت دار به يک دوره ي بازگشت اشاره دارد . بازگشت به فضاهاي پر

افتخار گذشته و البته به کارگيري اين فضاها با ابداعات تازه که به

شکوه فرهنگ ايراني اسلامي مي انجامد و به آن غنا مي بخشد . آنچه

که بناهاي اين دوره را در يک گروه بـندي واحد قرارمي دهد همــين

گرايــش بازگشــت مي باشد . البته در همه ي شيوه هاي معماري ايراني

به نوعي بازگشت به اصالتهاي معماري ايراني ديده مي شود .

بطورمثال در شيوه خراساني با وجودي که طرح پلان به ظاهر عربي

است اما در جزييات اصول معماري ساساني و پارتي بطور کامل

مشهود است .

در شيوه ي رازي با اينکه بسياري معتقدند که مساجد طرح چهار ايواني

پيدا کرده اند اما با بررسيهاي بعمل آمده مي توان به اين نتيجه رسيد که

چهار ايواني شدن مساجد بطور خاص در شيوه ي آذري قابل رديابي مي

باشد و مشخصه ي اصلي شيوه رازي در مساجد ، گرايش معماري

مسجد به ساختن اپدنه ها و گنبد خانه هاي ساسا ني و پارتي است . اين

گرايش در بناهاي مقابر آن زمان نيز به وضوح به چشم مي خورد براي

مثال در مقبره ي اميراسماعيل ساساني ، گنبد قابوس ، گنبد سرخ مراغه

و برجهاي خرقان.

با توجه به اينکه گنبدخانه هاي رازي در سمت قِبلي مساجد و بطور

مشخص در جهت تأ کيد و ايجاد يک انفجار فضايي در کنار شبستان و

بطور عمده مستقل ساخته مي شد ،ميتوان اينگونه استنباط کرد که اين

ترفند در جهت تضعيف شبستان و تأ کيد بر مرکزيت گنبدخانه بوجود

آمده است. بطوريکه شبستان به فضايي دست دوم و گاه جانبي بدل

گرديد. گاه اين گنبدخانه با يک ايوان مُلهم از تاق کسري ساساني به

شبستان پيوند مي خورد . با وجود بناهاي چهار ايواني در خانه ها و

رباطها از جمله رباط شرف و اينکه در مساجد هم دوره طرح چهار

ايوان در يک طرح پيش بيني شده از نخست ( ونه ارگانيک ) را نمي

بينيم مي توان نتيجه گرفت که گرايش اصلي معماري مساجد در شيوه

رازي احداث گنبد خانه به عنوان عنصر اصلي تعريف کننده مسجد و

الويت دادن آن به شبستان و ايجاد يک ايوان براي ارتباط اين دو عنصر

معماري بوده است و مي بينيم که در اواخر دوره ي رازي و آغاز آذري

با چهار ايواني شدن مساجد رازي طرح شبستاني بطور کامل محو مي

گردد به عبارتي در شيوه رازي با ايجاد گنبدخانه ، شبستان به فضايي

با اهميت ثانوي تبديل شده اما گنبد خانه و شبستان هنوز داراي هويتهاي

مستقل و مجزا با يک ارتباط منطقي کالبدي بوده اند . در اواخر شيوه

رازي و شروع شيوه ها ي آذري و اصفهاني با چهار ايواني شدن طرح

، به يک طرح نوين کلي مي رسيم که در آن از شبستان با ويژگيهاي

عربي ديگر خبري نيست و طرح بطور کامل ايراني مي شود . براي ا

ثبات موارد فوق به بررسي سه شاخص شيوه رازي مي پردازيم که در

اصفهان قرار دارند: مسجد جامع اصفهان،اردستان وزواره

مسجد جامع اصفهان : در سال 465 الي485 هجري قمري گنبدخانه

نظام الملک در سمت قِبلي مسجد بطور مستقل ساخته شد بطوريکه در

ابتـدا چهار طرف آن آزاد بود و بعـدها جزيي از طـرح کلي مسجد شد]18

 [. استقلال ابتدايي گنبد خانه نشان از گرايش معماري آن زمان به

برتري بخشيدن به فضاي گنبد خانه بوده است و البته اينکه چرا گنبد

خانه از مسجد مجزا ساخته شده و بعد به مسجد الحاق گرديده به نظر

مي رسد ناشي از همان گرايشهاي استقلال طلبانه و آزاديخواهانه

ايرانيان آن زمان بوده است . الحاق گنبدخانه در ابتدا با ايجاد ايوان

جنوبي ( صفه صاحب ) ودر دوره هاي بعد با ايجاد سه ايوان ديگر به

تدريج تا سده ششم انجام مي گيرد . گرايش به بناي گنبدخانه در شمال

مسجد با ساختن گنبد تاج الملک در481هجري قمري به نهايت خود مي

رسد] 18 .[محل قرارگيري اين گنبد خانه که از ميانسرا و حياط

مرکزي دور افتاده به آن هويتي مستقل مي دهد .

در سال 515در اثرآتش سوزي بناهاي شرقي و غربي مسجد از بين

ميرود] 18[و مجالي دست ميدهد تا در هنگام بازسازي، طرح شبستاني

کنار گذاشته شده و طرح چهار ايواني که قرنها در مدارس، خانه ها و

رباطها طرح غالب بوده در کنار گنبد خانه ها و با تغيير شبستان، به

الگويي واحد بدل گردد . اما اين الگوي تازه متولد شده در مسجد جامع

اصفهان چند قرن بعد در مساجد شيوه هاي آذري و اصفهاني به گونه اي

از نخست بکار مي رود. گرايش به اين الگو در دوره ي رازي طبيعتي

ارگانيک داشته و تنها در مسجد جامع اصفهان اين گرايش نهفته به فعل

در مي آيد .در مقابل گرايش نهفته گنبد خانه در مسجد در دوره ي شيوه

ي خراساني نهفته بوده و در دوره ي رازي است که به فعل در مي آيد.

با اينکه در مسجد جامع اصفهان در اين دوره مسجد به يک طرح چهار

ايواني مي رسد اما در مساجد ديگر از جمله جامع اردستان و جامع

زواره طرح چهار ايواني نداريم . طرح مسجد جامع اردستان که از

طرح شبستاني برخوردار است با ساخته شدن گنبد خانه در سمت قٍبلي

مسجد به کلي تغيير يافته و اين گنبد خانه با يک ايوان به ارسن مرکزي

اتصال مي يابد و در نهايت داراي طرحي يک ايوانه اي مي گردد .

ايوانهاي بعدي بعدها طي قرون ده تا دوازده هجري قمري در مسجد

بوجود مي آيند] 2[.

در مسجد جامع زواره نيز همين گرايش گنبد خانه اي شدن به چشم مي

خورد مسجد جامع زواره نيز بر روي بقاياي بنايي کهن تر ساخته شده ا

ست و به نظر نمي رسد از نخست ، طرحي چهار ايـواني داشـته است] 2

[. با پذيرش اين که در جامع زواره نيز از نخست طرح چهار ايوانه

نبوده است و اينکه در مساجد ديگر اين دوره از جمله مسجد برسيان در

اصفهان ، مسجد جامع گلپايگان و مسجد جامع قزوين همه ابتدا با گنبد

خانه اي شدن در شيوه رازي تغيير يافته و به سمت چهار ايوانه شدن

در اواخر دوره و دوره هاي بعد به صورت تدريجي پيش رفته اند و

اينکه بخصوص در شهر ري مقابر منفرد بصورت گنبد خانه در اين

دوره به چشم مي خورد مي توان گفت بازگشت اَپدَنه و گنبد خانه به

طرح بناهاي عمومي در شيوه رازي و بويژه در مساجد گرايش غالب

اين شيوه معماري ايراني بوده و تحول به سمت چهار ايواني شدن

بصورت ارگانيک و نه از نخست در بناهاي مساجد اين دوره قابل

مشاهده است و اين گرايش نهفته به جز در مسجد جامع اصفهان به فعل

در نيامد . در صورتي که در شيوه هاي آذري و اصفهاني در دوره هاي

بعد طرحها از نخست گنبد خانه اي و چهار ايواني طراحي مي شدند .

تخريب شبستان و چهار ايوانه اي کردن مسجد که حاصل روندي

ارگانيک درمسجد جامع اصفهان بود در دوره هاي بعد الگويي براي

تغيير طرح مساجد جامع اردستان،زواره وديگر مساجد گرديد.

            

+ نوشته شده توسط شهروز اکبریان در سه شنبه پنجم خرداد 1388 و ساعت 23:2 |
 
 
کتابهای مفید برای طراحی شهری

 

 

فرایند طراحی شهری(سید حسین بحرینی)

 تئوری شکل خوب شهر(کوین لینچ)

سیمای شهر(کوین لینچ)

به سوی شکل پایدار شهر(هیلند براند فری)

تحلیل فضای شهری(بحرینی)

قواعد و معیار های طراحی شهری( محمود توسلی)

 ساخت شهر در اقلیم گرم و خشک ایران(توسلی)

 طراحی فضای شهری1و2(توسلی)

 هنر هندسه(توسلی)

 مبانی طراحی شهری(ترفسکی)

محیطهای پاسخده(بن بنتلی)

فضا،زمان،معماری(گیدئون)

کندوکاوی در تعریف طراحی شهری(گلکار)

 مفهوم سکونت(شولتز)

شهرسازی واقعیات و تخیلات(شوای)

 از شار تا شهر(سید محسن حبیبی)

 سبک شناسی معماری ایران(پیرنیا)

 معماری اسلامی(پیرنیا)

 زیبایی شناسی در معماری(گروتر)

 آفرینش نظریه معماری(جان لنگ)

 تاریخ شکل شهر(جیمز موریس)

 راهنمای طراحی فضای شهری در ایران(پاکزاد)

 فضای شهری(راب کریر)

 تئوری جدید در طراحی شهری(کریستوفر الکساندر)

روان شناسی محیط و کاربرد آن( مرتضوی)

تجدد فرا تجدد و پس از آن در شهرسازی(بحرینی)

طراحی شهرها(اموند بیکن)

 گزیده منظر شهری(کالن)

تفسیر محیط به روش هرمنوتیک،سنتی،و ساختارگرایی(موگروئر )

معماری فرم فضا نظم(چینگ)

 آشنایی با طراحی محیط و منظر(سازمان پارکها)

طراحی شهری در خیابانهای شهری(سازمان پارکها

) شهرسازی شهروندگرا(فرانسیس تیبالدز)

آفرینش محلات و مکانها در محیطهای انسان ساخت(چپ من)

 معماری زمینه گرا(برولین)

 مکتب اصفهان در شهرسازی(اهری)

 طراحی فضای شهری(مدنی پور)

 شهرسازی معاصر(اوستروفسکی)

 انسان شناسی شهری(فکوهی)

 شهر همچون چشم انداز(ترنر)

 جامعه شناسی شهر(ممتاز)

 معماری ایران(پوپ)

فارابی و سیر شهروندی در ایران(فلامکی)

 آرمانشهر در اندیشه ایرانی (اصیل)

 مبانی طراحی شهرش در بخش مرکزی تهران(توسلی)

طراحی شهری در خیابان کارگر(توسلی)

 طراحی شهری در بافت قدیم شهر یزد(توسلی)

 بعد پنهان(تی هال)

 مرمت شهری(حبیبی)

 باززنده سازی بناها و شهرهای تاریخی ایران(فلامکی)

مقدمه ای بر تاریخ شهر و شهرنشینی در ایران(سلطانزاده)

فضاهای شهری در بافت های تاریخی ایران(سلطانزاده)

آغاز شهرنشینی در ایران(کیانی)

نخستین شهر(وایت هاوس)

 به سوی شهرسازی انسانگرا(یار احمدی)

شکل گیری معماری در تجارب ایران و غرب(فلامکی)

 نگرشی بر روند تهیه طرحهای تفصیلی در شهرسازی(نوریان)

 تاریخ معماری مدرن(بنه ولو)

تاریخ شهر(بنه ولو)

 

 

 

 

 همنواختي كتيبه و نقوش هندسي در بناهاي

اصفهان عصر صفوي

 

  1. چكيده

 

وجود كتيبه‌ها در معماري اسلامي از خصايص بارز و مهم هر بنايي

است. تزيينات كتيبه‌اي معماري اسلامي مانند گچ‌بري، آجركاري،

سنگ‌كاري و كاشي‌كاري، گاهي با كاربرد مجزا و زماني در تلفيق با

يكديگر توسط هنرمندان، نمايشي شگفت از زيبايي‌ها پديد آورده است.

هنرمند اسلامي با كنار هم قرار دادن حروف و اشكال تصويري

گوناگون بسيار زيبا و با تنوع فوق‌العاده‌شان كه هر كدام از آن‌ها

تداعي‌گر شكلی است، توانسته تركيبي تازه و بسيار جذاب پديد آورد.

كتيبه‌ها علاوه بر اين ابزاري براي پيام رساني و انعكاس‌دهنده كلام خدا،

سخنان اولياء و ادعيه اسلامي است.

           

ازشاخصه‌هاي ديگر معماري اسلامي از لحاظ ميزان و درجه‌ي اهميت،

نقوش هندسي هستند كه هميشه و در همه‌ جا به چشم مي‌خورند. استفاده

از نقوش هندسي در مفهوم نمادين و فلسفي آن به منظور تأثيرگذاري

رواني بر نيايشگر و تقويت حس وحدانيت در فضاي مسجد است.

شكل‌هاي پيچاپيچ هندسي با تكرار تناسبات وابسته به يك نقش نوعي

احساس نظم و هماهنگي مي‌آفرينند.

           

 اين دو عنصر تزييني به‌عنوان دو شاخصه اصلي تزيين معماري

اسلامي در بسياري از بناهاي اصفهان عصر صفوي در تركيب با

يكديگر و به‌صورت مكمل ديده شده و با حفظ جايگاه خود معاني تازه و

عميقي خلق كرده‌اند. قدر مسلم اين كه همراهي مضامين معنوي كتيبه‌ها

با هماهنگي و احساس وحدتي كه نقوش هندسي به‌وجود مي‌آورد پيام‌هاي

معنوي و روحاني ارزشمند و قدرتمندي دارد كه در روح و انديشه بيننده

رسوخ مي‌كند. علاوه بر اين، نقوش هندسي و كتيبه‌ها در كنار يكديگر

تركيب‌هاي بي‌نظيری پديد مي‌آورند كه به لحاظ زيبايي شناختي حايز

اهميت مي‌باشند.         

  اصفهان يكي از شهرهاي تاريخي ايران است كه در دوران اسلامي

به‌خصوص در زمان حكومت صفويان به‌دليل موقعيت ويژه‌اش رونق

خاصي در معماري يافت. از ويژگي‌هاي بنيادي معماري دوران صفويه

نيز توجه و تأكيد بر عنصر تزيين است. از اين رو بناهاي اصفهان در ا

ين دوره منبع مهمي براي بررسي عنصر تزيين در معماري اسلامي

ايران به‌شمار مي‌رود. در مساجد مشهور و مهمي چون مسجد جامع،

مسجد حكيم و...، مدارسي چون مدرسه چهارباغ و مدرسه كاسه‌گران،

مي‌توان شكوه تزيينات معماري اسلامي و از آن جمله هماهنگي و

همنواختي كتيبه‌ها و نقوش هندسي را در كنار يكديگر ديد.

          

  اين مقاله كه با هدف بررسي همنواختي دو عنصر كتيبه و

نقوش هندسي در معماري بناهاي اسلامي شهر اصفهان تنظيم شده، به

دنبال پاسخ به سؤالات زير است:

 

1-   ارتباط ميان نقوش هندسي و كتيبه در معماري بناهاي تاريخي

اصفهان كدام است؟

2-   آيا مضامين نهفته در كتيبه‌ها با معاني نمادين نقوش هندسي در ارتباط است؟

3-   همپوشاني نقوش هندسي و كتيبه به لحاظ بصری و زيبايي شناختي

چگونه است؟

گردآوري مطالب اين مقاله با استفاده از اسناد و مدارك موجود و تنظيم

آن به‌شيوه‌ي توصيفي، تاريخي و تحليلي صورت گرفته است.

واژگان كليدي: معماري اصفهان، كتيبه، نقوش هندسي، همنواختي

مضموني و زيباشناختي.

 

زمينه‌هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي عصر صفويه

 

شاه اسماعيل موسس سلسله صفويه بود كه از سال 1502/908 تا

1736/1149 در ايران ادامه يافت. وي از نوادگان جنيد يكي از

منسوبين شيخ صفي‌الدين اردبيلي عارف بزرگ قرن هفتم بود و در

تبريز به تخت نشست به همين جهت داراي تمايلات مذهبي شديد بود.

وي نام سلسله صفوي را از نام فرقه‌اي مذهبي به نام صفوي كه

بنيان‌گذارش شيخ صفي اردبيلي بود و در شمال ايران به‌وجود آمده بود

برگرفت.

پس از تاج‌گذاري مذهب رسمي ايران را شيعه 12 امامي در ايران

اعلام كرد كه همين مسأله تغييراتي را در هنرهاي اسلامي اين دوره

به‌وجود آورد. وي مردي جسور بود و با نيروي فراوان دودمان پادشاهي

تازه‌اي پديد آورد. بزرگ‌ترين هنرمندان به دربار او روي آوردند و

بناهاي بسياري ساختند كه اغلب آن‌ها ويران شده‌اند.

شاه طهماسب اول در سال 1523/930 به تخت نشست. وي توجه

فراواني به فرهنگ و هنر ايراني داشت و باعث شد هنرها كه در آن

دوره متأثر از فرهنگ مغولي در اواخر دوره تيموري بودند بازگشتي

مجدد به شيوه‌هاي ايراني داشته باشند ولي دستاورد وي بيشتر در زمينه

هنرهاي زينتي مانند نقاشي- قالي‌بافي- مينياتور و... مي‌باشند تا در

معماري. امروز هيچ بناي بزرگي كه بتوان آن را مشخصاً به شاه

تهماسب نسبت داد وجود ندارد و در اسناد مربوط به آن دوره نيز تنها

بنايي كه از آن نام برده شده مسجد جامع قزوين است كه ساخت آن

توسط شاه اسمعيل آغاز شد.[1] پس از وي فرزندش به نام شاه اسماعيل

دوم در سال 1576/984 به تخت نشست و قزوين را پايتخت خود

ساخت.

در سال 1586/995 شاه عباس حاكم هرات شد و در سال 1597/

1006

 پايتخت خود را به اصفهان منتقل كرد. با ظهور او عصر زرين

معماري دوران صفوي آغاز گرديد. به خاطر بلند پروازي‌ها، پيگيري،

استعداد درخشان، ذوق هنري او و با كمك ثروتي كه حكومت شايسته‌اش

پديد آورده بود در معماري دوران تازه‌اي ايجاد گرديد كه در آن نقش م

ايه‌هاي هنري با رنگ‌هاي بي‌نظير خود به مجموعه‌هايي هنري بسيط

و گويا تبديل شد كه اين دوران عصر اعتلا و آخرين نمايش معماري

اسلامي ايران است بيشتر بناهاي باشكوه امروز ايران متعلق به اين

دوران است. بعد از او شاه صفي، شاه عباس دوم، شاه سليمان و

سرانجام آخرين پادشاه سلسله صفوي با نام شاه سلطان حسين به

حكومت نشستند و در سال 1736/1149 سلسله صفوي منقرض گشت.[

2]

 

معماري عصر صفويه

 

 

هنر معماري اسلامي فراتر از صرف تجربه زيبايي شناختي است و در

واقع جلوه‌اي نمادين از حقيقتي والاتر است كه انسان را از كثرت جهان

بيرون به وحدت الهي مي‌رساند و در حقيقت جاي دادن انسان در

حضور خدا از طريق قدسي كردن فضاست.

در اين نوع معماري معمار اعلي خداوند است الله خالق كل شي و

معماري به گونه‌اي صورت مي‌گيرد كه سر تعظيم در مقابل خداوند فرود

مي‌آورد.

در اين هنر تكنيك و زيبايي، وجوه مكمل خلاقيت هنري است و هنر از

صنعتگري و كار صنعتگر از بقيه وجوه زندگي او خصوصاً زندگي

روحاني او جدا نيست.

با توجه به اين كه در دوران صفوي مذهب شيعه به عنوان مذهب رسمي

ايران اعلام شد آن‌چه كه در دوران صفوي در معماري اسلامي اتفاق

مي‌افتد توجه به مذهب شيعه و نوعي تصوف است كه اين توجه در

بناهاي متعلق به اين دوران به‌وفور قابل مشاهده است.

پادشاهان و هنرمندان و معماران اين دوران تأكيد بر ايجاد نوعي وحدت

و يكپارچگي بين مردم دارند تا بدين ترتيب بتوانند تداعي‌كننده وحدت

الهي باشند و اين امر به ايجاد سبكي در معماري اسلامي مي‌انجامد كه

معروف به شيوه اصفهاني است و يكي از چهار شيوه معماري اسلامي

ايران مي‌باشد. اساس اين سبك بر مبناي سادگي هر چه بيشتر در

طرح‌ها و هندسه‌ي بنا مي‌باشد تا به اصول سادگي كه اساس اسلام است

تداعي بخشد. ضمناً از ديگر اصول اين سبك يكسان بودن تناسبات در

بنا مي‌باشد كه همان مساوات و برابري انسان‌ها در پيشگاه عدل الهي را

تداعي مي‌كند.

از آن‌جا كه پيدايش سلسله صفويه منجر به ايجاد غرور ملي شديدي شد،

در آغاز درگير شدن در جنگ از ايجاد هرگونه معماري در مقياس

وسيع مانع مي‌گرديد. با ظهور شاه عباس اول عصر زرين معماري

صفوي آغاز شد. اين معماري گرچه درخشان‌ترين عصر معماري ايران

نبوده ولي عصر اعتلا و آخرين نمايش معماري اسلامي ايران است.

اصفهان كه از سوي شاه عباس به پايتختي برگزيده شد از مساجد،

كاخ‌ها، پل‌ها، خيابان‌ها و باغ‌هاي زيادي بهره‌مند شد. اولين پروژه

بزرگ وي پس از به تخت نشستن، چهار باغ بود. يك خيابان شاهانه كه

اتصال ميان اسكان قديمي‌تر اطراف مسجد جامع و رودخانه را ميسر

مي‌ساخت وعلاوه برآن از طريق پل الله وردي خان از سال 1602/1011

 ادامه پيدا مي‌كرد و به جلفاي جديد ارامنه و سپس باغ پهناوري

مي‌رسيد.[3]

 

توسعه اصفهان در زمان شاه عباس دوم همچنان با دو بناي تاريخي كه

حاكي از به هم پيوستن فضاهاي داخلي و خارجي به صورتي پيچيده و

عالمانه بود، ادامه يافت. بازسازي و مرمت عمارت كلاه فرنگي چهل

ستون يكي از آن دو بناست كه در مقابل يكي استخر طويل مستطيل شكل

قرار دارد. اثر تاريخي ديگر زمان شاه عباس دوم، با دو خصوصيت

ظرافت هنري و كاربري آن، پل خواجو مربوط به سال 1650/1060

است.

توسعه بناي شهرها در دوره صفويه باعث شده در دوره كوتاهي

شهرهاي ايران بتواند با شهرهاي استانبول و دهلي كه پايتخت ديگر

كشورهاي اسلامي بودند، به رقابت بپردازد. در معماري صفويه رنگ و

تزيين نقش بسيار مهمي دارد و چنانكه گفته شد بناهاي بسياري از اين

دوره به جاي مانده كه اگرچه به لحاظ اصول معماري قابل توجه نيستند

اما از لحاظ تزيين و شكل ظاهري بسيار زيبا و بي‌بديلند.

در واقع معماران دوره صفوي به جاي نوآوري مستقيم ترجيح مي‌دادند تا

بخش‌هايي از بناهايشان را تذهيب و آراسته نمايند. اشكال سنتي كه در

اين دوره بدون تلاش چنداني به مقياس عظيمي به كار مي‌رفت، به

نهايت كمال خود رسيد.

به‌طور كلي سبك معماري در دوره صفويه روبه سادگي هرچه بيشتر

دارد. هندسه بنا ساده است و شكل‌ها و خط‌هاي شكسته به جاي خطوط

پيچ در پيچ گذشته متداول است و از پيمون بندي و تناسبات يكسان در

ساختمان استفاده شده است. اما تكنيك‌هاي تزييني متنوعي از قبيل

آجركاري، كاشي كاري، كتيبه‌نگاري، گچ‌بري، آئينه‌كاري، تزيينات

چوبي و حتي برخي از عناصر معماري مانند تويزه‌هاي كاذب، مقرنس

و سه كنج در حد كمال خود در اين دوره مورد استفاده معماران و

هنرمندان قرار گرفت.[4]

 

جايگاه كتيبه در معماري عصر

صفويه

 

معماري اسلامي در طول تاريخ هميشه از ارزش و توجه خاصي

برخوردار بوده و در برگيرنده‌ي تمام خلاقيت‌هاي هنرمندان مسلمان

است. فضاي باز معماري اسلامي با هماهنگي و نظم نقش‌ها، كتيبه‌ها و

رنگ‌ها، محيطي با عظمت همراه با خلوص معنوي پديد مي‌آورد. انسان

با ورود در اين اماكن خود را در ميان دنيايي معنوي مي‌يابد كه يادآور

بهشتي است كه قرآن از آن سخن به ميان آورده است.

در دوره‌ي صفويه خط كوفي در كاشي‌كاري بناها به وفور استفاده شده.

خط بنايي كه همان كوفي زاويه‌دار است، از ترسيم اشكال هندسي مربع،

لوزي، مستطيل و خطوط موازي و متقاطع حاصل مي‌شود. در واقع نوع

خط در ابتداي اين دوران خط كوفي و ثلث است كه براي نگارش متون

مقدس از آن استفاده مي‌شد، ولي خط غالب در كتيبه‌هاي اين دوران،

خط تعليق، خط رايج ملي دوره صفوي است و در دوره شاه عباس خط

نستعليق كه آميزه‌اي از نسخ  و تعليق مي‌‌باشد ابداع شد. از نمونه‌هاي

اين مصاديق به مسجد شيخ لطف الله، مسجد امام، مدرسه نيم‌آورد

اصفهان و... مي‌توان اشاره نمود. در دوره‌ي صفويه مضامين كتيبه‌ها

در اثر تغيير مذهب به شيعه تغييراتي مي‌‌كند. اين كتيبه‌ها يا به صورت

دعايي مي‌باشند و يا به صورت حديثي و كتيبه‌هايي كه تاريخ ساخت،

نام معمار و... را مشخص مي‌كنند نيز همچنان مشهود است.

كتيبه‌هاي بناهاي اسلامي معمولاً از آجر، كاشي، سنگ، گچ و چوب

ساخته شده‌اند. متن عبارات كتيبه معمولاً اسماء مبارك حق تعالي، آيات

و سوره‌هاي قرآن، نام‌هاي مبارك حضرت رسول (ص) و ائمه

طاهرين، دعاها، مناجات، شعارهاي مذهبي نام سفارش دهنده‌ اثر، نام

حاكم و يا سلطان وقت، نام سازنده اثر، نام كاتب و خطاط، تاريخ

ساخت اثر، اشعار فارسي و عربي، گفته‌هاي بزرگان و حكما، فرامين

پادشاهان و عهدنامه‌ها و پند و اندرز را شامل مي‌گردد.

براساس كتيبه‌هايي كه تاكنون به‌دست آمده ابتدا كتيبه‌ نويسي با خط كوفي

شروع شده و اين خط تا حدود قرن پنجم هجري تنها خط جهت كتيبه

نويسي بوده و از اين تاريخ به بعد است كه خطوط ديگر نيز به‌ صورت

محدود مورد استفاده قرار مي‌گيرد. تا قرن هفتم اكثر كتيبه‌ها به خط

كوفي نوشته مي‌شده و از قرن هشتم به بعد است كه خط ثلث در نوشتن

كتيبه‌ها بيشتر مورد استفاده قرار مي‌گيرد، البته كتيبه‌هاي كوفي نيز

همچنان متداول است.

نكته مهم در مورد خط كوفي اين است كه از زماني كه خط كوفي در

كتيبه‌ها مورد استفاده قرار گرفته به فرم‌ها و شكل‌هاي مختلف و بديعي

در آمده كه هرگز در خوشنويسي و كتابت ديده نشده و نقوش خطي و

كتابتي يكي از مهم‌ترين موضوعات تزييني متون اسلامي است كه اين

تزيينات بيشتر در نوشتن كتيبه‌هاي بناها به وجود آمده است و حتي

فرمهايي از خط كوفي وجود دارند كه فقط در كتيبه‌هاي بناها امكان ايجاد

آن‌ها وجود دارد كه بهترين شاهد آن خط كوفي بنايي مي‌باشد كه با

كتيبه‌نويسي بناها شروع و رشد و نمو يافته و به كمال رسيده است.

وجود كتيبه‌ها در معماري اسلامي از خصايص بارز و با اهميت فراوان

هر بنايي است و در اين‌جا مي‌توان دو ويژگي مهم اين كتيبه‌ها را

برشمرد.

1ـ استفاده از خطاطي در معماري به عنوان عنصر تزييني و عامل

همسان نمودن انواع مختلف بناهاي اسلامي است. تقريباً تمامي

بناهاي اسلامي شامل كتيبه‌هايي با مضامين قرآن، دعا و حديث بر

سطوح خارجي و داخلي خود مي‌باشند. محل‌هاي مشخصي هم جهت

نگارش اين خطوط مورد استفاده قرار مي‌گرفت به عنوان مثال در

قسمت‌هاي خارجي بنا همانند مناره‌ها، سردرها، و پايه گنبدها و در

قسمت‌هاي داخلي محراب، قبله و پايه داخلي گنبد. تقريباً مي‌توان گفت

هر فضاي خالي با عناصر نوشتاري تزيين مي‌يافت. كلمات منفرد

همچنين به‌صورت تكراري با ايجاد طرح يا الگويي بر سطوح داخلي

ديوارها نوشته مي‌شدند. كلماتي كه بدين صورت مورد استفاده قرار

مي‌گرفتند اكثراً بر گرفته از آيات قرآني بودند كه به خط كوفي بنايي

نگارش مي‌يافتند.[5]

2ـ جداي از زيبايي تزييني كتيبه‌ها، آن‌ها در برگيرنده معاني و

مفاهيمي هستند كه انعكاس دهنده شرايط اجتماعي، مذهبي و فرهنگي

زمان نگارش آن‌ها و از طرفي ديگر نمايانگر تمامي خلاقيت‌هاي

هنرمندان مسلمان و ظهور خلوص معنوي آن‌ها مي‌باشد.

به‌نظر مي‌رسد كه آيات قرآني به‌عنوان بيش‌ترين تزيين بنايي سطوح

خارجي و داخلي ساختمان‌ها كاربرد داشته است. كتيبه‌هاي قرآني

اغلب در برگيرنده‌ي جملاتي در اظهار ايمان و اعتقادات مسلمانان

مي‌باشد. اين اعتقادات اغلب به خط كوفي، معنوي ترين خط عربي

نشان داده شده دور بنا و خاصه نزديك محراب كه جهت تجمع و تمركز

مسلمانان مي‌باشد، جاي گرفته است

از طرف ديگر در مطالعه دقيق كتيبه‌هاي قرآني درمي‌يابيم كه برخي

سوره‌ها در بسياري از جاها تكرار شده است بدين جهت مي‌توان

اين‌گونه اظهار داشت كه شخصي كه اين متن‌هاي قرآني را انتخاب

نموده مي‌بايست با تمام قرآن آشنايي داشته باشد و يا به‌واسطه معناي

خاصي كه در اين سوره‌ها و آيات وجود داشته آن‌ها را انتخاب كرده

است. بدون شك علما و يا اشخاص دانشمند مذهبي، نقش مهمي در

انتخاب اين آيات داشته اند زيرا كه آنان به علت انس خاص با قرآن،

از مفاهيم و معاني ظاهري و باطني آن بيش‌تر اطلاع داشته‌اند كه البته

در بعضي موارد خطاطان خود، آيات را انتخاب مي‌كردند.

در كنار استفاده از قرآن در كتيبه‌ها، به گروهي از كتيبه‌ها برمي‌خوريم

كه در اهميتي يكسان همانند آيات قرآني مورد استفاده قرار گرفته‌اند. اين

دسته كه دعا ناميده مي‌شوند مي‌توان به سه گروه مهم و مشخص

تقسيم‌بندي كرد: گروه اول، نام‌هاي زيباي خداوند را توصيف مي‌كنند،

خداوند را ستايش مي‌كنند و بازگوكننده توانايي‌هاي شگرف خداوند

هستند. مثال‌هاي زيادي از اين نوع اول در دوره صفوي قابل مشاهده و

بررسي است. گروه دوم، ستايش و دعا به پيامبر را در جملات

گوناگوني مدنظر دارند و گروه سوم، امام علي (ع) حضرت فاطمه (س)

دختر گرامي پيامبر (ص) و حضرت امام حسن (ع) و امام حسين (ع)

را مورد ستايش قرار مي‌دهند. در اين گروه ما همچنين شاهد ستايش

ديگر امامان شيعه تا امام دوازدهم كه هر يك پس از ديگري مسئوليت

هدايت انسان‌هاي آزاده را برعهده داشتند، مي‌باشيم.[7]

يكي از دعاهاي معروف در ستايش خداوند دعاي جوشن كبير مي‌باشد

كه شبيه جملات و واژه‌هاي آن در محراب مسجد حكيم اصفهان ديده

مي‌شود. سبحان الله، الحمدلله، الله اكبر، الملك لله، تا به آخر.... در

محراب مسجد حكيم نيز شكر و ستايش خداوند در نام‌هاي مختلفي در

ستاره‌هاي هشت پر نشان داده شده و در بعضي از اين ستاره‌ها نام

حضرت محمد (ص) و حضرت علي (ع) به صورت منفرد يا با هم

آورده شده است. همچنين نام دوازده امام با خط زيباي ثلث در حاشيه

طاق محراب حك شده، وجود دارد. در اين‌جا هنرمند مسلمان توصيف و

ستايش خداوند را با ستايش پيامبر (ص) و حضرت علي (ع) و حتي

ديگر امامان شيعه آميخته است. اين نوع از كار انعكاسي از افكار شيعي

زمان و تداعي اين پيام مي‌باشد كه هر كس به دوستي امامان معتقد باشد

متعاقباً دوستي با خدا را به ارمغان آورده است.[8]

نوع ديگري از ادعيه، خطاب به حضرت محمد (ص) است. يكي از اين

دعاها كه در جاهاي بسياري آورده شده، «صلوات» مي‌باشد در اين دعا گفته شده: «اللهم صل علي محمد و آل محمد» خداوندا درود فرست بر

محمد (ص) و خاندان محمد. به‌عنوان نمونه مسجد امام گنبد مدرسه‌ي

چهارباغ و مدرسه‌ي كاسه گران اصفهان همگي دربرگيرنده اين دعاي

معروف شيعي هستند. اين دعا يكي از معروف‌ترين دعاها در ميان

مسلمانان شيعه است كه در هر موقعيت و زماني قرائت مي‌شود. به‌طور

كلي مسلمانان شيعه با اين دعا پرورش مي‌يابند و بزرگ مي‌شوند.

«صلوات» دعايي است كه ابتدا خطاب به حضرت محمد (ص) سپس به

خاندانش كه شامل حضرت فاطمه (س) و امام علي (ع)، اولين امام

شيعه، امام حسن (ع) صابر زمان و امام حسين (ع) شهيد كربلا، و

سپس به ديگر امامان شيعه ارجاع داده مي‌شود.[9]

كلمه شهاده يا فرمول «لا اله الا الله»، «محمد رسول الله»، غالباً در

مساجد دوران اسلامي ديده مي‌شود كه دربرگيرنده‌ي دو اصل اساسي

اعتقادات مسلمانان كه اصطلاحاً توحيد و نبوت ناميده مي‌شوند، مي‌باشد.

يكي از اين مكان‌ها مدرسه‌ي نيم آورد اصفهان است كه ترتيبي زيبا با

نقوش هندسي به‌وجود مي‌آورده است.[10]

اما در برخي مساجد و اماكن مذهبي صفوي ما به جمله ديگري

برمي‌خوريم كه به دو جمله يا فرمول شهاده‌ اضافه شده است و آن كلمه‌ي

«علياً ولي الله» (علي دوست و يار خداوند است) مي‌باشد، كه به امامت

از اصول شيعه اشاره دارد. در ايوان مركزي مسجد جامع اصفهان كلمه

شهاده‌ي لا اله الا الله، محمد رسول الله، علياً ولي الله مشهود است. در

اين‌جا حضرت علي (ع) به‌عنوان جانشين پيامبر (ص) و اميرالمؤمنين

توصيف شده است. تركيب كلمات الله، محمد (ص) و علي (ع) در ا

ين‌گونه نمونه‌ها انعكاس دهنده‌ي اعتقادات مسلمانان شيعه زمان مي‌باشد

و روشن مي‌سازد هر آن‌كس به عشق خداوند معتقد باشد مي‌بايست به

دوستي پيامبر (ص) و امام علي (ع) اعتقاد داشته باشد. در اين مثال

هنرمند سعي كرده است كه ارزش و والايي حضرت علي (ع) را

به‌عنوان ياور خداوند و محترم در نزد او به نمايش درآورد. همچنين او

تلاش كرده است كه بيان كند حضرت علي (ع) دانش و علم كافي در

رابطه با اسلام دارد كه به عنوان فردي اهل دين و عالم در نظر گرفته

شود. او قابل ستايش است و از ما به‌عنوان مسلمان انتظار مي‌رود كه او

را دوست داشته باشيم و ستايش كنيم

«الله، محمد، علي» ترتيب اين نام‌هاي مبارك در خيلي از مساجد و

اماكن مقدس صفوي ديده مي‌شود. ديوارها اين نام‌هاي مبارك را در

كوفي بنايي جلوه گر مي‌كند. كاربرد اين نمونه از تزيينات كتيبه‌اي

دعاگونه همچنين در مدرسه نيم‌آورد و مسجد امام اصفهان قابل مشاهده

است. البته ترتيب نام‌هاي «الله، محمد، علي» در هر در تمام دوران

اسلامي بكار برده شده است. اما مشخصاً استفاده از نام علي (ع) در

مساجد و اماكن مذهبي زمان صفوي بيشتر مي‌باشد و نكته‌ي ديگر اينكه

در همه‌ي اين موارد، هنرمند سعي كرده است كه ترتيب آوردن نام‌هاي

«الله، محمد، علي» را حفظ كند و هرگز سعي نكرده است كه نام

محمدص) قبل از الله و نام علي (ع) را قبل از پيامبر (ص) منعكس كند.[

12]

گروه ديگري كه در تقسيم‌بندي دعا در كتيبه‌ها قابل توجه‌ است، ستايش

حضرت علي (ع) به تنهايي است. هنرمندان مسلمان دوران صفويه با

نوشتن و نگاشتن دعا خطاب به حضرت علي (ع) بر زمينه و اشياء

مختلف، احترام و اعتقاد قلبي خود را نسبت به آن حضرت اعلام

مي‌داشتند.

متوسل شدن به حضرت علي (ع) در مصائب و سختي‌ها يكي از

نمودارها و جلوه‌هاي دلبستگي به اهل بيت در ميان مردم زمان است كه

آن‌ها علي را تنها ياور خود در مقابل مشكلاتشان مي‌يابند.[13]

«علي علي علي» يكي از مشهورترين تجلي امام علي (ع) در كتيبه

نگاري است كه تقريباً در بيشتر اماكن مقدسه‌ي صفوي ديده مي‌شود. اين

كلمه مباركه همراه با تكرار فراوان مورد استفاده هنرمندان خوشنويس

جهت تزيينات اماكن مقدس صفوي بوده است.

ستايش دوازده امام هم در مثالهاي زيادي آورده شده است و بر طبق

عقايد شيعي، آن‌ها جانشينان برحق پيامبر(ص) هستند، آن‌ها دانش كافي

و عميق در رابطه با اسلام دارند و آن‌ها از انجام گناه معصوم مي‌باشند.

در چوبي امامزاده اسماعيل اصفهان و محراب مسجد شيخ لطف ا…

اصفهان از جمله نمونه‌هاي اين بخش مي‌باشد.[14]

اهميت كتيبه با مضمون دعا در اين است كه آن‌ها يادآور حضور خداوند

در همه جا هستند، نتيجه اين كه، دعا به شخصي كه آن‌ها را قرائت

مي‌كند نوعي عرفان و تصوف مي‌بخشد. معنويتي كه از قرائت اين

ادعيه‌هاي حك شده بر در و ديوار مساجد و ديگر اماكن مذهبي در

شخص مسلمان ايجاد مي‌شود تقرب او را به خداوند و ائمه بيشتر مي‌كند

و قلب او را از شبهات و هر آن‌چه كه حجاب بين او و خداوند است پاك

مي‌گرداند و او با آمادگي بيشتري، حضور قلب و توجه به عبادت در

خانه خدا مي‌پردازد.

دسته سوم كتيبه‌ها كه مزين بخش اماكن مذهبي مي‌باشند، گروه احاديث

قدسي و نبوي هستند.

استفاده از احاديث هم نوع ديگري از كتيبه نگاري است. حديث كه

بازگو كننده و منعكس كننده كلمات پيامبر و امامان است در كتيبه نگاري

بناهاي صفوي فراوان استفاده دارد. در مدرسه مذهبي نيم‌آورد و ايوان

ورودي مسجد جامع اصفهان احاديثي از پيامبر به چشم مي‌خورد.[15]

تكرار فراوان كتيبه‌هاي مأخوذ از قرآن كريم بر روي ديوارهاي مساجد

و ساير ابنيه انسان را يادآور اين حقيقت مي‌سازد كه تار و پود حيات ا

سلامي از آيات قرآن تنيده شده و از لحاظ معنوي متكي بر قرائت قرآن

و نماز مي‌باشد. اگر بتوان فيضي را كه از قرآن كريم سرچشمه مي‌گيرد

يك ارتعاش معنوي خواند بايد بگوييم تمام هنر اسلامي خصوصاً

خوشنويسي به‌صورت كتيبه‌ي مساجد اثر اين ارتعاش را در بردارد و

اين نكته اثبات مي‌شود كه اين‌گونه هنر از معناي لفظي يا صورت كلام

قرآن سرچشمه نمي‌گيرد بلكه منشاء آن حقيقت يا جوهر معنوي قرآن

است. كتيبه‌هاي با مفهوم دعا و حديث نيز داراي بيان عرفاني است و

اين كيفيت خاص تا اندازه‌اي ناشي از جو شيعي است كه در آن‌ها

انعكاس يافته است. مظهر و مثال حقيقت معنوي در جهان مادي اولياء

هستند كه مقام معنوي آن‌ها در سلسله مراتب هستي به منزله‌ي قطب

عالم است

رساندن مفاهيم معنوي فوق در بناهاي دوره‌ي صفويه تنها برعهده‌ي

كتيبه‌هاي موجود نيست، بلكه در اين بين نقوش مورد استفاده در اين

بناها نيز سهم به‌سزايي در انتقال مفاهيم خاص معنوي برعهده دارند. در

ادامه به نقوش تزييني هندسي در آثار معماري دوره‌ي صفويه پرداخته

مي‌شود كه نقشي مهم در هنر اسلامي برعهده دارند.

 

جايگاه نقوش هندسي در معماري عصر صفويه

 

از مهم ترين ويژگي‌هاي تزيين بنا در دوره‌ي صفويه، مي‌توان به تبعيت

از قاعده‌هاي تقارن، انعكاس، تكرار و نظم هندسي اشاره كرد.

ضرورت تغيير شكل يك موتيف به شكل‌هاي كوچك‌تر، تكرار يا

تقسيماتي از آن به انگيزه‌ي نشان دادن عمق و حركت در دنياي دو

بعدي، از آن جمله‌اند.

 

طرح‌هاي هنري اسلامي گونه‌اي از طراحي‌هاي سنتي ايراني هستند كه

در حين زيبايي و ملاحتي كه در كاربردهاي متنوع و بر سطح آثار و

ابنيه متعدد دارا هستند، از يك سري قواعد واصول هنري و رياضيات

فرمي بهره مي‌برند.

                          

 

+ نوشته شده توسط شهروز اکبریان در سه شنبه پنجم خرداد 1388 و ساعت 22:58 |
 

واژه نامه معماری ایرانی 

 

 

آبدارخانه : فضای مخصوص تهیه چای و شربت و قلیان

اتاق گوشوار : اتاقی که در طبقه بالا کنار تالار قرار می گیرد و به آن

ارتباط دارد

ارسی : پنجره بزرگ چوبی که یک جبهه اتاق را به طور کامل می

پوشاند و دارای بازشوهای کشویی بالارونده و شیشه های رنگین است

اندرونی : بخشی از خانه که مخصوص زن ، فرزندان ، خدمتگزاران و

سایر اهل خانه بوده است

ایوان : فضای نیم باز مسقفی که از سه طرف محدود و از یک طرف

باز است

ایوانچه : ایوان کوچک و کم عمق

ایوان ستون دار : فضای نیم باز ستون داری که معمولا مقابل فضاهای

بسته قرار می گیرد

بادگیر : عنصر مرتفعی که بر روی بام قرار می گیرد و جریان هوا

رابه درون ساختمان هدایت می کند

بیرونی : بخشی از خانه که مخصوص مهمانان است

پنج دری : اتاق بزرگی که پنج پنجره بزرگ در کنار یکدیگر و به

سمت حیاط دارد

تالار : اتاق بزرگ و تشریفاتی خانه که معمولا محل پذیرایی از مهمانان

است

 

تالار سرداب : فضای تالار مانندی که در زیر زمین خانه قرار می گیرد. 

جلوخان : فضای باز پیش از سر در ورودی 

چهارصفه : فضای صلیبی شکلی که از یک فضای گنبددار در مرکز و

چهاربخش با پوشش طاق و تویزه در چهارطرف آن تشکیل شده است

حوضخانه : فضای سرپوشیده ی مرتفعی که حوضی در میانه دارد و

معمولا بافضاهای دیگر مرتبط می باشد

حیاط خلوت : فضای باز کوچک و فرعی که معمولا در پشت فضا های

اصلی خانه قرار می گیرد و گاهی مربوط به قسمت های خدماتی خانه

می باشد

حیاط بالا خانه : حیاط کوچکی در طبقه دوم خانه که به همراه فضا

های پیرامون خود بخش نسبتا مستقلی را در خانه پدید می اورد

خورشیدی : بخش نیم دایره ای بالای درها با تقسیمات داخلی

درشکه خانه : فضای نگهداری درشکه ها

دودری : اتاقی که دو پنجره بزرگ در کنار یکدیگر به سمت حیاط دارد

رواق : فضای باز نیم ستون داری است که از تکرار چهار طاقی های

مشابه در یک راستا پدید می آید و در طول ضلع یک یا چند جبهه حیاط

قرار می گیرد

سرداب : زیر زمین

سفره خانه : اتاق وسیع یا تالاری که محل صرف غذاست ، اتاق

غذاخوری

سه دری : اتاقی که سه پنجره بزرگ در کنار یکدیگر و به سمت حیاط

دارد

سیم گل : گلی است مرکب که نمای ساختمان را با ان می پوشانند

شاه نشین : فضایی در صدر تالار و روبه سوی پنجره که مخصوص

نشستن بزرگان است

شربت خانه : فضای انبار و مخزن نوشیدنی ها

صفه : سکوی بدون سقفی که سطح آن بالاتر از سطح حیاط است و

معمولا در جلوی فضاهای بسته قرار می گیرد

طاق و تویزه : نوعی روش سقف سازی

طره : سقفی که برای محافظت نمای ساختمان از باران بر لبه بام می

سازند و از یک سو به ساختمان اتصال دارد

قطاربندی : مقرنسی که در یک خط مستقیم کار شده باشد مانند مقرنس

بین طاق و دیوار های یک اتاق

کاربندی : به طور کلی به مجموعه سقف سازی های داخلی تزئینی می

گویند ( اعم از رسمی ، یزدی ، کاسه سازی و مقرنس)

کفش کن : فضای واسطه ای که ورود به فضاهای بسته از آن میسر می

شو 

مطبخ : آشپزخانه

معقلی : نوعی تزئین که از ترکیب آجر و کاشی به وجود می آید

مقرنس : نوعی سقف سازی که مرکب از طاسه های ( عناصر سه

بعدی فضای) هم اندازه و هم آهنگ است

مهتابی : فضای بدون سقفی است که بالاتر از سطح حیاط قرار می

گیرد دیوار های این فضا نماسازی می شود و به این ترتیب به ایوانی

شباهت پیدا می کند که سقف آن را برداشته اند این فضا معمولا از سه

طرف بسته و از جهت چهارم به فضای باز مشرف است

هشتی : فضای اصلی ورودی که معمولا بعد از سر در قرار می گیرد

هفت دری : اتاق بزرگی که هفت پنجره بزرگ در کنار یکدیگر دارد

یزدی بندی : نوعی سقف سازی داخلی تزئنی.

 

 

+ نوشته شده توسط شهروز اکبریان در سه شنبه پنجم خرداد 1388 و ساعت 22:46 |
 
 

معماري سبز

 

قبل از هر چيز که يک ساختمان سبز خلق شود مانند هر چيز ديگر به

يک خالق احتياج دارد  اين موضوع يعنی ايجاد ساختمان سبز به

سلامت فردی که در آن و در محيط اطراف آن زندگی مي کند کمک

خواهد کرد وازاو پشتيبانی خواهد کرد وباعث رضايت مندی و

سودمندی آنان خواهد شد.اين موضوع نيازمند کاربرد با دقت

استراژيهای تصديق شده در معماری است:استفاده از طبيعت بادوام و

منبع مواد با کفايت و تکيه بر خورشيد برای استفاده های گرمايي

ونيروی برق وروشنايي روزانه ودوباره استفاده کردن ازضايعات

و .......يک اتحاد ويکپارچه سازی ساختمانی ظريف اين استراژيها را

توليد می کند. البته بايد نوجه داشت که تبديل فرهنگ بشربه يک پايه و

تغيير ساختا راساسی روح وسرشت انسان بستگی دارد.ما بايد يکی

شدن وبه هم پيوستن ووابستگی به يکديگر را با يک چيزی خيلی وسيع

ترازخودمان دوباره کشف کنيم. جهان طبيعت قلم رويي است روحانی

که نسبت به همه چيز برتری مي يابد.اول شخص و بعد جامعه اين عقيده

بولوزوف است. او عقيده دارد ما بايد هر دو گروه را مجبورسازيم که

موافق حقايق زندگی درجهان باشند.درغرب به اين مسئله اعتقاد دارند

که مزيت در طرح محيطی و طراحی آن درصورتی پيشرفت مي کند

وموفق خواهد بود که حقيقا مجمع و گروه طراحی آن فقط گروهی

ازطراحان باشند.arc اولين شرکتی است که دست به اين کارزده است.

اين شرکت تشکيل شده است ازمعماران سازندگان ومهندسين وسرانجام

عده ای از طراحان بايد پاسخگو درتمامی پروژه های اين شرکت

باشند.اين شرکت درجريان طراحی های خود ازروش مشارکتی استفاده

می کند يعنی تمامی اعضا درنظردادن آزاد هستند اما تصميم نهايي را

طراحان خواهند گرفت. اين روش يک روش قدرتمند در ساختمان

سازی ها به شمارمي رود.بسياری از ساختمان ها که در اين شرکت در

بين طراحان به توافق مي رسد توافق آنها به خاطر مطلوبيت آن اثر

است.دريک کارجالب ديگردراين شرکت دعوت ازتمامی افراد صاحب

نظر است برای عملی کردن واجرايي شدن تمامی نتيجه های بدست

آمده . جوانب مهمی که متفاوت با طراحی های قردادی مشخص شده

است عبارتند از:

1ـ طراحی بايد تقريبا دربرگيرنده 40% ازنيازها باشد نه اينکه 25%

ازنيازها را به صورت قراردادی بر طرف کند.

2ـ روند طراحی جريانی است آشفته و پردست انداز. بنابراين احتياج به

زمان طولانی دارد. طراحی به تفکر گروهای صادق و آزمايش کردن

احتياج دارد.

۳ـ ايجاد ساختمان نيازمند يکپارچه سازی و اتحاد است. همان اتحادها و

يکپارچه سازيهاست که منجربه تغييرساختارهای روحی انسان خواهد

شد.اغلب ازساختمان سبزتعبير به ساختمانی مي شود که اثرات منفی آن

برروی محيط اطرافش کم باشد. هدف ازايجاد ساختمانهای سبز بر

اساس اصول ذکر شده بالا بهبود يافتن آب و هوا وجلوگيری ازاثرات

منفی ساخت و ساز بر محيط زيست است.

صرفه جويي وبهينه سازی مصرف انرژی وکاربرد انرژي های

پايداردرحال حاضر هيچگونه نقشی درفرهنگ ساحتمانی کشورندارد.

علاوه بر آن درساخت و سازهای مسکونی بخش خصوصی وخصوصا

مسکن طبقات مرفه ارقام نسبتا مهمی به زيان سايرموارد ضروری

هزينه درساختمان صرف تزيينات افراطی و بی اصالتی می شود که

عمدتا بنام ابزار سازی مشهور است .انگيزه صرف اين مبالغ نامتعادل

درزيورآرايي احرازجلال و شکوه و .... و نهايتا رونق وموفقيت تجاری

خصوصا درحرفه بسازو بفروشی است.اين مسئله متاسفانه به يک مد

درجامعه تبديل شده است که اين نگران کننده است .اما چاره

مشکل:انکشاف رويکردهای نوين زيبايي شناختی برای ايجاد دگرگونی

و تحول دراذهان عمومی و جايگزينی الگوهای زيستی مبتنی بر تعادل

صرفه جويي و بهينه سازی مصرف و احترام به محيط طبيعی

واجتماعی زيست به جای الگوهای منحط رايج کنونی امری ضروری

است. لازمه اين امرآن است که معماران بکوشند به جای دنباله روی

درسليقه عاميانه و بازاری پسند ذوق و سليقه عمومی را درجهات

سازنده و مفيد اجتماعی هدايت کنند. معماران می توانند به مردم

بباورانند که طرحهای اقليمی وزيست محيطی کمتر از تزيينات رايج

کنونی زيبا نيست.از طريق معماری می توان جامعه را ازمطلوبيت

وارزش فراوان اقتصادی وزيست محيطی انرژيهايي که به نامهای بي

زيان و آرام و ... مشهور شده مطلع کرد. انرژيهايي که ازديدگاه

هنرمندان ومعماران می تواند به جای هرچيزديگرزيبا ناميد.آينده جهان

در زيبايي های زيبا نهفته است. بياييد زيبايي نهفته درانرژيهای پاک

وحياتبخش را کشف کنيم.

ارزشهای معماری سنتی وسنت ارزشهای زيست محيطی معماری سنتی

ايران واجد ارزشهای بسيارفراوان درشيوه های گوناگون استفاده بهينه

ازانرژی وبهره برداری اکولوژيک از انواع انرژيها و خصوصا کاربرد

انرژيهای پايداروبی زبان است.گرچه استفاده از باد و به عبارت صحيح

تر بهره برداری ازحرکت هوا و ايجاد نسيم عمده ترين و رايج ترين

نوع کاربرد انرژيهای بی زيان در معماری سنتی ايران است. با اين

حال همه عناصر اربعه فلسفی و آيينی (آب ، هوا ، خورشيد و خاک)

دارای کاربرد عالی زيست محيطی در مدنيت ومعماری ايران قديم بوده

است .نوع مصالح وفنون ساختمانی رايج درگذشته خصوصا آنچه که

دررابطه با پايداری بنا به کار می رفته وعناصرباربراصلی ساختمان

را تشکيل می داده يعنی ديواره ها و سقف ها يا به عبارت کلی

ترعناصرافقی وعمودی به علت دارا بودن حجم ووزن زياد به طور

خود به خودی و طبيعی درمقايسه با مصالح و مواد سبک وزن و کم

حجم کنونی دارای ظرفيت بالاي نگه داری وذخيره انرژی واستعداد

متعادل سازی حرارت درفضاهای مصنوع بوده است. درعين حال اين

ويژگی به هيچ روی به معنای آن نيست که زيبايي آسايش پايداری عالی

و کيفيات ارجمند زيست محيطی و ابتکارات مربوط به استفاده بهينه از

انرژی درمعماری ايرانی امری خود به خودی و پيش پا افتاده و بی

نيازاز هوش قدرت خلاقه و عللم ودانش تلقی شود. برخلاف بررسی

دقيق ويژگيهای معماری ايرانی حاکی ازبرخوردداری از دانش وآگاهی

بسيار ذکا وهوشمندی و دقت درجزييات معماری بذل توجه بسيار به

امرايجاد فضای راحت و آسايش داخلی زيبايي استحکام و عدم تخريب

محيط و حفظ کيفيت زيست است................

 

 

                                                     

 
 

انواع آلودگی نوری

 

اصطلاح کلی آلودگی نوری به مشکلات چندگانه ای اطلاق مي گردد که

به وسيله استفاده کم بازده، آزار دهنده، افزون بر نیاز يا غير منطقی از

نور مصنوعی ايجاد مي شود. معمولا یک نور هرز یا آزار دهنده ممکن

است در چند مورد از این

دسته بندی ها بگنجد.

Light trespass (فراتازی نوری)

Light trespass آنست که نوری ناخواسته وارد حریم شخصی کسی

شود، همچون نور چراغ های روی دیوار و سردر همسایه. یک مشکل

معمول ناشی از نورمتجاوز زمانی رخ می دهد که نور شدیدی از بیرون

و از راه پنجره به داخل خانه کسی بتابد، که ناخوشایندی هایی همچون

بروز بی خوابی و یا از بین بردن چشم انداز شامگاهی را در پی خواهد

داشت.

اين پديده آزار ویژه ای را برای اخترشناسان آماتور در پی دارد. چرا

که نورهای احتمالی کنترل نشده در نزدیکی آنها، رصد آسمان شب رااز

محل سکونتشان ناممکن می سازد. بيشتر رصدخانه های اپتیکی مهم  

در بخش هایی جای گرفته اند که حوزه پیرامون آنها دارای قوانين

سختگیرانه و موانع کافی در راستای محدود سازی و کنترل بکارگیری

منابع نوری می باشد. در شمار فراوانی از شهرهای آمریکا، در

راستای پاسداری از رصدخانه هایی از این دست، استانداردهایی

سختگیرانه برای محدود کردن روشن سازی فضاهای باز به اجرا در

آمده است.

Over-illumination (روشن سازی بیش از اندازه)

صرفه‌جويي انرژي در پنجره‌ها

پنجره‌ها از نظر صرفه‌جويي انرژي نقش حساسي دارند، چرا كه حدود

30% از كل تلفات حرارتي ساختمان از پنجره‌ها صورت مي‌گيرد، به

همين دليل پنجره‌هايي كه در جاي خوبي نصب نشده‌اند يا خوب محافظت

نمي‌شوند، مي‌توانند هزينه سوخت را بسيار بالا ببرند.

اگر تصميم داريد ساخت ساختمان جديدي را شروع كنيد، با يك مشاور

آشنا به اصول صرفه‌جويي تماس بگيريد، اما اگر مي‌خواهيد ساختمان

موجود خود را بهينه‌سازي كنيد و از هزينه‌هاي خود بكاهيد، اين راهنما

مي‌تواند راهنماي خوبي براي شما باشد.

 

جلوگيري از تلفات حرارتي پنجره‌ها

يك پنجره با شيشه تك جداره تقريباً 10 برابر يك ديوار عايقكاري شده

هم اندازه خود تلفات حرارتي دارد. چنين پنجره‌اي سه مشكل عمده ايجاد

ميكند:

1.      بالا بودن تلفات حرارت،

2.      فراهم نشدن آسايش ساكنين،

3.      بخار گرفتن پنجره‌ها.

 

براي كاستن از مشكلات ناشي از پنجره‌ها، مي‌توان از راههاي مختلف

يك لايه هواي ساكن بين محيط داخل و خارج ايجاد كرد، با انجام اين

كار تلفات حرارتي پنجره به نصف كاهش مي‌يابد. براي ايجاد اين لايه

هوا راه‌هاي مختلفي وجود دارد.

دو جداره كردن

دو جداره كردن شيشه هر پنجره‌اي باعث بالا رفتن كارآيي آن مي‌شود،

بويژه پنجره‌هايي كه پرده‌اي روي آنها نصب نشده است.

پنجره دو جداره، داراي دو شيشه مي‌باشد كه بين آنها يك فضاي كاملاً

درزبندي شده قرار گرفته است. اين فاصله معمولاً بين 6 تا 20 ميليمتر

است.

اگر اين فاصله هوايي 15 ميليمتر انتخاب شود، بهترين كارآيي بدست

مي‌آيد. دو جداره كردن پنجره با وجود اينكه اتلاف حرارت را كاهش

مي‌دهد، جلوي ورود نور و گرماي خورشيد را نمي‌گيرد. بنابراين در

فصول گرم سال براي كاهش ورود گرما به داخل ساختمان بايد جلوي

تابش مستقيم خورشيد به پنجره را گرفت.

در كنار اينها، دو جداره كرده پنجره‌ها باعث كم شدن ورود سر و صدا

به داخل ساختمان مي‌شود و نيز بخارگيري پنجره‌ها در فصول سرد سال

كاهش مي‌يابد.

براي دو جداره كردن پنجره يك جداره موجود مي‌توان يك لايه ديگر از

شيشه يا اكريليك شفاف ديگر روي آن نصب كرد و فضاي بين آنها را

كاملاً درزبندي كرد. در اين فضا بايد مقداري ماده جاذب رطوبت قرار

داد تا رطوبت اين فضا را كاملاً بگيرد.

پركردن با گاز

در برخي از پنجره‌هاي دو جداره، فضاي مياني را با گازهايي مانند

آرگون و كريپتون پر ميكنند تا كارايي آنها حدود 10% افزايش يابد.

عايق‌هاي ويژه پنجره

اين عايقها را كه به شكل برچسبهاي شفاف ساخته مي‌شوند به راحتي

مي‌توان بر روي شيشه پنجره‌ها چسباند و بخشي از خواص پنجره‌هاي

دو جداره را در آنها به وجود آورد. اين برچسبها باعث مي‌شوند ورود

گرما دار تابستان تا 80% كاهش يابد. علاوه بر اين انواع كم تابش اين

محصولات (Low-E) قادرند تلفات حرارتي و زمستاني را نيز تا 30

% كاهش دهند.

اين عايقها از نظر قيمت با پنجره‌هاي دو جداره قابل رقابت هستند.

بويژه در ساختمانهاي موجود كه تعويض پنجره‌ها با پنجره‌هاي دوجداره

هزينه زيادي به همراه خواهد داشت.

 

پوششهاي شفاف

راه ديگر براي بالا بردن كارآيي پنجره‌هاي موجود، نصب ورقه‌هاي

پلاستيكي شفاف بر روي پنجره‌ها است. اين ورقه‌هاي شفاف را مي‌‌توان

توسط چسبهاي دوطرفه طوري به شيشه چسباند كه چند ميليمتر با آن

فاصله داشته باشند.

كار ساده‌تري كه مي‌توان انجام داد اين است كه در چند هفته از سال كه

هوا خيلي سرد است بر روي پنجره‌ها نايلون كشيد و دور تا دور آن را

با چسب نواري پهن چسباند. با اين كار در درجه اول شرايط آسايش

بالاتري براي ساكنين ايجاد مي‌شود و در كنار آن در مصرف سوخت

نيز صرفه‌جويي مي‌شود.

 

 پرده‌ها

نصب پرده‌هاي كاملاً چين‌دار كه پنجره را كاملاً بپوشاند مي‌تواند جلوي

اتلاف حرارت را به مقدار زيادي بگيرد. اين پرده‌ها در فلصل تابستان

نيز جلوي تابش خورشيد را مي‌گيرند و به خنك نگه داشتن داخل

ساختمان كمك شاياني مي‌كنندف بويژه اگر آستر براق داشته باشند.

به اندازه بودن و نصب صحيح پرده بسيار مهم است. پرده بايد طوري

باشد كه هوا نتواند پشت آن آزادانه حركت كند. براي اين كار مي‌توان

فاصله ريل پرده تا ديوار را با چيزي مانند تخته پركرد يا گيره‌ها را

طوري به پرده زد كه خود پرده تا ديوار تا ادامه پيدا كند. همچنين

مي‌توان پايين پرده را با وسيله‌اي بر روي ديوار ثابت كرد.

انجام كارهاي زير اثر كاهنده ناچيزي بر روي تلفات حرارتي در

زمستان دارند يا اصلا بيفايده هستند:

1.      نصب پرده كركره: چون هوا از بين پره‌ها به راحتي حركت

مي‌كند و حرارت را جابجا مي‌نمايد.

2.   استفاده از شيشه‌هاي چند لايه يا ضخيم: انجام اين كار جلوي ورود

سر و صدا را مي‌گيرد ولي تاثير بسيار كمي بر روي ميزان اتلاف

دارد.

3.   استفاده از شيشه‌هاي بازتابنده يا تيره: اين شيشه‌ها تاثير محدودي

دارند و باعث كم شدن نور و حرارت خورشيد در همه مواقع سال

مي‌شوند.

 

حصيرها و پرده‌هاي پارسيانا

حصير را مي‌توان در طرف داخل پنجره نصب كرد. حصيرها بايد

كاملاً به هم چسبيده باشند تا بتوانند يك فضاي درزبندي شده بوجود

آورند و بيشترين كارايي را داشته باشند.

نصب پرده‌هاي پارسيانا نيز مي‌تواند تاثير بسزايي در كاهش مصرف

سوخت داشته باشد. اين پرده‌ها از صفحات آلومينيومي كه بين آنها با

مواد عايق پر شده است، تشكيل شده‌اند.

 

سايبان براي تابستان

در تابستان جلوگيري از ورود گرماي خورشيد از هر كاري مناسبتر

است. براي اين كار نصب سايبان در طرف بيرون خيلي بهتر از نصب

پرده در داخل ساختمان است. هر چند استفاده از هر دوي آنها بالاترين

بازده را دارد. روش نصب سايبان به جهت قرارگيري پنجره بستگي

دارد.

 

نصب سايبان در پنجره‌هاي رو به جنوب

وجود سايبان براي پنجره‌هاي رو به جنوب در فصل تابستان لازم است

اما بايد توجه داشت كه اين سايبان در فصل زمستان جلوي ورود

حرارت خورشيد را به داخل ساختمان نگيرد. براي اين كار راههاي

مختلفي وجود دارد.

 

نصب سايبان قابل تنظيم

براي كاهش ورود نور خورشيد مي‌توان در سمت بيرون پنجره حصير

يا پرده پارسيانا نصب كرد.

باين روش مي‌توان در تابستان بيشترين سايه ممكن را ايجاد نمود و در

فصل زمستان نيز با جمع كردن يا بالا كشيدن اين سايبان‌ها ورود

گرماي خورشيد را امكان‌پذير ساخت.

نصب حصير يا صفحات كدر در بالاي پنجره

اين صفحات ارزان‌ قيمت را مي‌توان تابستانها نصب كرد و با شروع

فصل سرد آنها را جمع كرد.

 

نصب سايبان با ابعاد محاسبه شده

اندازه سايبان و ارتفاع آن بالاي پنجره را مي‌توان طوري تعيين كرد كه

جلوي آفتاب بلند تابستان را بگيرد ولي در زمستان آفتاب بتواند بدون

برخورد با سايبان وارد خانه شود.

 

نصب سايبان نرده‌اي

مي‌توان قطعات چوب را به طور موازي بر روي دو يا چند محور

نصب كرد. فاصله اين قطعات نبايد بيش از يك سوم پهناي آنها باشد.

 

نصب سايبان با پره‌هاي ثابت يا متحرك

زاويه و فاصله اين پره‌ها را مي‌توان طوري تعيين كرد كه جلوي آفتاب

تابستان را بگيرد ولي مانع آفتاب زمستان نشود.

 

كاشت درختاني كه برگشان در زمستان مي‌ريزد

با اين كار مي‌توان جلوي تابش آفتاب را به داخل خانه را گرفت در

زمستان هم با ريختن برگ اين درختان مانعي بر سر راه ورود نور

خورشيد به ساختمان وجود نخواهد داشت. بايد توجه داشت كه كاشت

درختان هميشه سبز مفيد نيست زيرا در زمستان مانع از رسيدن گرماي

خورشيد مي‌شوند پس امكان كاشت آنها در نزديك خانه وجود ندارد.

 

استفاده از ايوانهاي خيلي عميق توصيه نمي‌شود

زيرا با وجود مناسب بودن براي تابستان در زمستان، به دليل جلوگيري

از ورود گرماي خورشيد مشكل‌ساز مي‌شود.

 

نصب سايبان بر روي پنجره‌هاي شرقي و غربي

پنجره‌هاي شرقي و غربي هنگام تابستان بايد به طور كامل از آفتاب

طلوع و غروب حفاظت شوند. بر اين كار بهترين راه استفاده از حصير

يا ديگر چيزهايي است كه پنجره را به طور كامل بپوشانند. استفاده از

سايبانهاي متحرك اين امكان را فراهم مي‌سازد كه در زمستان يا در

روزهايي كه هوا زياد گرم نيست از اين پنجره‌ها استفاده شود.

همچنين مي‌توان با كاشت درخت در جلوي پنجره‌هاي شرقي و غربي

جلوي تابش آفتاب را به آنها گرفت.

در پنجره‌هاي شرقي و غربي با استفاده از شيشه‌هاي رنگي يا رفلكس

مي‌توان ميزان ورود گرماي خورشيد به داخل ساختمان را كم كرد. اين

شيشه‌ها انواع مختلف و كارآيي‌هاي گوناگوني دارند ولي به طور كلي

هر قدر تيره‌تر باشند براي اين كار مناسب‌ترند.

 

حفاظت از پنجره‌هاي سقفي و نورگيرها

پنجره‌هي سقفي و نورگيرها در تامين روشنايي ساختمان نقش بسيار

مهمي دارند. اما وجود آنها مي‌تواند مشكلات زيادي از نظر گرمايي

ايجاد كند. براي پيشگيري يا حل اين مشكلات اقدامات مختلفي را ميتوان

انجام داد.

1.   دو جداره كردن شيشه‌ها راهي است براي كاهش اتلاف حرارتي

در زمستان اما باز هم اتلاف حرارتي آنها تا 10 برابر يك سقف ايزوله

شده است.

۲.      براي كاهش اثر نورگيرها مي‌توان آنها را با يك صفحه شفاف يا شيشه اضافي از محيط خانه جدا كرد.

 

3.   براي كاهش اثرات منفي نورگيرها در تابستان مي‌توان روي آن سايبان نصب كرد يا پره‌هايي با زاويه قابل تنظيم روي آنها قرار داد.

  

نكاتي براي صرفه‌جويي در انرژي

در زمستان

در روزهاي آفتابي زمستان، پرده و تمام پوششهاي ديگر پنجره‌هاي

جنوبي را كنار بزنيد تا آفتاب بتواند به درون بتابد.

در روزهاي ابري به كمك پرده‌ها و ديگر وسايلي كه نصب كرده‌ايد،

جلوي اتلاف حرارت از پنجره‌ها را بگيريد.

 

در تابستان

تمام پنجره‌ها را از طلوع تا غروب خورشيد از تابش حفظ كنيد. اين

كار را به كمك سايبانها، پرده‌ها تا ... انجام دهيد.

تمام درها و پنجره‌ها را ببنديد.

اگر احساس كرديد درون خانه از بيرون گرمتر است. پنجره‌ها را باز

كنيد تا خانه خنك شود.

هنگام شب به كمك هواكش يا ايجاد كوران، هواي بيرون را در داخل

ساختمان به جريان بياندازيد و هنگام صبح با گرم شدن هوا پنجره‌ها را

ببنديد. با اين كار، خانه شما براي مدت بيشتري خنك باقي مي‌ماند.

 

ساخت يك ساختمان جديد مطابق با مقررات

همانطور كه قبلاً گفته شد، براي ساخت يك ساختمان جديد بايد از يك

مشاور آشنا به اصول صرفه‌جويي انرژي كمك بگيريد. تمام

ساختمانهايي كه در كشور ساخته مي‌شوند بايد مقررات ملي ساختمان در

آنها رعايت شده باشد. مبحث نوزدهم از اين مقررات كه از تيرماه سال

1380 رعايت آن الزاميست، در ارتباط با مصرف انرژي مي‌باشد و

براساس آن ضريب انتقال حرارت كلي هيچ ساختماني نبايد از حد

استانداردي بالاتر باشد. اين ضريب به طور مستقيم با ميزان تلفات

حرارتي ساختمان در ارتباط است. با رعايت مقررات مبحث نوزدهم در

خانه جديد خود، قبض گاز شما سالانه تا 16 هزار تومان كمتر مي‌شود

و با اين كار هر سال دست كم حدود 32 هزار تومان به اقتصاد ملي

كمك خواهيد كرد. همچنين با اين صرفه‌جويي، سالانه 40 هزار تومان ا

ز هزينه‌هاي زيست محيطي خواهيد كاست.

 

شیشه های دو جداره

 حدود 40 درصد از اتلاف انرژي ساختمان از طريق پنجره‌ها صورت

مي‌گيرد.

پنجره‌هاي دو جداره داراي دو شيشه هستند كه بين آنها يك فضاي كاملاً

درزبندي شده قرار دارد.

دو جداره كرده شيشه‌ها باعث بالا رفتن كارايي آن و جلوگيري از اتلاف

انرژي در ساختمان مي‌شود.

اكنون با توجه به اينكه يكي از مهمترين عوامل اتلاف انرژي حرارتي

در ساختمان، عبور گرما از شيشه‌هاي يك جداره و نشت هواي گرم

خانه از طريق درزهاي پنجره‌هاست، دو جداره كردن شيشه‌ها باعث

بالا رفتن كارايي آن و جلوگيري از اتلاف انرژي در ساختمان مي‌شود.

يكي از دلايل اتلاف حرارتي، استفاده از قابهاي نامناسب در پنجره‌ها

مي‌باشد، به همين دليل كاربرد قابهاي استاندارد از درجه اهميت بالايي

برخوردار است. بنابراين براي كاهش تبادل حرارتي از طريق قاب

پنجره، استفاده از قاب استاندارد پي وي سي و آلومينيوم ترمال بريك كه

ضريب هدايت حرارتي بسيار پاييني دارند بسيار موثر است.

 

                                                               

+ نوشته شده توسط شهروز اکبریان در سه شنبه پنجم خرداد 1388 و ساعت 22:44 |
 

ابزار معماری سنتی

 

کمچه: برای پهن کردن ملات استفاده می شود.

 

ماله (ایرانی): در انتهای صفحه واقع می شود، یک گونیا دارد و در

قدیم به ماله سفت معروف بود. ماله و فنر بند کشی بیشتر از ماله

مرغوب استفاده می شود و هر چه بیشتر کار کند از کار می افتد. ماله

را بهتر است ابتدا به سیمانکار بدهیم تا از کار در آید و نازک و نرم و

صیقل پذیر شود و به ماله پشته کشی و پرداختی تبدیل شود و لای

جوراب های کهنه نگهداری می شد و روغن می زدند. بعد از این ماله،

ماله الماس خوب است. ماله بند کشی برای دیواری که نیاز به نما سازی

ندارد استفاده می شود. بنایی که فقط کارش بند کش است از تیغه بند

کشی برای افقی ملات، بند عمود، بند عمودی، هرزه ملات استفاده می

کند.

ماله چوبی (تخته ماله): هر چه طولش بزرگ تر باشد بهتر است و

فقط برای سیمان کاری استفاده می شود.

فیتیله کش: مربوط به سنگ کاری است، که خودش سنگ را با ابزار

می تراشد.

بند گود: ناودان

شاقول: وزنه سنگینی که به نخ بسته شده و بغل ستون قرار گرفته و دو

خط موازی را با هم مقایسه می کند (در قدیم). قطر شاقول با ترکی باید

برابر باشد. شاقول متشکل است از وزنه ای مخروطی شکل، نخ و

ترکی (صفحه مربع شکل آهنی) که نخ از وسط ترکی عبور می کند و

پیچی نخ را نگه می دارد. قطر دایره وزنه با طول ترکی باید برابر

باشد. فاصله وزنه با دیوار در شاقول کردن را بادخور می گویند که باید

ینگشت خود را زیر ترکی قرار دهیم.

سر سفتی کار: فاصله وزنه تا کار،وقتی که نخ از بالا به آجر چسبیده

باشد و مخروط از آجر فاصله گرفته باشد.

سر وا افتاده: وقتی که نخ از بالا با آجر فاصله داشته باشد و مخروطی

به آجر چسبیده باشد.

شمشه ملات: شابلنی برای تراز کردن ملات.

سنگ تراش: خش کاشی را برداشته و آن را صاف می کند.

 

فاصله نخ ریسمان کار تا آجر: باید باد خور باشد، که برابر است با

حدود یک میلی متر. نخ و ریسمان باید سفت باشد و به اصطلاح زنجیر

می بندند.

فرز: برای بریدن است و بر دو نوع است: 1) کلفت که برای ساب آهن

به کار می رود  2) نازک که برای بریدن آهن به کار می رود. فرز

انگشتی برای خط انداختن سنگ و پولیش دادن آن استفاده می شود که

برای برش سنگ گرانیت با درجه سختی بالا از صفحه گرانیت باید

استفاده شود.

مینی فرز: برای کارهای ظریف مثل پولیش سنگ استفاده می شود.

کمپکتور: دستگاهی است برای کوبیدن خاک تا محکم شود که دو نوع

دارد: قورباغه ای و موضعی.

کف ساب: برای ساییدن موراییک و سنگ کف استفاده می شود.

انواع و ابعاد آجر: آجر سه قدی(5×10×15)، آجر نیمه (5×10×10)

، آجر کلوکه (10×5×5)، آجر نیم لایی (20×10×5/2). همیشه دیوار

با آجر سه قد شروع می شود.

هشتی گیر یا لاوند یا دندانه دار کردن دیوار: که معمولاً برای اتصال

دیوار های متقاطع و یا برای ساختن دیوارهای طویل به کار می رود

مجاز نمی باشد. هشتی گیر را می توان منحصراً برای اتصال تیغه ها

به کار گرفت مشروط بر آن که درزهای بالا و پایین آجر چینی بعدی

در محل هشتی گیر کاملاً با ملات پر شوند. در لاریز همیشه بندها پر

می شوند که بندهای افقی با ملات پر می شوند و بندهای عمودی با

هرزه ملات. شمشه ملات برای این است که هم ملات را تراز نگه دارد

و هم ملات را عقب تر نگه دارد تا بعداً بتوان بند کشی کرد.

سنگ دایره یا صابونی: مکعبی شکل است و برای کاشی کاری استفاده

می شود که تکه های کاشی را با گاز انبر می برد و با سنگ سوهان

می زند.

 روش به دست آوردن محل نصب لوستر: قطرهای سالن را رسم می

کنیم، محل برخورد را پیدا می کنیم و با شاقول به سقف منتقل می کنیم

که به این کار قپون کردن می گویند.

-        ملاقه، کمچه، چکش لاستیکی، برس سیمی و دستگاه کاشی بری

وسایل کاشی کاری هستند.

روش دوغاب ریختن: دوغاب از مخلوط ماسه، سیمان و آب به دست

می آید. کاشی را نگه می داریم با ملاقه پشت کاشی را دوغاب می

ریزیم.

روش چسب: از چسب مخصوص برای چسباندن کاشی ها استفاده می

شود.

-        گونیای بنایی و گونیای فلزی برای آهنگری استفاده می شوند که

هر چه گونیا بزرگتر باشد کار دقیق تر می شود.

 سنگ مالون: سنگی است که حجم زیادی دارد و با چکش مخصوص

در اندازه مختلف قواره می کنند. سنگ قرمز معدنش چالوس است.

برای ابزار زدن سنگ از قلم استفاده می کنند. نوک کلنگ ها و تیشه ها

از فولاد مرغوب استفاده می شود تا زود دمشان بر نگردد.

انواع سرند: سرند ریز برای سرند کردن گچ، سرند چشم بلبلی برای

سرند کردن خاک، سرند چشم گاوی برای بتن.

انواع ملات: ملات ماسه سیمان، ملات باتارد و ملات ماسه و خاک

رس.

آبخوره کردن: وسط ملات را باز می کنیم، آب می ریزیم و خوب هم

می زنیم، با بیل چندین بار به هم می زنیم، سپس آبّ را اضافه می کنیم.

دیوار نیمه (دیوار تیغه، یک آجره، یک و نیم آجره و غیره): ابتدا جای

که دیوار را بنا مبکنیم، یعنی بر کار، اولین آجر را می گذاریم. دقیقاً در بر کار. برای جایی که طول دیوار زیاد باشد از ریسمان کار استفاده

می کنیم، طوری محکم می بندیم که با تلنگور صدای تار بدهد. از بر

آجر سیمان را طوری می کشیم که با بادخور فاصله داشته باشد. در دو

طرف آجر ریسمان کار را می بندیم و تراز می کنیم. از نبش، دیوار را

می چینند. برای نما به آجر ضربه می زنیم تا طبله نکند. برای

برگرداندن کار دوباره تراز می کنیم، ریسمان می بندیم و بعد گونیا می

کنیم. برای گونیا کردن از قضیه فیثاغورس نیز می توان استفاده کرد.

برای رج بعدی شمشه ملات را روی کار قرار می دهیم و ملات می

ریزیم. با گوشه کمچه دو طرف ملات را صاف می کنیم که در امتداد

کار شره نکند و برای بند کشی مزاحم کار ما نشود. دپو کردن آجر به

معنی تنظیم کردن آجر توسط شاقول است. پیوند یک دوم یعنی هرزه

ملات پایین و وسط آجر بالا قرار گیرد.

ساخت خشت

ابتدا خاک را با آب مخلوط می کنند و خوب ورز می دهند و به صورت

گلویی در می آورند و بعد روی زمینی که می خواهند خشت ها رویش

باشد را کاه و یا از خاک سرند شده استفاده می کنند تا هم به زمین

نچسبند و هم زیرشان ترک نخورد. داخل استامبولی آب، کاه می ریزیم

سپس قالب را داخل آب خوب خیس می کنیم و روی زمین می گذاریم.

گل را داخل آن ریخته و خوب می مالیم و کاملاً داخل قالب فشار می

دهیم سپس روی آن کمی کاه می مالیم و بعد قالب را به آرامب بر می

داریم.

خشت ها را باید دپو کنیم، یعنی بعد از خشک شدن به صورت ایستاده

کنار چند خشت تخت قرار می دهیم تا بین آنها هوا بخورد و خشک شود

(تقریباً شبیه هزار پا).

 

آهک: ممکن است در طول زیاد بترکد. آهک را در داخل حوضچه

هایی می ریختند و به آن آب می بستند و از آب آهک استفاده می کردند

و یا آهک را کف پی می ریزند و به آن آب فراوان می دهند، به هم می

زنند و بعد بقیه مواد را می ریزند که باعث می شود زمین محکم شود.

اگر چوب، گچ و یا کاغذ داخل شفته باشد مقاومتش کم می شود زیرا باد

میکنند و شفته را می ترکانند. سنگ لاشه داخل شفته بسیار مناسب است

زیرا شکسته است و درگیری آن بیشتر است.

ملات ماسه آهک: ماسه+ آهک+ کمی خاک رس برای ملات بین

آجرها که حتماً باید سرند شود و از سرند بین شش الی ده میلی متری

بگذرد. برای دیوار حمام که از سنگ است از گل آهک استفاده می شود

و روی آن به جای سیمان از ساروج استفاده می کردند که بسیار محکم

می شد. بارطوبت حمام سفت می شد.

ملات ساروج: موی بز+ آهک+ ماسه (ترجیهاً ماسه بادی). وقتی که

پرداخت شد به صورت دانه های ریز می شود.

تراش سنگ مالون سبز: برای تراش از سنگی استفاده می شود که

تراش خور خوب داشته باشد که بزرگ ترین چکش برای این کار پتک

است که برای سنگ های بزرگ استفاده می شود. اگر بخواهیم از سنگ

نما بگیریم و یا مالون را منظم بتراشیم و یا حتی غیر منظم، باید از یک

کاغذ، مقوا برای الگو استفاده کنیم و روی سنگ بگذاریم و با گونیا خط

بکشیم. پهنای سنگ ثابت و طول آن متفاوت است. به کمک چکش بغل

خط را می پرانیم. دقت کار به این است که خط بماند و از بین نرود.

-    ارزان ترین سنگ چینی لاشه چینی است، یعنی سنگی را می

گذاریم بغل آن سنگی که از لحاظ زاویه به آن بخورد و با ملات بین آنها

را پر می کنیم.

سنگ تراول تن: رنگ های زیادی دارد و در نما استفاده می شود و

چکش خور خوب دارد. چون این سنگ تخلخل زیادی دارد باعث می

شود با ماسه سیمان درگیری پیدا کند و طبله نکند. برای چیدن دیوار

سنگی ابتدا نخ را در سیمان می بندیم و شمشه ها را با گچ دستی محکم

می کنیم. سنگ ها را کنار هم می گذاریم و ملات ماسه سیمان می زنیم

تا سفت شود. سر بافت داده یعنی هر چه بالاتر می رویم دیوار عقب تر می رود و وزن خاک کمتر می شود برای همین هم دیوار لاغرتر می

شود و این استحکام دیوار را بیشتر می کند. وقتی دیوار چیده شد هر

روز آب می گیریم تا کاملاً سفت شود.

گچ سازی: بر دو نوع است: گچ سفید دستی و گچ عسلی. گچ سفید دستی

به گچی گفته می شود که به محض این که ساخته شد از آن استفاده شود

و از مشت نریزد که برای واداشتن شمشه ، واداشتن سنگ پلاک بزرگ

و برای نصب چارچوب و پنجره و در و برای کوبیدن شمع از آن

استفاده می شود. برای ساخت گچ ابتدا آب می ریزیم و بعد گچ را

رویاب می پاشیم. اگر یک دفعه گچ را روی آب بریزیم گچ خفه می شود

که این نوع گچ سفت ترین گچ دستی می باشد.

گچ و خاک دستی: قبل از ساخت ابتدا گچ و خاک را به میزان یک به

یک تا خشک است با هم مخلوط می کنیم و چندین بار از سرند عبور

می دهیم تا کاملاً مخلوط شود. از گچ و خاک در طاق ضربی و دیوار

هایی که جنبه نما یا گری دارد (دیوار گری دیواری است که بعداً رویش

نما کار می شود).

گچ عسلی: به غلظت عسل است و به زدن خیلی مهم است که هر چه

بیشتر گچ را ورز دهیم به گچ کشته تبدیل می شود. در گچ عسلی یک

بار ورز می دهند و سریع استفاده می کنند که برای کاشی کاری، پشت

طاق ها تا هرزه ملات را پر کند.

روی گچ و خاک و کاهگل آستر و رویه می کردند که آستر به ضخامت

تقریبا یک سانتیمتر است.ساده مالی یا دو گچه شامل آستر ور ویه

است .گچ شل تر از گچ عسلی درست می کنیم و سه بار ورز می

دهیم . مقدار گچ و آب در آستر و کشته و گچ بری و ابزار یکسان است

ولی در آستر گچ را الک نمی کنند ، برای چهارلیتر آب سه کیلو گچ یا

سه مشت گچ کافیست باراول ورز می دهیم دانه های سنگین ته نشین

می شود و دوغاب بالا می ماند بار دوم ورز می دهیم همه مخلوط می

شود بار سوم ورز می دهیم و استفاده می کنیم. برای گچ کشته گچ را

الک می کنند که از الک تخت استفاده می کنند بعد آب می ریزند و گچ

را اضافه می کنند و مدام مخلوط می کنند تا سفت شود تا جائی که

احساس شود سف تر از آن نمی شود. گچ کشته به خوی خود نمی گیرد

بلکه باآستر می گیرد. زیرکاررا تمیز انجام می دهند و آستر و کشته را

یکی می کنند یعنی یکدفعه انجام می دهند. از ماله PVC  استفاده می

کنند اگر یک بار آستر و کشته را بزنیم باید سرعت عمل بالا باشد این

کار اقتصادی تر است و اگر به دیوار تکیه دهیم گچی نمی شویم در

حالی که اگر کشته را جدا بزنیم به دیوارکه تکیه دهیم گچی می شویم.

آرک را به کمک میل گرد به صورت سقف کاذب با سیم رابیت می زنیم

بعد گچ و ابزار را می زنیم. برای لکه گیری دیوار از گچ عسلی استفاده

می کنیم .

ابعاد خشت

ابعادخشت 20×20 - 25×25

خشت را که زدیم برای چیدن دیوار پیوندهای خشتی تقریباً شبیه

پیوندهای آجری است. برای نیمه، خشت را نصف می کنیم که یا بعداً

می بریم یا از اول قالب را وسطش خط می گذاریم خشت که آماده شد

می توانیم با ملات که فقط گل رس بوده در قدیم دیوار را بچینیم در

دیوار یک خشتی باید پیوندها از نیمه شروع شود. برای اینکه دیوار

سبک باشد و عایق صدا باشد از خشت به صورت مجوف استفاده می

شد که امروزه از آجر مجوف (سوراخ دار) استفاده می شود. برای

دیوار دوخشته چیزی حدود 45 سانتیمتر هرزه ملات می گذارند. دیوار

به صورت یک خشته هم چیده می شود. در گذشته دیوار را به صورت

صندوقه یا گربه رو می چیدند یعنی یک خشت می گذاشتند و 2 تا

عمودی روی آن بعد یکی دیگر به صورت افقی روی آن قرار می دادند

که این نوع دیوار ها سبک تر بوده و مصالح کمتر می برده و برای

سقف شیب دار  استفاده می شده، با خود وزن خشت  ضربه می زدند به

ملات که حدود یک الی سه سانتیمتر بوده بچسبد برای راحتی کار از

کمچه هم استفاده می شده که یک مقدار ماسه هم به خشت می زدند تا

بهتر بچسبد. در دیوار دوخشته چهار طرف نما می دهد در خشت تراز

نمی کردند در دو خشته یک بار درسته لبکار است و بار بعد وسط کار

می افتد آجر مجوف، هپلکس و غیره سبکند و سرعت عمل بالاتر است

در دیوار صندوقه هرچقدر که چیدند با یک خشت در آن را می بستند

البته پیوندها رعایت می شده. در شیب بندی پشتبام  با شیب زیاد که

سقف سنگین نشود از صندوقه استفاده می شود که ملات مورد استفاده

در دیوار صندوقه گچ و خاک بوده است .

ستون: در ستون رج اول که بنا شد شاقول را بالا می بریم و آن وقت 

است که نخ عمودی (قپان) می بندند تارجهای بعدی صاف بالا بیاید با

چهارتا شمشه که در چهار طرف کاملاً  فیکس شده ستون را تا بالا

صاف می آوریم.

 

  

+ نوشته شده توسط شهروز اکبریان در سه شنبه پنجم خرداد 1388 و ساعت 22:35 |

 

فضاها و دياگرام روابط فضاهای

موزه... (طراحی معماری 3)


فضاها و دياگرام روابط فضا ها

فضاهاي موزه:

1.      تالارورودي يا لابي

2.      گالري ها يا تالار هاي نمايش آثار

3.      کتابخانه

4.      آزمايشگاه

5.      چايخانه يا کافه تريا

6.      انبار آثار

7.      بخش اداري

8.      آمفي تئاتر

9.      بخش آموزشي –تحقيقاتي

تالار ورودي:

درهاي ورودي موزه بايد به حدي باشد كه محافظت و كنترل آنها براي

نگهبانان آسان و ميسر باشد. وضع مطلوب آن است كه موزه فقط يك در

ورودي عمومي اصلي و وسيع داشته باشد و توسط چراغ يا علامتهاي

ديگر كاملاً مشخص باشد. اين در بايد به سرسرا و يا اتاق ورودي موزه

منتهي شود. در اين اتاق يا سرسرا بخش فروش بليط، ميز اطلاعات و

فروش انتشارات قرار دارد. در و يا درهاي ورودي موزه بايد از نظر

تزيينات ساده و با سبك معماري بومي و معمول در جامعه هماهنگ

باشد، همچنين اندازه آنها بايد چنان باشد كه تعداد زيادي از افراد در يك

لحظه بتوانند به آساني از آنها عبور كنند.

اتاق ورودي موزه بايد به گونه اي ساخته و تزيين شود كه نظر مردم را

جلب نمايد و معرف موزه نيز باشد؛ زيرا اين اتاق نخستين بخش موزه

است كه بازديد كننده به آن وارد مي شود. محوطه ي ورودي نبايد آنقدر

وسيع باشد كه آنقدر كه بازديد كننده در آنجا احساس غريبي و گم شدن

نمايد و از سوي ديگر بايد آنقدر وسعت داشته باشد كه گروههاي بازديد

كننده براحتي در آن گرد آمده، از آنجا به سوي تالار هاي نمايش حركت

كنند. اين محوطه را نبايد از ميز و صندلي و ديگر وسايل انباشته كرد،

فقط چند صندلي يا يكي، دو نيمكت كافي است. نقشه ديواري راهنماي

موزه نيز بايد در اين قسمت نصب شود. جزوه هاي راهنماي موزه را

نيز مي توان بر روي ميز هاي كوچك در اين محل قرار داد. ساعت

ديواري, تلفن عمومي حتي صندوق پست نيز از وسايل ضروري اين

محوطه است. مطلوبترين و مناسبترين رابطه بين محوطه ورودي و

تالار هاي نمايش را مي توان توسط دو در به دو طرف ساختمان كه در

آنها تالار هاي نمايش واقع شده باشند برقرار كرد. وجود اين دو در ،

تردد در تالارها و نظارت بر آنها را آسان مي سازد.

در موزه هايي كه ورود و خروج به وسيله دستگاههاي الكترونيكي

كنترل مي شود اين وسايل را مي توان در محوطه كه دو در اصلي

تالارها از آن منشعب مي شوند تعبيه نمود .

-گالريها يا تالار نمايش آثار:

گالري فضايي است كه درآن آثار تاريخي براي بازديدعموم به نمايش

گذاشته مي شود. يك گالري بايدبه گونه اي برگزارشودكه عموم مردم

بتوانندآثاررابدون هيچ مشكلي تماشاكنند.

گردش ومسير حرکت در نمايشگاه:

مسئله مهم ديگر مسئله گردش و مسير حرکت است که بايد با دقت

بررسي گردد.بطوريکه ترتيب ومسير نه تنها براي کسي که به نقشه

نگاه مي کند بلکه براي بازديد کنندهاي که از فضا عبور مي کند کاملا

روشن و بدون ابهام باشد. ، تالارهاي نمايش بايد به نحوي ساخته شوند

كه بازديد كنندگان بتوانند در آنها براحتي گردش نمايند و اشياء را از

تمام جوانب تماشا كنند، لذا ايجاد مسير يا راه يكطرفه در تالار نمايش

صحيح نمي باشد. بهترين روش، ايجاد فضاهاي باز در تالارهاي نمايش

است تا بازديد كننده از بين اين فضاها عبور كند و بتواند به دلخواه از

هر قسمت تالار به قسمت ديگر رفته، پس از بازديد حتي از قسمتي از

مجموعه آثار بدون ديدن كليه آنها از تالار موزه خارج شود.

 

 

+ نوشته شده توسط شهروز اکبریان در سه شنبه پنجم خرداد 1388 و ساعت 22:33 |
 

مصالح و معماری

 

 

علائمی كه از خانه­های اولیه انسان به دست ما رسیده‌اند و نیز طرح­

هایی كه برای ساختن فضای پذیرای انسان فعال در زمینه‌های گوناگون

(از کارخانه تا بیمارستان، از کتابخانه تا تماشاخانه و ...) به دست ما

می‌رسند، نشان­دهنده آن‌اند كه انسان برای تحقق بخشیدن به فضایی كه

بدان نیاز دارد، ناچار به تغییر شكل، تغییر مكان و تركیب كردن ماده

است. در ساده­ترین شکل خانه­سازی، انسان نیازمند به سرپناه، حجم

بزرگ و بی­شکل زمین را به تناسب اندازه­های خویش می­کاود و مواد

زاید کاویده­شده را دور می­ریزد؛ و برعکس هنگامی که می­خواهد روی

زمین مسطح سرپناهی را بنا کند، ناچار است با استفاده از مصالح

برکنده از جاهای مختلف، سکونت­گاه خود را شکل دهد. به بیان بهتر،

تركیب مواد و مصالح ساختمانی عملی است به منظور آفریدن حجمی

پایدار كه بتوان در درونش زیست.

موضوع اصلی کار معماران، در راه تولید معماری، شکل دادن به ماده­

ای است که از ویژگی­های فیزیکی و شیمیایی خاصی برخوردار می­

باشد. ماده همراه با اندیشه­ای که به آن شکل می­دهد، سنگ پایه برای

آفرینش فضای معماری محسوب می­شود و نخستین وسیله شکل­دهنده یا

عینیت بخشیدن به ایده­ای است که به قلمرو هنر تعلق دارد. مصالح

گوشت و پوست و استخوان معماری به شمار می­آیند و در میان عناصر

مختلفی که به معماری موجودیت می­دهند، از اهمیت خاصی برخوردار

هستند.

اگرچه در میان بسیاری از آموزگاران معماری، گرایشی گسترده و شایع

وجود دارد که مصالح و جزئیات را در فرایند ایده­پردازی معماری

عاملی اساسی نمی­پندارند و با اینکه حتی برخی از معماران سرشناس

همچون رودلف شیندلر و لوکوربوزیه که بواسطه آثار برجسته خود به

اشتهار رسیدند، در پرداختن به مصالح و جزئیات معماری بسیار

ضعیف بودند، اما با این حال حقیقت این است که کاربرد شایسته مصالح

وجه تمایز پروژه بادوام و ماندگار از پروژه بی­دوام و کم­عمر می­باشد.

تدبیر و اهتمام به انتخاب مصالح و کاربرد مناسب آنها موضوعاتی

هستند که در موفقیت پروژه اهمیت فراوانی دارند. کاربرد مصالح

مناسب، یک ساختمان واقعی را از یک طرح نمایشی متمایز می­کند. از

این­رو کاربرد و انتخاب مناسب مصالح در طول اعصار دل­مشغولی

معماران بوده و نحوه کاربرد و نسبت تأکید بر آنها، معماران و

معماری­های مختلف را از هم متمایز کرده است. فرانک لویدرایت و

آلوار آلتو نمونه­های خوبی از معمارانی هستند که کیفیت کاربرد مصالح

در پروژه را تقریباً به حد کمال خود می­رساندند.  برای پیمانکاران،

آشنایی با ظرفیت فیزیکی و اقتصادی مواد و مصالح

در امر ساخت­وساز کافی است، ولی چنین عملکردی برای معماران

رضایت­بخش نیست. معماران برای اینکه در انتخاب مواد و مصالح

دست به گزینشی مدبرانه بزنند، باید آنها را با حساسیت و دقت زیاد

مدنظر قرار دهند. آنان نخست باید از خود بپرسند، این مواد قرار است

چه بشوند. برای این کار شخص باید ویژگی­های ذاتی مواد و مصالح از

قبیل طرح ساختاری و فرم و بافت آنها را فرا گیرد و بشناسد. این

ویژگی­ها هم به معمار تحمیل می­شوند و هم در عین حال معیار و نظم

دهنده­ای برای طراحی فضا، نور و مکان محسوب می­گردند.

وقتی با دستان خود فضا را لمس می­کنیم و یا با چشمانمان به آن می­

نگریم، فضا خود را شکننده یا مقاوم، نرم یا سخت و سرد یا معتدل

نشان می­دهد. بنابراین تصور اینکه مواد و مصالح کم­وبیش خنثی بوده یا

کالبدهایی بی­جنبش­اند که منتظر تخیل و بکارگیری ما می­باشند، تصور

چندان درستی نیست. مواد نیز گرایش یا به عبارتی روح خاص خود را

دارند. به عبارت دیگر مواد و مصالح دارای بار معانی نمادین نیز

هستند. آنها می­توانند ثروت را القاء کنند یا تنگدستی را، زودگذر بودن

را یا طولانی بودن را و خصوصی یا عمومی و سرانجام صنعتی یا

پیشه­ورانه بودن را. بدین ترتیب مصالح ساختمانی بالقوه در بردارنده

مفهوم­اند. بررسی نمودهای ذهنی یا فردی ناشی از مصالحی چون

سنگ، سیمان، چوب، آهن یا پارچه نشان از آن دارد که این دلالت­های

مفهومی با فرهنگ و فناوری تکامل یافته­اند.

چهل­پنجاه سال پیش دامنه انتخاب مصالح معماران در کشورهای

پیشرفته به بیش از یک­صد نوع نمی­رسید، در حالی که در زمان حاضر

معماران باید مصالح مورد نظر خود را از میان یک میلیون ماده مختلف

انتخاب کنند. همین امر انتخاب و کاربرد مناسب مصالح را با دشواری­

های زیادی روبه­رو می­کند، زیرا هرچه تعداد مصالح بیشتر باشد،

فرایند انتخاب آنها پیچیده­تر و بالطبع هزینه اولیه گزاف­تر خواهد بود.

در کاربرد مصالح، همیشه باید کشوری را که در آن معمار به تجربه

می­پردازد، فناوری ساختمانی آن کشور و معیارهایی را که مردم آنجا به

کار می بندند، در نظر داشت. این واقعیت که معماران در کشورهای

جهان سوم یا در کشورهای کمتر توسعه یافته به مصالح بسیار معدودی

دسترسی دارند، تفاوت­های زیاد میان این دو دسته را مبرهن می­سازد.

با چنین نگرشی تنها در صورتی می­توان از معماری در مقیاسی جهانی

سخن به میان آورد که تمام گونه­ها، اجزاء و تعداد و شیوه­های کاربرد

مصالح مدنظر قرار گیرند. بنابراین شاید در تصمیم­گیری درباره قیاس،

تمایز و استنتاج­های عمومی در مورد معماری­های مختلف ـ ورای

کیفیت­های عام فضایی و موضوعات کلی سازه و ریتم ـ فناوری

ساختمان و مصالح عاملی اساسی به حساب می­آیند.

ویژگی­های ذاتی مواد و مصالح و نیز شیوه بکارگیری آنها، نقش تعیین­

کننده­ای در تعریف فرم و فضای معماری دارند، چنان­که می­توان گفت:

در شکل­گیری مکان، فرم­ها بوسیله مواد و مصالح نقش خود را ایفا می­

کنند. سابقاً تا زمانی كه تكنیك مدرن همه چیز را ممكن نساخته بود، این

مصالح و مواد بودند كه فرم را مشخص می‌كردند و به فضای معماری

شكل می‌دادند. در همین زمینه اگوست پره چنین گفته است: با جلال و

شکوه راستی است که بنا زیبایی را بدست می­آورد. در اینجا منظور وی

از راستی یا صداقت، تعریف فرم بر پایه مواد و مصالح و استفاده

مناسب از آنها در امر ساخت­وساز است.

هر ماده دربردارنده توان بالقوه ساختاری خاص خود است و از نظر

فرم­پذیری خواص ویژه‌ای دارد. این بدان معنی است كه هر ماده‌ای فرم

خاص خود را می‌طلبد و برخی فرم­های حجمی و فضایی خاص را

مطرح می­سازد و  بدین ترتیب صورت فضای معماری را تحت تأثیر

قرار می‌دهد. به عنوان مثال، فرم یك گشودگی در یك دیوار تابع مصالح

دیوار نیز می‌باشد: گشودگی در یك دیوار آجری احتیاج به قوس دارد،

در حالی كه در دیواری از فولاد و شیشه، گشودگی زاویه‌دار مناسب‌تر

به نظر می‌رسد. به دلیل همین تأثیر مصالح بر فرم است كه مشكل

می‌توان برج ایفل را از آجر و یا كلیسای رونشان را از فولاد و شیشه

تصور كرد.

ساختمان‌های آجری انستیتوی مدیریت هندوستان در احمدآباد كه توسط

لویی كان ساخته شده است، از بهترین نمونه‌های تأثیرپذیری فرم از

مصالح در معماری می‌باشد. در این بنا، قوس به صورت فرم و عنصر

غالب در تمام فضاها به چشم می‌خورد، چون قوس فرمی است كه

بیشترین همخوانی را با این نوع مصالح دارد. 

به عنوان یك نمونه دیگر از تأثیر مصالح بر فرم فضا، می‌توان به علت

شكل‌گیری انواع بسیاری از طاق‌های قوسی­شكل و گنبد كه دو عنصر

بسیار مهم در فضاهای معماری ایرانی محسوب می‌شوند، اشاره كرد.

این فرم‌ها در اصل به سبب نوع ماده و جنس مصالح ساختمانی در

دسترس ابداع شدند، زیرا در نواحی مركزی ایران كه چوب و سنگ به

اندازه كافی برای ساختن بنا وجود نداشت، به ناچار از خشت و آجر

استفاده می‌كردند و از آنجا كه با این مصالح نمی‌توانستند درگاه‌ها و

سقف‌ها را بصورت مسطح بسازند، ناچار شدند دهانه درگاه‌ها و سقف

فضاها را با طاق‌های قوسی شكل بپوشانند. برای فضاهای بسیار وسیع

نیز از پوشش‌های گنبدی شكل استفاده كردند تا بتوانند فضایی وسیع را

بدون ستون بپوشانند. نكته جالب اینكه انواع طاق‌های قوسی شكل و

گنبدها در نواحی واقع در حاشیه دریای خزر كه در گذشته در آنجا

چوب به فراوانی در دسترس بود، مورد استفاده قرار نگرفتند. این امر

خود دلیلی بر این مدعاست كه ابداع این فرم‌ها وابسته به جنس مصالح

خاك، خشت و آجر بوده است.

            بطور کلی انواع مختلف مواد و مصالح مورد استفاده در

معماری را از نظر مقیاس و نحوه کاربرد در ساختمان، می­توان به دو

دسته تقسیم نمود:

1. مصالح مورد استفاده در مقیاس کلان (بزرگ) معماری که ممکن

است بر نظام سازه­ای و سامان­دهی عملکردی بنا تأثیرگذار باشند.

2. مصالح مورد استفاده در مقیاس خرد (کوچک) معماری که ممکن

است بر جزئیات معماری و بافت­های داخلی و خارجی تأثیر بگذارند.

این دو دسته که به ترتیب ابعاد ساختاری و زیبایی­شناختی کاربرد

مصالح در معماری را تشکیل می­دهند، پیامدهایی را برای موضوعات

عام معماری به دنبال دارند: مصالح دسته اول در شخصیت عمومی

ساختمان تأثیر می­گذارند و سازمان­دهی سازه­ای، تناسبات، کیفیت

موزون ساختمان (فضاهای پر در برابر خالی) و نیز وزن ساختمان را

تحت تأثیر قرار می­دهند، در حالی که مصالح دسته دوم از نظر نوع و

میزان کاربرد، تأثیری فوق­العاده بر هزینه کلی ساختمان دارند و از

این­رو شاید از شاخصه­های بی­نظیر معماری کم­هرینه یا بالعکس

پرهزینه به شمار آیند.

عموماً در انتخاب دسته اول مصالح مشکلی پیش نمی­آید. برخورداری از

تجربه پایه­ای و تجربه کار در زمینه­ای مشخص و نیز پژوهش بنیادی

درباره گونه­های مشخص ساختمانی می­تواند زمینه­هایی را برای انتخاب

بهینه مصالح فراهم کند. البته در این مورد مشاوران سازه­ای نیز می­

توانند کمک شایان توجهی برای معمار باشند. اما در مقابل، کاربرد

مصالح در مقیاس خرد، مشکلات متعددی را در مورد انتخاب بوجود

می­آورد، زیرا این نوع مصالح بر بافت عمومی ساختمان و لطایف

بصری آن ـ چه در خارج و چه در داخل بنا ـ تأثیر می­گذارند. همچنین

کیفیت مصالح مورد استفاده در مقیاس خرد، سازگاری میان آنها و نیز

سازگاری با مصالح سخت­تر بکاررفته در سازه بنا، بر کیفیت بصری

ساختمان در طول زمان، در قالب فرسایش و مقابله با وضعیت­های

جوی نیز تأثیر خواهد گذاشت. این موضوع به کاهش هزینه­های انرژی

در درازمدت کمک می­کند و یا برعکس باعث افزایش آن می­شود.

بدین­ترتیب معمار بایستی در انتخاب مصالحی که در یک ساختمان

مورد استفاده قرار می­گیرند، خصوصاً مصالح مورد استفاده در مقیاس

خرد معماری، توجه و دقت فراوانی از خود نشان دهد تا بتواند به

نتایجی مقبول در عرصه معماری، از جنبه­های مختلف زیبایی­شناختی و

کاربردی، دست یابد.

 در بررسی رویکردهای معماران به کاربرد مصالح، با دو دسته از

معماران روبرو می­شویم: معمار/ هنرمندان و معمار/ مهندسان. معمار/

هنرمندان اساساً به جنبه­های هنری معماری و اهداف کلان و فضایی

توجه نشان می­دهند و چندان اعتنایی به ناکارآیی­های مصالح و ساخت

ندارند. در مقابل معمار/ مهندسان مصالح و شیوه­های ساخت را تنها از

دریچه اجرای بسیار دقیق آنها و عدم توجه به چارچوب اهداف کلان و

زیبایی­شناسانه معماری مورد توجه قرار می­دهند.

با اندکی تأمل می­توان دریافت که رویکردهای اتخاذ شده توسط هر دو

دسته یادشده از معماران، دربردارنده اشکالات متعدد و آثار بعضاً

غیرقابل جبرانی است، بخصوص رویکردهای معمار/ مهندسان که

بیشتر زیان­بار بوده و باعث سترونی معماری گردیده­اند. اما بایستی

توجه داشت که ارزیابی دقیق هر پروژه از نظر کیفیت کاربرد مصالح،

در بستر موضوعات فنی ـ راهبردی طراحی همچون تلاش معمار برای

پاسخ دادن به مسائل بودجه­ای و نیز با در نظر گرفتن میزان حساسیت

کارفرماها نسبت به کیفیت ساخت­وساز، امکان­پذیر است. از این­رو در

بررسی رویکردهای معماران به کاربرد مصالح، بایستی حقایق و

واقعیت­های موجود در جامعه حرفه­ای معماری را نیز مورد توجه قرار

داد. متأسفانه در حال حاضر نادیده گرفتن تلاش­های اولیه فرایند

طراحی، برای پاسخ دادن به مسائل بودجه­ای، به صورت نوعی روال

درآمده است و در صورت بروز مشکل یا عدم موفقیت جزئیاتی مشخص

یا شیوه­ای از ساخت، نظر نخست معمار دچار تغییر می­گردد. این امر

نیز واقعیت دارد که برای پایین آوردن هزینه ساخت یا برآوردن

خواست کارفرما (اغلب در محل ساخت)، بدون اندیشه و دقت لازم،

جایگزینی­های زیادی در طرح­های ارائه­شده صورت می­گیرد. واقعیتی

دیگر این است که اشتیاق معماران به خشنود کردن کارفرما ممکن است

به نتایجی تأسف­بار بیانجامد که با فرارسیدن اولین زمستان و گذشت

زمان مشکلات خود را در ساختمان نمایان کند.

با توجه به آنچه گفته شد، این سؤال مطرح می­گردد که واقعیت­های

یادشده در جامعه حرفه­ای معماری معلول چه عواملی است و با در نظر

گرفتن این حقایق، معماران چه شیوه­ای را باید در کاربرد مصالح در

پیش بگیرند تا ضمن متقاعد نمودن کارفرما و برآوردن نیازهای او،

بتوانند در روند پیشرفت معماری نیز سهیم و تأثیرگذار باشند؟

 

                        

 

                         

+ نوشته شده توسط شهروز اکبریان در سه شنبه پنجم خرداد 1388 و ساعت 22:29 |
 
 

آشنایی با معماری اسلامی ایران

 

 

در شکل گیری معماری ایرانی باورهای مردم نقش بسزایی داشته اند که

یکی از این باورها حفظ حریم و ارج نهادن به فضای زندگی شخصی

ایرانیان بوده که بر این اساس نیز اصلی تحت عنوان " درون گرایی "

در کنار چهار اصل دیگر به عنوان اصول معماری ایرانی مطرح بوده

اند که سایر اصول عبارتند از ، مردم واری ، نیارش ، خودبسندگی و

پرهیز از بیهودگی که در کتاب " معماری اسلامی ایران " مولف در

بخش اول کتاب خود به این اصول ،  خاصه " درون گرایی " ،  و

پیمون های معماری ایرنی توجه نموده  و در بخشهای بعدی کتاب به

فضاهایی چون مسجد ، مدرسه ، بازار و... پرداخته است . مردم واری

در معماری ایرانی ، پادیاو ، بادگیر و خیشخان ، در و پنجره در

معماری ایران و شرایط اقلیمی کویر و مسائل مربوط به بناهای خشتی

نیز عناوین مطالبی می باشد که نگارنده در قالب پنج پیوست بدانها

پرداخته و در آخر نیز واژه نامه ای از اصطلاحات معماری اسلامی –

ایرانی را آورده است . حال پس از این مختصر جهت آشنایی بیشتر

مخاطبان با این کتاب به اختصار به معرفی بخشهای مختلف این کتاب

می پردازیم . بخش دوم کتاب به " مسجد " که با ورود اسلام به ایران

از فضاهای مورد توجه به لحاظ کارکرد و تقدس بوده می پردازد و سیر

تغییر وتحولات آنرا از لحاظ ساختاری مورد بررسی قرار می دهد و به

نمونه هایی از مساجد دوره های گوناگون از تاریخ معماری اسلامی –

ایرانی اشاره نموده ضمن آنکه نگارنده بر این نکته نیز اشاره داشته که

" نخستین مسجدی که به دست پیامبر بزرگوار ما ، با همکاری یاران

گرامیش در مدینه ساخته شد همیشه برگیره و الگوی مسجدهای بیشمار

و گوناگونی بوده است که بدست هنرمندان تردست ما در سراسر ایران

زمین ( و هرجا که فرهنگ اسلامی ایران برمان میرانده ) بنیاد شده

است . "

" مدرسه " عنوان بخش سوم کتاب بوده که از آن به عنوان مهمترین

بنای عمومی بعد از مسجد در معماری اسلامی ایران یاد شده است .

مولف درابتدای این بحث فضاهای آموزشی در ایران را به مکتبخانه و

مدرسه تقسیم نموده و به تشریح ساختارفضایی مدرسه پرداخته که

متشکل از یک حیاط درونگرا و حجره ها و ایوانهایی بوده که حول آن

حیاط ساماندهی می گردیده اند ؛ در این مبحث به " مدرسه خان شیراز

" اشاره شده که به دلیل توجه معمار آن در بکارگیری اعداد مقدس در

ساخت عناصر آن ، این مدرسه همواره مورد توجه دوستداران هنر و

معماری ایرانی بوده است . " بازار " یکی دیگر از فضاهای مهم در

معماری اسلامی - ایرانی می باشد که بخش چهارم این کتاب بدان ا

ختصاص یافته است . مولف در این بخش ضمن پرداختن به فلسفه

وجودی بازار در معماری ایران به عناصر تشکیل دهنده آن که عبارت

می باشند از : راسته ، رسته ، دالان ، سرا یا خان ، خانبار ، تیم یا

تیمچه ، قیصریه ، دکان و نیز عناصری به عناصر دیگری که جزء

نیاز بازار بوده است مانند :

1

.      قهوه خانه و شربت خانه و چایخانه 

2.      خوراک پزخانه ، محلی برای غذ

3.      مساجد کوچک ، حمام و...

 

پرداخته است . همچنین در این مبحث نگارنده به بازارهایی که به

صورت سرپوشیده در حاشیه میدانها احداث   می گردیده اند پرداخته و

در این مورد به " میدان نقش جهان " اصفهان اشاره نموده است و در

پایان این مبحث مختصری به     " نورگیری بازارها " اشاره کرده

است .

یکی از نیازهای حیاتی و اساسی انسانها داشتن سرپناه و مکانی امن

بوده که این نیاز از بدو پیدایش انسان تا به امروز به اشکال مختلفی

پاسخ داده شده و بر حسب شرایط اقلیمی ،  فرهنگی واجتماعی متغیر

بوده است و ایرانیان نیزدر ساخت خانه های خود از این تاثیرپذیری بی

نصیب نبوده اند به طوریکه در شمال خانه های گالی پوش ، در غرب

خانه های ایوان دار و در مناطق گرمسیرخانه های ایوان دار و صفه

دار ساخته می شده است .   " درون گرایی " اصلی مهم در ساخت

خانه های ایرانی بوده و این امر در ساماندهی عناصر خانه های ایرانی

نقش قابل توجهی داشته است که در مورد عناصر خانه های ایرانی می

توان به سردر ، پاخوره ، هشتی ، راهرو ، حیاط یا میانسرا ، اتاق

( سه در ، پنج در ، تالار و... ) اشاره نمود که معمولا این عناصر در

سه نظام پیمونی بزرگ ، پیمونی  کوچک و خرده پیمون طراحی می

گردیده اند ، بدین ترتیب " خانه " به عنوان فضایی مهم در معماری

اسلامی - ایرانی سبب گردیده که مولف بخشی از کتاب خود را به این

فضا اختصاص دهد .

بخش دیگری از این کتاب با تاکید بر توجه ایرانیان بر امر پاکیزگی به

فضای " گرمابه " یا به اصطلاح امروزی " حمام " پرداخته و ضمن

ارائه اصولی که در ساخت این فضاها در نظر گرفته می شده عناصر

تشکیل دهنده آنها را نیز تشریح می نماید و در آخر نیز به چندین حمام

تاریخی ایران و برخی از مراسمهایی که در این فضا برگزار می

گردیده اشاره می نماید . همچنین در بخش هفتم کتاب مولف با تاکید بر

اهمیت و ارزش آب برای ایرانیان به توضیح ساختار " آب انبارها " که

متشکل از تنوره یا خزینه ، پاشیر و در نهایت بادگیر و یا خیشخان بوده

اند  پرداخته است . 

در ادامه مباحث نیز نگارنده به نقش "  ساباطها "  و "  کاروانسراها " 

وسایر ساختمانهای بین راهی و ویژگیهای آنها ونقش " میلها و مناره ها  "

 در جهت یابی و هدایت مسافران ، به خصوص در مناطق کویری ،

پرداخته است و در بخش آخر نیز به اهمیت باغ و فضاهای سبز

درمعماری اسلامی -  ایرانی توجه نموده وبه عناصر تشکیل دهنده

باغهای ایرانی چون کوشک ها ، آب نماها ، درختان و گلهاو .... اشاره

شده است

 

                                                                                                  

 

                                                               

کبوترخانه ها اعجاز معماری

 

ایرانی

 

 

معماری داخلی کبوترخانه ها استثنایی است؛ عظمت این بناها هم به

سبب گسترگی و شکوه و هم به سبب تنوع در فرم اعجاب برانگیز است

و این بناها مانند سایر آثار معماری ایرانی هم از عملکرد وافر و هم از

فرم زیبایی پیروی کرده است.

معمار ایرانی به دلیل نگاه عالمانه به اقلیم و علم زیست شناسی، عجایبی

حیرت برانگیز و ماندگار را در این سیاره خاکی تحت عنوان

کبوترخانه های ایرانی خلق کرده و چه زیبا، این هماهنگی برجهای

بهرنگ خاک با سیاره خاکی در وحدت از روزگاران پیش به یادگار

مانده است، که حقیقتاً سزاوار است به آنها برتر از عجایب هفتگانه عالم

نگاه کرد.

متأسفانه کبوتر خانه های ایرانی، مانند بسیاری از مظاهر هنری ایران

ناشناخته مانده است و این در حالی است که این برجهای زیبای

کبوتران، به عنوان زیرساخت تأسیسات کشاورزی، تمامی سرای ایران

را از کناره های شرقی دریاچه ارومیه گرفته تا کویریزد و میبد و

برخی روستاهای نطنز و کاشان و نیز از جنوب خراسان و طبس گرفته

تا گوشه و کنار شهرها و آبادی های این سرزمین (کبوترخانه )

حضوری پیوسته داشته است. تنها در حوالی اصفهان بیش از سه هزار

برج زیبای کبوتر وجود داشته است؛ طراحی و عملکرد کبوترخانه ها،

بسیار جالب و عالمانه بوده، به گونه ای که در جذب کبوتران و خلق

زیستگاهی امن برای کبوتر، حیرت برانگیز بوده است.

کبوترخانه ها مانند دژنظامی در برابر همه دشمنان کبوتر که کم هم

نیستند، مقاوم و نفوذ ناپذیر بوده است. ساختار معماری کبوترخانه به

گونه ای بوده که نه تنها در برابر پرندگان شکارچی مانند قوش، جغد و

کلاغ فکر و اندیشه گردیده، بلکه هرگز پرندگان مهاجم را نیز درون

برجها راهی نبوده است؛ چرا که نحوه ساخت این کبوترخانه به گونه ای

بوده که امنیت همراه با آرامش و آسایش کبوتران را تأمین می کرده

است. دقت در اجرای این برجهای کبوتر، به حدی بوده است که درصد

اشتباه ورود پرندگان مزاحم را به صفر می رسانیده، چرا که اگر حتی

یک مورد پرنده یا حیوان مهاجمی به درون این کبوترخانه راه می

یافت، هرگز هیچ کبوتری احساس امنیت نمی نمود و کبوترخانه خالی از

حضور کبوتران می شد.

فضای داخلی کبوترخانه آن چنان امن و مفرح بود که گاهی محل تجمع

حدود ۲۵ هزار کبوتر می شد. آشیانه ها آن چنان زیبا و منظم با مدول

های یک شکل و از مصالح کاهگل ساخته شده بود که در تابستان بسیار

خنک و به گونه ای بوده است که باد در فضای آن جاری (بادگیر) بوده

و برعکس در زمستان گرم و از وزش بادهای سرد محلی در امان بوده

است. همه این تمهیدات منجر به خلق این شاهکارهای معماری یعنی

کبوترخانه های ایرانی شده است.

قطر سوراخهای ورودی کبوتران به داخل برجها به اندازه ای ساخته

شده است که تنها کبوتران می توانستند وارد آن شوند و پرندگان مهاجم

قادر به ورود به داخل آن نبودند. جالب توجه این که برای دقت یک

اندازه بودن قطر سوراخهای کبوتر بویژه در کبوترخانه های سبک

گلپایگان و خمین از تنوشه (لوله های سفالی) استفاده می شده تا

سوراخها یکسان اجرا شود؛ نه بزرگتر بود که پرندگان مهاجم وارد

شوند و نه کوچکتر که کبوتران بزرگتر نتوانند وارد کبوترخانه ها

شوند.

دیگر از تجهیزات دفاعی کبوترخانه های ایرانی تمهیداتی بوده که در

مقابل ورود گربه و روباه و تا حدی آدمیزاد و نیز مار و موش اعمال

می شده است. موش گرچه مستقیماً دشمن کبوتر نبوده، اما با کانال

سازی در زیر پی ها، برجها را خالی و سوراخ می کرده و راهی را

برای ورود سایر حیوانات شکارچی واز زیرزمین برای نفوذ مارها

فراهم می ساخته است.

دفع دشمن در کبوترخانه ها

دیگر از تمهیداتی که ایرانیان در دفع دشمنان کبوتر و جذب کبوتران در

کبوترخانه ها اندیشیده بودند عبارت بود از استفاده از بوی برخی از

جانوران مانند گرگ و کفتار و بوی برخی از گیاهان مانند کندر و

سراب برای محافظت کبوتران .در برخی از کبوترخانه های ایران از

جمله روستاهای گلپایگان و خمین، سر گرگ و کفتار را در کبوترخانه

می گذاشتند که هنوز هم تا این اواخر سرکفتاری در کبوترخانه رباط

ابوالقاسم گلپایگان مشاهده می شد.

معماری زیبای کبوترخانه های ایرانی، همراه با عملکرد اقتصادی آن

یعنی کارخانه ساخت مرغوب ترین کود شناخته شده در جهان بر کسی

پوشیده نیست. از علوم دیگر در ساخت برجهای کبوتر همچون استفاده

از دانش فیزیک با توجه به اصل تشدید ( رزنانس) به منظور توجه و

پرواز همزمان دسته جمعی حدود ۱۴ هزار تا ۲۵ هزار کبوتر در اثر

برخاستن ناگهانی که ارتعاشات بسیار قوی را به دنبال دارد، عالمانه

بهره برده شده است. هندسه و ریاضیات به خاطر به حداکثر رساندن

سطح در حجمی ثابت و بهره گیری از اصول زیباشناختی آن چشم گیر

است. دانش جانورشناسی و روانشناسی جانوری از دیگر علومی است

که در ایجاد تجهیزات دفاعی کبوترخانه ونیز تمهیدات مکانیکی،

بیولوژیکی و شیمیایی برای مبارزه با دشمنان کبوتر اعمال می شده.

همچنین از علوم آب و هواشناسی، گیاه شناسی و سایر علوم بهره برده

شده است.

معماری داخلی کبوترخانه ها

معماری داخلی کبوترخانه ها استثنایی است؛ عظمت این بناها هم به

دلیل سترگی و شکوه و هم به دلیل تنوع در فرم اعجاب برانگیز است و

این بناها مانند سایر آثار معماری ایرانی هم از عملکرد وافر و هم از

فرم زیبایی پیروی کرده است.طراحی و انتخاب سایت های دایره ای

برای ساخت کبوترخانه با فضاهای تو درتو در مقاومت بالای آن نقش

داشته است. نقل شده است که مارها قادر به بالا رفتن از سطوح منحنی

مانند استوانه نیستند، سیاح بزرگ فرانسوی در قسمتی از سفرنامه خود

می نویسد:«کبوترخانه های عظیم ایران شش بار بزرگتر از بزرگترین

پرورشگاههای ماست .این برجها را از آجر بنا می کنند و رویش را گچ

و آهک می کشند و در تمام سطوح داخلی دیواره برج از بالا به پایین

سوراخهایی تعبیه شده تا کبوتران در آنها آشیانه کنند.»

توجه به ابعاد طرح توسعه افقی و عمودی و ساخت کبوترخانه های

پلکانی و طبقه طبقه بودن بنا، راحتی بازسازی و مرمت را به دنبال

داشته است. در مناطق گرم و خشک که حضور آب جاری امکان پذیر

نبوده، با احداث چاه و ایجاد جایگاههای «آبشخور» امکان استفاده

کبوتران از آب را فراهم می ساختند.

کبوترخانه ها و سیاحان خارجی


کبوترخانه ایرانی مورد توجه بسیاری از سیاحان و گردشگران خارجی

بوده که به اختصار اشارتی در این زمینه خواهد شد. این بطوطه

مراکشی ظاهراً اولین سفرنامه نویسی بوده که درباره کبوترخانه ایرانی

سخن گفته است: او در سفر طولانی خود در حدود ۵ قرن قبل (۴۷۷

سال پیش) می گوید :این کبوترخانه ها را بین راه قریه فیلان و اصفهان

دیده است: «فیلان قریه بزرگی است که بر روی رودخانه عظیمی

ساخته شده و در کنار آن مسجد زییایی وجود دارد. آن روز تیر از

وسط باغها و آبها و روستاهای زیبا که برجهای کبوتر زیادی داشت به

مسیر خود ادامه دادیم و پسین روز به اصفهان رسیدیم...»

حدود دو قرن بعد (شاردن فرانسوی) با دقت فراوانی به موضوع

کبوترخانه های ایرانی می پردازد. او یک جلد از ده جلد سیاحتنامه خود

را به اصفهان پایتخت آن روز ایران اختصاص داده است و همان طور

که خود گفته اصفهان را بهتر از پاریس می شناخته است. اودرباره

کبوتر خانه های ایران می نویسد « من عقیده دارم که ایران مملکتی

است که بهترین کبوترخانه های جهان در آنجا ساخته می شود. همه

اینها برای به دست آوردن کود ساخته شده است و نه برای پرورش و

تغذیه کبوتران.»او می نویسد: «ایرانیان، فضله این پرنده را «چلغور»

می نامند که به معنی محرک و مقوی است که میوه های پررنگ و بو و

خوشمزه ایران و اصفهان مدیون این کبوترخانه هاست.»

توماس هربرت درباره اصفهان و کبوترخانه های آن می نویسد : « اگر

چه خانه های ایرانیان نظیف بود، ولی به هیچ وجه قابل قیاس با خانه

کبوترانشان (برجهای کبوتر) که ظاهری عجیب دارند، نبود» «اوژن

فلاندن» می نویسد: «مابین جلفا و خرابه ها، چندین برج کبوتر یافت

می شود. این برجها انسان را به خود جلب می کند... خیلی بزرگ،

محکم و قشنگند.»

کبوترخانه ها و اقتصاد

اهمیت کبوترخانه در اقتصاد ایران چنان بوده است که غازان خان

مغول در کنار سایر اقداماتی که برای احیای کشاورزی ایران انجام داد،

فرمانهایی برای حفظ و بازسازی و نگهداری کبوتران و کبوترخانه ها

صادر کرد و بی انصافی است که از این همه دانش و تحصیل این آثار

بی بهره باشیم و هیچ کاری در خور عظمت آنها انجام ندهیم و هر روز

شاهد فروریختن این مواریث فرهنگی و هنری باشیم. متأسفانه عملکرد

پرسود این بناهای باارزش که در کار کشاورزی بنیادی حیاتی دارد، بر

جامعه ما پنهان مانده است. این بناهای شگفت آور، کارخانه ساخت

مرغوبترین کود شناخته شده جهان هستند. جهانیان ایرانیان را حساس

ترین انسانهای جهان معاصر در حفظ و حراست از آثار باستانی خویش

می دانند، لذا بر ماست که چون گذشته در حفظ مواریث فرهنگی از

جمله اندیشه دل سوزانه برای بازمانده این برجهای دل انگیز کبوتران

که هر کدام یک جاذبه توریستی است، با یکدلی وهمکاری سازمان

میراث فرهنگی کشور، سازمان ایرانگردی و جهانگردی، سازمان حفظ

محیط زیست، وزارت جهاد کشاورزی، دانشکده های باستان شناسی و

معماری و سایر سازمانهای مرتبط، همگی در حفظ این آثار اعجاز

برانگیز معماری که زیرساخت ارتقاء صنعت کشاورزی این مرز و بوم

است، همت کنیم و بدانیم که:

از «راه رفتن» بهتر از بیراه رفتن است، هر چند که راه دور باشد.

                            

 

                                                      

 

+ نوشته شده توسط شهروز اکبریان در سه شنبه پنجم خرداد 1388 و ساعت 22:26 |

 

 

طراحی داخلی چیست؟

 

 

طراحی داخلی مجموعه دانش " فن و هنری است که با عناصر متعلقه و

مرتبطش از قبیل فرم رنگ بافت و .... سعی در بهینه سازی فضاها و

دست یابی به کارائی و کار کرد مناسب در کنار زیبائی " معانی و

معناها میباشد.طراحی داخلی با ایجاد مجموعه ای از بایدها و نبایدها

"کثرت ها و کاستی ها "و قرار دادن فرم در برابر فرم و فضا " طبیعت

در برابر هندسه ( معماری ارگانیک ) " داخل در برابر خارج و

همچنین قدرت و منطق مردانه از یک سو و احساسات زنانه از سوی

دیگر (که در اوج وجود به تفاهم رسیده اند )می کوشد ارتباط معنائی و

فرمال ( fomal )را مفهوم بخشد .در واقع طراحی داخلی به وسیله این

ترکیب می خواهد به اهداف مورده نظر خود در طراحی فضا دست

یابد.

در طراحی داخلی با ایجاد ضرب و اهنگ در هندسه می توان

احساسات انسانی را بیدار ساخت در تمامی ابعاد نفوذ کرد و حرکتهائی

غیر از حرکتهای عمودی و افقی ایجاد کرد.

ما در معماری با فرکانس های نوری که طول و عرض و ارتفاع را

تعریف می کنند، سروکار داریم و موقعی که این سه به موجزترین شکل

 

واقع شود، شما احساس زیبایی می کنید .

 

مجموعه ای از اشکال هندسی، که به صورت مجرد و بی هیچ واسطه

ای در فضایی دو بعدی تعین یافته اند. تناسبات، ابعاد، غلظت، تونالیته

رنگ های استفاده شده و تحریکات حسی موجود در هر اثر ، بیانگر

هماهنگی دقیق در اجزاء است.

انسان به واسطه گرافيك محيطي در کنار طراحی داخلی با محيط

پيرامون خود سخن مي گويد ، و با ديگران ارتباط برقرار مي كند.

طراحی داخلی در ايجاد فضايي مطلوب و دلنشين براي افراد جامعه

نقش موثردارد.

محيط مناسب يعني فضايي كه بشر در آن بتواند فارغ از فشارهاي

ناخواسته رواني رشد كرده و شكوفا شود و اين از خواسته هاي عقلاني

و منطقي هر جامعه است. گرافيك " محيط زيبايي بصري و نظم و

هماهنگي مطلوب فضا است.

مقصود از تمام طرح هاي گرافيكي براي محيط داخلي و خارجي –

ايجاد فضايي براي زندگي پر نشاط و سالم و قانع كننده است.

مشخص كردن يك مكان از مكاني ديگر ، زيبا سازي ، نظم و انسجام

بخشيدن به فضاي و گسترش حيطه فعاليت طراحی داخلی، از اهداف

گرافيك محيطي به شمار مي رود.

 

                                                                       

 

زيگورات چغازنبيل

 

نگاهی کوتاه به زیگورات چغازنبیل

 

زيگورات ها ،جايگاه ها يا معابدي هستند كه در دوره كهن ، مردم بين

النهرين براي خدايان مورد پرستش خود بنا مي كردند و در قسمت

انتهايي آن به پرستش خداي خويش مي پرداختند. و چون اين بناها در

بين النهرين به نام زيگورات معروف شده و عيلاميها هم مقارن با

حضور تمدن هاي بين النهرين در شوشحكومت مي كردند ، نام

زيگورات به خود گرفته اند. چغازنبيل مركب از دو كلمه چغا و زنبيل

است كه چغا به معني تپه و زنبيل ، ظرفي است كه از الياف ساخته

ميشده و در گذشته بسيار مورد استفاده بوده است و براي آساني حمل و

نقل، آن را از اشيا و مواد مختلف پر مي كرده، حمل ميكردند.

مساحت بناي زيگورات چغازنبيل 100*100 متر و 50 متر بلندي دارد

و به صورت چها گوش و پله پله ساخته شده است. چنانكه ذكر كرده اند

داراي 5 طبقه بوده و هر طبقه روي طبقه زيرين بنا شده است در

محوطه كوچكي قرارداشته كه جايگاه رب النوع اينشوشيناك يا الهه

اينشوشيناك خداي عيلامي ها بود و در زمان پادشاه عيلامي به نام

اونتاش گال ساخته شده است مصالح اين بنا از خشت خام و آجر پخته

معمولي است. آجر ها در نماي ساختمان و خشت را در داخل بنا به كار

گرفته اند. دو ويژگي مهم در اين بنا مشاهد ميشود: اول آنكه بر روي

آجر هاي نما خطوطي به شكل خط ميخي يا همان خط عيلامي ست حك

شده است كه اكثر آن داراي يك نوشته، آن هم درباره اينشوشيناك است.

دوم آنكه، قديميترين طاق قوسي شكل ايران در يك بنا را ميتوان در

زيگورات چغازنبيل و در سقف پله ها ي آن به وضوح مشاهد كرد شكل

اين طاق ها بدون تيزه و مانند قسمتي از كمان دايره است كه به آن

«طاق گهواره اي» مي گويند.

 

                                                           

 

+ نوشته شده توسط شهروز اکبریان در سه شنبه پنجم خرداد 1388 و ساعت 22:13 |

 

مسجد تاريخانه دامغان

 

اين بنا در جنوب شرقي دامغان واقع گرديده و يكي از كهن ترين بهترين نمونه هاي مساجد اوليه

در ايران است . عناصر تشكيل دهنده اين مسجد عبارت از يك حياط مربع است كه در سمت قبله

 يك تالار ستوندار و در سه قسمت ديگر آن ‚ يك رديف رواق ساخته شده است . تالار ستوندار

داراي هفت ناو طولي در جهت قبله و سه ناو عرضي است ‚ به نحوي كه ناو وسطي كه شامل

محراب و منبر است ‚ عريض تر از ناوهاي طرفين خود است كه بيانگر مراحل اوليه شكل

گيري ايوان در مساجد شبستاني ايران است اين مسجد در وسط داراي صحن بازي به ابعاد 26/

72 متر طول و 25/72متر عرض است كه دورتادور آن را فضاهاي طاقداري فرا گرفته است ‚

بدين ترتيب كه 22 دهنه طاق بدين صحن باز مي شود . ورودي اين مسجد ‚ از جناح طولي شرق

است .

پوشش مسجد ‚ با طاق هاي گهواره اي بر روي قوس ها و ستون هاي مستحكم صورت گرفته

است . امروزه طاق هاي گهواره اي مسجد فرو ريخته اند ‚ ولي در فرم اصلي قابل مقايسه با

طاق هاي گهواره اي مسجد جامع فهرج بوده اند . براي نگهداري طاق ها ‚ ستون هاي عظيمي از

آجر بر پا شده كه توسط قوس هايي به همديگر و به ديوار وصل شده اند . بر روي اين قوس ها

نيز ديواري به بلندي يك متر ساخته و سپس طاق گهواره اي را بر آن سوار كرده اند . قوس هاي

بالاي ستون ها با فرم بيضي از آجر ساخته و در بالا به آرامي شكسته شده اند . جهت حفظ تعادل

و اتصال محكم قوس ها به ستون و ديوار ‚ از قطعات چوب استفاده شده است . دهانه طاقي كه

در مركز رواق سمت قبله قرار مي گرفته ‚ از دهانه هاي ديگر عريض تر و بلندتر ساخته شده

است . بدين ترتيب ‚ علاوه بر سنت معماري دوره ساساني ‚ به مركز - جايي كه محراب و منبر

در آن قرار دارد - اهميت خاصي داده شده است ستون هاي اين مسجد ‚ مدور به قطر 160

سانتي متر و محيط 4/90 تا 4/97 متراست و ارتفاعش از سطح زمين تا محلي كه طاق بر آن

متكي است ‚ 284 سانتي متر و تا پشت بام ‚ 6 متر تمام شده است . هر ضلع از آجرهاي مربع

اين ستون ها 34 و ضخامت آنها 7/5 سانتي متر است كه متناوبا - به پيروي از آجر چيني دوره

اشكاني و ساساني - افقي و عمودي روي هم چيده شده اند . همچنين اين ستونها كاملا قابل مقايسه

با ستون هايي است كه در تپه حصار دامغان ‚ از يك كاخ ساساني خاكبرداري شده است .

قسمت پايين بعضي از ستون ها ( در كاخ ساساني ) كه از آجرهاي مربع (35*35*8 سانتي

متر ) ساخته شده ‚ نشان مي دهد كه آجرها متناوبا عمودي و افقي به قطر 1/79 متر روي هم

قرار گرفته اند و با دقت در ابعاد ‚ اندك تفاوتي بين اين دو بنا به نظر مي رسد ‚ از جمله اينكه

قطر ستون هاي تاريخانه كه با اندود نازكي پوشيده شده ‚ 1/60 متر است ‚ كه اگر تزيين نسبتا

ضخيم ستون هاي كاخ دامغان را در نظر بگيريم ‚ هر دو مساوي خواهد بود . در بخش غربي

مسجد ‚ بناهاي وابسته اي وجود داشته كه امروزه كاملا از بين رفته اند . از جمله اين بقايا مي

توان به يك مناره با مقطع چهار گوش اشاره كرد كه در كنار مسجد بوده و 6/5 متر مربع وسعت

داشته است . در كنار اين مناره ‚ در دوره سلجوقي ‚ مناره دايره شكل ديگري ساخته شده كه

داراي كتيبه اي به خط كوفي مشتمل بر آيات قرآني ‚ نام باني - بختيار ‚ فرزند محمد - و تاريخ

420 ه . ق است . ارتفاع كنوني اين مناره ‚ 26 متر است و 86 پله دارد . محبط آن در پايين ‚

 ۱۳متر است كه به تدريج از آن كاسته مي شود و در بالا به 6/8 متر مي رسد . آجرهايي كه در

ساختمان اين منار به كار رفته ‚ 4 تا 4/5 سانتي متر قطر و 22 سانتي متر طول و عرض دارند

و آجرهايي كه در تزيينات خارجي مصرف شده ‚ به طول و عرض 17 يا 17/5 و ضخامت 3/5

سانتي متر است مسجد تاريخانه دامغان ‚ جز اولين مساجد ايران است كه در آن مناره

ساختهشدهاست . ساخت اين مناره مي تواند به تاثير از مناره مساجد عراق باشد ‚ هر چند ممكن

است آنهاخود متاثر از معماري دوره ساساني باشند . صحن مركزي اين مسجد ‚ سنگ فرش يا

آجر فرش نشده و تنها با ماده اي آهكي يا گچي پوشيده و كوبيده شده است . اين صحن با هيچ پله

اي ‚ از صفه هاي طاقدار جانبي متمايز نمي شود و اين ‚ از ويژگي ها و سادگي اين مسجد

است .

در اين مسجد ‚ از خشت و اجر در كنار هم استفاده شده است . از آجر براي قوس ها و ستون ها

‚ و از خشت براي ساخت ديگر قسمت هاي مسجد استفاده شده و همچنين در قوس هاي مسجد ‚

چوب براي استحكام و اتصال ‚ و گچ براي اندود سطوح مختلف به كار رفته است در خصوص

تاريخ گذاري اين مسجد ‚ توافق نظر وجود دارد و همگي آن را به اواسط قرن دوم هجري

منتسب مي رسازند . آرتور پوپ ‚ ساخت اين مسجد را به سال هاي بين 130 تا 170 هجري ( 750

-786 م ) منتسب مي كند ‚ محمد كريم پير نيا آن را به سال 160 هجري و ديگر محققان ‚ به

اواسط قرن دوم هجري متعلق مي دانند.

 

                                                   

 

+ نوشته شده توسط شهروز اکبریان در سه شنبه پنجم خرداد 1388 و ساعت 21:58 |

به نام خداوندخورشیدوماه

 

تولدم مبارک

 

باعرض سلام وخوش آمدگویی خدمت شمادوستان عزیزم امیدوارم از

مطالب این وبلاگ لذت ببرید

+ نوشته شده توسط شهروز اکبریان در سه شنبه پنجم خرداد 1388 و ساعت 17:16 |


Powered By
BLOGFA.COM